شکرخند آبانماه برگزار می شود

ای پستۀ تو خنده زده بر حدیث قند

                                     مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند

بدینوسیله ــ یا هر وسیلۀ مجاز دیگر ــ به اطلاع عموم علاقه مندان به طنز و لبخند می رساند که هفتادو هشتمین محفل ادبی طنز شکرخند، یوم الشنبه(!)مورخ چهارم آبانماه(که روز مشکوکی هم می باشد!)، مصادف با بیست و ششم اکتبرالحرام 2013 میلادی، با شدت هرچه تمامتر و دشمن کوب تر برگزار می شود.

مکان شریف، همان محل ثابت همیشگی،یعنی فرهنگسرای ارسباران چه گلباران،واقع در ضلع شمال غربی پل سیدخندان، خیابان جلفا واقع می باشد و ساعت شروع برنامه نیز رأس ساعت 4 بعداز ظهر؛ البته اگر زمین به آسمان نیاید(یا بالعکس)!

کماکان ورود برای عموم مردم طنزپرور عزیز نیز کاملاً آزاد می باشد(البته با لحاظ کردن یک بلیت دو تومانی ناقابل جهت مخارج فرهنگسرا که حساب کردیم دیدیم معادل یک بسته آدامس جهت جویدن و بادکردن و ترکاندن می باشد!)؛ منتهی نقل است که هرکس زودتر از ساعت چهار، در محل حادثه حاضر شود،احتمال این که صندلی گیرش بیاید، بیشتر است. والله اعلم بالامور!...

/ 18 نظر / 66 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ندا

سلام چند سال به چند سال کامنت ها رو تایید میکنید ؟؟؟؟؟!!! خب خسته شدم بس که سرزدم به سایت!!!![کلافه]

ندا

سلام ارشیو وبلاگ رو نگا ه میکردم چقدر خوب بود به کامنت ها جواب میدادید ولی الان دیگه......

z

منم میخوام بیام....ولی ما مشهدیمممممممم[گریه]

فاطمه

سلام وبلاگ شما با عنوان وب ثبت شد اگه مايل بودي منو لينك كن

امیر علی

سلام آقای رفیع حقیقتا من می خواستم یک اعترافی خدمت شما داشته باشم: من شما رو با برادرتون جناب آقای جلال رفیع اشتباه میگرفتم, برای اولین بار شمارو توی برنامه ی پاتوکفش اخبار دیدم پیش خودم گفتم ماشاا... جناب جلال رفیع چه قدر با انرژی برنامه رو با این سنشون اجرا میکنن انگار نه انگار که زندان زمان شاه رو تجربه کردن , صداشون چقدر عوض شده , سیبیلشون کجا رفت , چرا انقدر لاغر شدن و ....خلاصه بعد از چند وقت متوجه شدم که شما رضای خانواده ی محترم رفیع هستید. حالا شما بگید این نسل جوون حواس پرتن؟

z

اگه براتون شعر بفرستم تورو خدانظرتونو میگین.............جون مااااااااااا بابا همشهذی هستیم ناسلامتی

بیژن

پـنـجـره را بـاز کن و از ایـن هـوای مـطـبـوعِ بـارانـی لـذت بـبـر خـوشـبـخـتـانـه بـاران ارثِ پـدرِ هـیـچـکس نـیـسـت (حسین پناهی)

r

فرهاد

با سلام ما یه متن توی کتاب سال دوم دبیرستان داشتیم به نام( مایع حرف شویی)-خیلی با حال بود- نویسنده اش جلال رفیعی بود -وقتی این متن رو واسه مامانم می خوندم می گفت چقدر ادبیات متنش شبیه ادبیات اقای رفیع سلام تهرانه ومدت زیادی سر اینکه بابا اون رفیع است واین رفیعی و اونجانب اقی رضا هستند وایشون جلال.ولی مادرم قبول نمی کرد.خلاصه از اونجایی که من تابع حرف مادرم هستم قبول کردم حالا آیا