نشستی و ننشستم!

یکی از وی‍ژگی های فیزیکی بدن انسان، همین توانایی گرفتن حالت های مختلف الاضلاع همچون: نشستن و ایستادن و دراز کشیدن و خم شدن و.....امثال این اَشکال بدون اِشکال است. منتهی هر کدام از این حالت های فیزیکی اگر بیش از حد مجاز و خارج از چهارچوب موازین لازم پزشکی و پیراپزشکی باشد؛ حادثه آفرین می شود. فی المثل شما تصور بفرمایید بنده خدایی را که عادت کرده باشد بیش از اندازه خم شود. خب ظرف یک مدتی، پدر کمرش و ایضاً فنرش در می آید. از پس آن هم فغان و فریاد و لابه که آخ کمرم....وای کمرم.....

زبان حال دردمند:

                کمر از جان من دیگر چه خواهد

                                                   مرا چون با کمر کاری نباشد

این قضیه در مورد سایر حالت های استقرار آدمی نیز به شدت صادق است. هفشده روز اگر در یک بستر دراز بکشید و حتی با فعال شدن گسل های زمین هم تکان نخورید، احدالناسی هم شما را پشت و رو نکند که ته نگیرید؛ مطمئن باشید که زخم بستر می گیرید که گاهی بدتر از زخم زبان است. در زمینۀ نشستن نیز اخیراً متخصصان استرالیایی هشدار دادند که اگر به مدت طولانی صورت بگیرد، حتی برای افرادی هم که روزانه زمان مشخصی را ورزش می کنند، خطر ابتلا به سرطان را تشدید می کند.

این متخصصان دلسوز متذکر شدند که اگر بین نشستن های طولانی مدت، یک تا 2 دقیقه از جای خود برخاسته و راه بروید؛ با همین وقفۀ بسیار کوتاه می توانید شاخص های کلیدی سرطان زایی را تا حد زیادی در بدنتان کاهش دهید که سلامتی تان قفل نکند.

بستۀ پیشنهادی: حالا که نشستن زیاد تا این حد وحشتناک ضرر دارد، خیلی باید بی انصاف باشیم که در این مورد اقدام به ارائۀ یک بستۀ پیشنهادی نفرماییم. چیمان از متخصصان استرالیایی کمتر است؛ به جز مختصری تخصص که مهم نیست. در عوض، آنها هم در زمینۀ طنز صاحب تخصص نیستند. این به آن در!....پس بستۀ سربستۀ ما را تحویل بگیرید:

1ــ کار فرهنگی: این چه فرهنگ غلطی است که از قدیم الایام، به نظم و نثر و غیره، ما را دعوت به نشستن کرده اند وکماکان نیز می کنند؟...خب، من اگر بنشینم/تو اگر بنشینی/همه مان سرطان می گیریم؛ فاتحه!...پس باید که این فرهنگ غلط زیادی را اصلاحات درست و حسابی بکنیم.

مثلاً چرا باید سعدی عزیز بفرماید که: «بنشینم و صبر پیش گیرم/دنبالۀ کار خویش گیرم»؟....خب الآن بنا به ضرورت بهداشتی و فیزیولوژیک می توانیم بگوییم:«برخیزم و صبر پیش گیرم....»؛ یا «بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین...»، با اجازۀ حضرت حافظ بشود:«بتمرگ بر لب جوی و گذر عمر ببین...»؛ یا آن ترانۀ معروف معلوم الحال «عزیز بشینه کنارم/زعشقت بی قرارم/....»، چنین خوانده شود که:«عزیز نشینه کنارم/زعشقت بی قرارم/....» که تازه، بیشتر هم در چهرچوب موازین ارشاد هست. و قس علی عذا القیاس!

2ــ تعطیلی نشست ها: لازم نیست که بسیاری از کنفرانس ها و کنگره های علمی و ادبی و سیاسی و غیره(به استثنای برخی مناظره ها)، حتماً و لزوماً به صورت «نشست» انجام پذیرد. این جوری، به تدریج، سلامتی خود اشخاص دچار نشست می شود. افراد می توانند به حالت ایستاده با هم گفت و گو کنند یا هم که به صورت یک در میان، بنشینند و بایستند. این طوری، ظاهر مراسم نیز متنوع و متفاوت از شکل کلیشه ای همیشگی اش خواهد شد. ساعت بگذارند، هر نفر یک مدت مشخصی را بنشیند و دیگری بایستد و سپس این دیگری بنشیند و آن نفر بایستد. هرکسی چند وقته نوبت اوست!

3ــ تغییر مدیریت ها: چون پاره ای از مدیران زحمتکش و خدمتگزار ملت ممکن است بر اثر طولانی شدن زمان نشستن بر صندلی مدیریت، به تدریج دچار مشکلات ناشی از نشستن زیاد از حد شوند؛ بد نیست که هر چند سال یک بار لااقل جای خود را با یک مدیر دیگر عوض کنند. این طوری، آن مدیر جدید هم که قبلاً بر روی یک صندلی دیگر در یک جای دیگر نشسته بوده است؛ دچار عوارض خطرناک ناشی از نشستن زیاد در یک جا نخواهد شد. با اجازۀ مرحوم اوستا، این طور عرض می کنم که:«نشستی و ننشستم/شکستی و نشکستم». آدم بر اثر یک جا نشستن زیاد، دود از کمرش بلند می شود. میزهای ما هم که متأسفانه مجهز به دودکش نمی باشند.

/ 10 نظر / 29 بازدید
جوجه فیلسوف زشت

واووووو!خدا را شاکرم,که عمرم قد داد به دیدن آپی دیگر از شما! خیلی طولانی به چشممان آمد,آپ نکردنتان../.

محمد (آبان)

دم شما گرم ----------------- آمار بیکاری هم در این نشستن های زیادی از حد بی تاثیر نبوده مثلا همون عزیزی که میگفت:"عمله دسته دسته سر کویی نشسته..." اگر بیکار نبودن که سر کوچه نمی نشستند! البته به نظر بنده حقیر برخی ها را بگذاریم تا هر وقت دلشان خواست بنشینند سر جایشان بد نیست که!... . سرطان میگیرند از خیرشان خلاص میشویم انشاا...

نخودی

با این تفاسیر سرطان ما یحتمل است استاد ، چرا که مدتی ست در انتظار زیارت شما چشم به مانیتور منتظر نشسته ایم،با حضورخود در سین ۸ تم خطر سرطان را از ما دفع کنید. سپاس

سحر

سلام جناب اقای رفیع برعکس سابقه اشنایی با خودتون البته از طریق تلویزیون!اشنایی باوبلاگتون بی سابقه است شنیدم به نهاوند تشریف بردین اگه به شهر ما بروجرد هم سر بزنید خوشحال میشیم.

پسرک مزخرف

این نشستنها به حال گازهای شبه متانی که در انتظار فرصتی به جهت خروجی بیصدا هستن هم مفید نیست.. میدونی؟! ممکنه در اون وضعیت پر فشاره باسن به جهت نشستن زیادی کنترل نشده خارج بشند و بخاطر صوت ایجاد شده و مورد توجه قرار گرفتنت حالا مثلا در مجلسی شلوغ بگی که خانومها آقایان بادی بود راهی داشت آیا با شما کاری داشت چرا بمن اینطور نگاه میکنید مگه اولین بار این صدا رو میشنوید... [خنثی]

ساعده

به نظرتان اصلا بهتر نیست صندلی های اتوبوس های فوق تندرووووو بی آرتی و مترو را جمع کنندتا اولا سر سوار شدن و نشستن روی صندلی دعوا و کتک کاری و اجیانا تلفات پیش نیاید ؟؟؟ و دوما فضا برای درست ایستادن همه باشد تا به شکل های غیر اخلاقی دست یکی به گردن دیگری و بند کیفی یکی دیگر به دور کمر یکی دیگرتر !گیر نکرده باشد و منجر به صحنه های ناجور و ایستادن های پر کش و قوس نشود ؟؟؟سوما وقتی فرهنگ مراعات حال پیران و سالمندان و ...(همه چیزایی که آقاهه از بلند گو اعلام می کند ) رعایت نمیشود اینجوری کلا فرهنگ بر چیده شود تا عده کثیری مان متهم به بی فرهنگی نشویم ؟اصلا همه این ها به کنار همیشه خدا پاک کردن صورت مسئله آسان تر از حلش بوده است !!!!! البته همه این ها نظراتی چرندی و پرند از طرف یکی از دوستداران قلم شما و خود شماست !!!!!!همین و بس[لبخند]

بيداد کرمانشاهی

سلام بر استاد گرانقدر پس از مبتلا گشتن وبلاگ قبلي شما به درد خانمانسوز فيلترك! مدتها بود كه از شما بي خبر بوديم و فقط از صفحه جام سانسورنماي ملي! موفق به كسب فيض از حضرتعالي مي شديم. تا اين كه متوجه شديم جنابعالي در يك حركت فيلتركش(به ضم كاف)! آدرستان را تغيير داده ايد و مي توانيم در بلاگستان از وجود شما كسب فيض نماييم. اينجانب از ارادتمندان شما بوده و هستم و گهگاهي جسارت نموده و دست به كيبورد برده! و چيزهايي از خودمان در مي كنيم!!!(البته تا آستانه تحمل دل نازك جناب ملك الفيلتر!). مايه خوشحالي و فخر حقير است كه از نظرات كارشناسانه آن مقام رفيع!!! بهره مند گردم.

محمد فتحي

سلام ،‌مطلب تامل برانگيزي بود موفق باشيد

مینا

سلام.استاد رفیع مثل همیشه جالب وجذاب وهنرمندانه نوشتید سپاسگذارم.استاد

فاطمه

باعرض سلام کمی تاقسمتی ابری ازاینکه واقعیتها رابه زبان طنز وبدون غرض بیان وی کنید متشکرم وازاجراهای زیبایتان دربرنامه های مختلف