شکرخند آبانماه به شدت برگزار می شود!

سلام بر دوستان شکرخندی. علیرغم تمام تلاشهای مذبوحانه استکبار جهانی و ایادی داخلی آن(و حتی داخل آستینمان!)، چهل و هشتمین محفل ادبی طنز شکرخند با شکوه و شدت هرچه تمامتر برگزار می شود. قدوم شما را بر دیدگان می نهیم و این ابداً خالی بندی نیست. احترامات فائقه است! تکریم ارباب رجوع طنز!....

قرار همیشگی شکرخند، برگزاری آن در اولین شنبۀ هرماه است که از قضا این نوبت آن دقیقاً مصادف با روز شنبه،اول آبان(یعنی یکم آبانماه) می شود که خودش از معجزات و کرامات ما یا شما دوستان است که باید متخصصین امر نظر بدهند. در این جلسه هم حرفهای زیادی(به هر دو معناش!) برای گفتن دارم که خواهم گفت. در ضمن اگر کسی بتواند در شکرخند ــ و البته در چارچوب موازین لازم! ــ مرا از ته دل بخنداند، یک جایزۀ ویژه پیش من خواهد داشت. امتحانش مجانی است. سنگ مفت، گنجشک مفت!

      گرچه همسایۀ دردیم، ولی با دل تنگ

                                   هر لبی خنده کند، یاد شما می افتیم!

زمان شکرخند: شنبه ١/آبان/١٣٨٩ ساعت ۴ بعد از ظهر

مکان شکرخند: ضلع شمال غربی پل سیدخندان، خیابان جلفا،فرهنگسرای هنر(ارسباران)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یک خبر خصوصی خراسانی!

هر سال در شب ولادت باسعادت حضرت رضا(ع) تمام خراسانی های مقیم تهران دور هم جمع می شوند تا ساعتی خوش باشند. امسال نیز این اتفاق قرار است بیفتد. روز دوشنبه ٢۶ مهر، از ساعت ۶ تا ٩ شب.

 اجرای این برنامه امسال بر عهدۀ من گذاشته شده و من به سبک و سیاق خودم به آن رنگ و لعاب طنز و شادی بیشتری خواهم داد؛ به عشق امام غریبان و ضامن آهوان. در آخر برنامه نیز قرار است یکی از فیلم های کارگردان مطرح سینما، رسول صدرعاملی به طور اختصاصی به نمایش گذاشته شود که تا به حال اکران نشده و با موضوعیت امام رضا ساخته شده است.

خبر خوشتر و مهمتر هم این که در پایان برنامه، تمام حضار با غذای معروف خراسانی ها یعنی«شله مشهدی» پذیرایی خواهند شد که می توانند با خود ببرند منزل تا کانون گرم خانواده را نیز داغترش کنند! در این جور مواقع، شلۀ داغ خیلی اثر دارد. مجرّب است!

این دعوت خصوصی من از دوستان شکرخندی بود. شاید باشند کسانی که دوست داشته باشند به این محفل بیایند و اجرای خراسانی ما را هم در جمع همولایتی های مان ببینند. البته طوری غلیظ صحبت نخواهم کرد که زیرنویس لازم داشته باشد! فقط کمی راحت تر گپ می زنم. به عشق کسانی که سالهاست از آنها دورم و اسیر غربت تهرانم. به قول استاد محمد قهرمان تربتی:

         چطور دور افتیم از هم، مویم افتو تویی سیه

                         مو خار سختۀ دشتم، تو سیب سرخ کوهپیه!

زیرنویس: دیدی که چگونه از همدیگر دور افتادیم؟/من آن خار سوختۀ دشت هستم و تو آن سیب سرخ کوهپایه(خودمانیم؛ زیرنویسش هم که خیلی با اصلش فرقی نکرد!)

مکان: بلوار کشاورز(یا از خیابان فاطمی) ــ خیابان حجاب ــ سالن حجاب یا همان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

زمان: دوشنبه٢۶/٧/٨٩ ساعت ١٨ تا ٢١

 

/ 28 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لولی وش مغموم (امین محمدی)

سلام استاد. خسته نباشید از اجرای سه ساعت و اندی شکرخند. لطفاً با حوصله بخونین. پیشاپیش و در پایان هم پساپس عذر میخوام از اینکه وقتتون رو میگیرم با این عریضه ی طولانی(چه پارادوکسی شد عریضه ی طولانی) میدونم که حتی خیلی از دوستان سرشناس هم امروز بهشون وقت نرسید ولی چند مورد را شاگردانه و دردمندانه عرض میکنم: استاد عزیزو دوست داشتنی، بنده دانشجوی کارشناسی ارشد امیرکبیر هستم در رشته ی مهندسی پزشکی . احتمالاً از شرایط سخت و مشکل دانشگامون و استادا و درسامون یه چیزایی شنیدین. خدا شاهده فردا(یکشنبه) باید جواب تمرین رو تحویل استاد بدم ولی به خاطر شکرخند اصلاً نگاش هم نکردم.البته صرفاً نه به خاطر اینکه بیام چیزی بخونم بلکه خود شکرخند رو دوست دارم. استاد، بنده اهوازی هستم و تازه یک ماهه اومدم تهران و توقع آن چنانی ندارم. ادعای خاصی هم ندارم ولی از اون جایی که از همون دوره ی کارشناسیم که اهواز بودم شکرخند رو دنبال میکردم(به لطف خانم ها زمان فشمی و پاکروان) اینجا هم مشتاقانه اومدم. مهرماه که نوبتم نشد، پس فرداش شهریاران جوان هم همین طور و امروز هم که هت تریک کردین. بنده دو روز گذشته رو مشغول آماده کردن سروده های

یوسفی

سلام آقای رفیع یوسفی هستم ار انجمن داستان مهر همدان .اول اینکه بخاطر تشریف فرمایی شما به شهرمون ممنون .دوم اینکه اگه به وبلاگ انجمن هم سر بزنید و یه ذره هم نظر بدید خوشحال میشیم .با اجازه که نمیشه طبق عادت وبلاگ شما رو هم لینک میکنیم .امیدوارم که همیشه در این راه غریب و ظریف موفق باشید یوسفی دبیر انجمن داستان مهر همدان[گل]

NOx

سلام آقای رفیع!!! من دلم خونهههه!!![ناراحت][ناراحت] بچه تهران باشی و پایه شکرخند ولی دانشجوی ارومیه!!!! منم می خوام بیام!!!!

لیلا

اقای رفیع .من وقتی صدای شمارو از رادیو شنیدم راستش توهین نباشه ها ولی فکر کردم شما روحانی هستید.هر قیابه ای رو تصور میکردم الا این چهره ای که الان توی پروفایلتون دیدم.به هر حال,غرض از مزاحمت فقط خواستم بگم کارتون خیلی درسته.موفق باشید.

ساناز بهزادی

سلام. منو یادتون میاد انشالله؟ به وبلاگم سر بزنید. به روزم و منتظر شما.

ساناز بهزادی

سلام. منو یادتون میاد انشالله؟ به وبلاگم سر بزنید. به روزم و منتظر شما.

حمزه

حضرت رفیع یک سالی هست که بنده در مسکو هستم ویکی نه چندین شاهد تربتی الاصل مشهد نشین دارم حضرت دایی جان ، اخوان گرامیتان وسایر فامیل وابسته شاهد بنده هستند

محمد جاويد

سلام این خانم ارمغان هم کم کار شده قبلنا زودتر گزارش شکر خندو می نوشت از ذکر خیرتان هم ممنون[گل][گل] کار ما گرچه واقعاَ عالی ست در شکر خند جای ما ن خالی ست کرده جاوید اگر ز خود تعریف تو چرا فکر کرده ای مالی ست؟

ج و اد ی

سلام...مویم افتو تویی سیه ، را زیرنویس نکردین، منم آفتاب تویی سابه! در تربت چه خبر، علامت سوال را پیدا نمنم! شاد بشن.

موسی کو تقی

و در ادامه اجرای احکام اعدام در زندان وکيل آباد مشهد، سه شنبه گذشته چهارم آبان ماه ، حکم اعدام در مورد ۱۰ زندانی ديگر محکوم به اعدام در زندان وکيل آباد مشهد به صورت گروهی و بدون اعلام رسمی مقامات دولت ايران اجرا شد. همه قربانيان اين اعدامها متهمان مربوط به مواد مخدر بوده اند.