معضل خانه خالی

                                     

از همان بدو پیدایش بشر(موخ 1/1/1)، انسان اولیه برای حل مشکل مسکن خود، در به در به دنبال غار خالی و بعدها خانه خالی بوده و تمام شهر را می گشته است. نه تنها در روز روشن که گاه در شب تاریک؛ چنان که حضرت مولانا به یک موردش اشاره می کند:«دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر.... و الخ».

توضیح خصوصی: از اتاق فرمان اشاره می کنند که چه ربطی داشت؟...نفسشان از جای گرمی در می آید. در وانفسای گرانی خانه ها و سرگرانی صاحبخانه ها، دیگر چه کسی قائل به ربط است که ما دومیش باشیم؟...آن که گفت:«کلنگ از آسمان افتاد و نشکست/ وگرنه من کجا و بی وفایی»؛مثلاً خیلی قائل به ربط بوده؟...(فکر می نمایم که همین مقدار استدلال که رو کردیم،به اندازۀ کافی و وافی، محکم بود که مو لای درزش نرود.)

الان هم در این مقطع حساس کنونی، کمافی السابق، مشکل پیدا کردن خانه خالی برای بشریت وجود دارد؛ و بدیهی است که ایران هم از این قاعده مستثنی نیست. حالا در این میانه، هستند کسانی که علاوه بر مسکن مورد نیاز خود و خانواده محترم، یک چند تا خانه خالی بلامصرف هم گوشه و کنار دارند و با این که می دانند بنی آدم اعضای یک پیکرند؛ اما از اجاره دادن خانه خود به سایر بنی آدم خودداری می کنند و حتی اگر خود شیخ شیراز حضرت سعدی علیه الرحمه هم زنده می بود، حاضر نبودند خانه خالی خود را در اختیار وی قرار دهند تا بنشیند و صبر پیش گیرد، دنبالۀ کار خویش گیرد. بلکه توانست جلد دوم و سوم گلستان و بوستان را کار کند. فقط می ماند مختصر مشکل ممیّزی که آن هم با توجه به آشنایی هایی که هست، قابل حل بود.

از بحث اصلی پرت نشویم. در راستای حل و فصل مشکلی که عرض شد(مشکل خانه های خالی و پز عالی)، با خبر شدیم که رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس از تصویب طرحی برای اخذ مالیات از خانه های خالی در آستانۀ ماه رمضان به عنوان یکی از نخستین مصّوبات مجلس نهم، خبر داده است که چون خبرش داغ است، فلذا شنیدن دارد.

تازه ترین خبر:«محتکران خانه های خالی، در صورت نپرداختن مالیات، ممنوع الخروج می شوند.»

بستۀ پیشنهادی: نظر ما هم این است که ملت و دولت،هر دو، باید هر کاری از دستشان بر می آید انجام دهند تا این آدمهایی که صاحب خانه های خالی بلااستفاده می باشند؛ به صرافت آن بیفتند که خانه های خود را به کسانی که مشکل مسکن دارند، به رهن و اجاره بدهند. لهذا ما نیز پیشنهادهای خودمان را داریم:

1ــ ممنوع الورود کردن: اشکال ندارد؛ طرح اول این باشد که دارندگان خانه خالی ممنوع الخروج شوند؛ اما اگر این طرح افاقه نکرد، به نظر ما این دسته آدمها بهتر است که ممنوع الورود شوند. بگذاریم از کشور خارج شوند، وقتی شدند، بعدش نگذاریم داخل شوند؛ مگر آن که همان لب مرز، تکلیف خانه های خالی خود را روشن کنند. این، بیشتر جواب می دهد.

2ــ بستن عهد: در استانۀ ماه مبارک رمضان، بینی و بین الله، با خدای خودشان و خودای ما عهد وپیمان قرص و محکم ببندند که در این ماه فقط شکم خود را برای همدردی با نیازمندان، خالی نگهدارند؛ خانه های خود را برای همدردی با آنها خالی نگه ندارند.این دهان بستی، دهانی باز شد؛ این گونه تعبیر شود که درِ معدۀ نفس را ببیندند و درِ خانه های خالی را باز کنند. این طوری است که یک دفعه می بینند دلشان خورندۀ لقمه های راز شد. نیازمندان، به معدۀ خالی شما نیازی ندارند، به خانۀ خالی شما سخت محتاج اند.

3ــ تعقیب حقوقی: اشخاصی که خانه خالی بلامصرف دارند؛ به جرم «خالی بندی» تحت پیگرد قانونی قرار بگیرند. این کار را دولت انجام ندهد، خود ملت آنها را شناسایی و به مراکز حقوقی و قضایی معرفی کنند. بعید است که ملت از خالی بندی خوششان بیاید. مردم از سیاست خالی بندی دل خوشی ندارند؛ و گرنه شاعرشان سهراب، دم ِ راه آهن نمی گفت: من قطاری دیدم که سیاست می برد/ و چه خالی می رفت!...

/ 29 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجتبی علی نژاد

سلام اقا رضا. من با دیدن " پا تو کفش اخبار" با شما اشنا شدم و بعد اون از طریق وبلاگ خانم فشم فشمی! تمام گزارشات شکرخند رو خوندم و دو جاش با تیکه هات(ببخشید صمیمی خطاب می کنم) خیلی حال کردم. یکی اونجایی که اگه اشتباه نکنم اقای ابهری اومده بود و اگه باز اشتباه نکنم به خانم صداقتی یا رفیعی گفت شما ازدواج نکردین؟ و شما برگشتی و گفتی: مزاحم نباشم؟! و اینکه رفته بودید ملاقات پدر خدا بیامرزتون و خربزه برده بودین و ماموره( البته مامور خانم نبوده!) پرسیده بود توی خربزه ای که اوردی چیه و شما جوابش رو داده بودی. تلاشم رو دارم می کنم که در زمینه طنز فعالیت کنم و فکر می کنم با سن22سال دیر نباشه و فرصت دارم که خودم رو در این زمینه مطرح کنم. گاه گاهی شعرهام رو واستون میل می کنم! و اگه ارزشش رو داشت جوابم رو بدین و یا اشتباهاتم رو ذکر کنین هرچی نباشه شما تربتی هستی و منم مشهدی و تقریبا همسایه ایم. حالا بماند که تربتی ها بین ما مشهدی ها به خطرناکی مشهورن و اسمشون که میاد ادم یاد ضرب المثل معروف: گر بدیدی تربتی... میفته ولی خب گاهی هم استثنا وجود داره[چشمک] امیدوارم همیشه لبتون خندون باشه و دیگران رو هم بخندونید. موا

مجتبی علی نژاد

در ضمن باعث افتخارمه که از نزدیک ببینمتون و باهاتون صحبت کنم و در مورد طنز و این که چطور شد به طنز نویسی روی اوردین و این که چطور پله های ترقی رو طی کشیدین! ازتون سوال کنم و به جواب برسم. البته فکر کنم خرجش یک دیزی باشه[چشمک] حداقل واسه اقای استاد احمد جواب داد. خدا رو چه دیدین شاید این کلک واسه ما هم گرفت. به امید روزی که دست در دست هم دهیم به مهر، میهن خویش را کنیم اباد!

امیرعلی

سلام؛ خیلی از نوشته هایتان و برخی برنامه های "سیما"ییتان را دیده بودم، اما توفیق دیدار از نزدیک را نداشتم. توفیقی دست داد تا روز 5 شنبه 29تیر در جشن پرشین بلاگ، حضورا هم زیارتتان کنیم. بسی مشعوف شدیم از دیدنتان و شوخی هایتان از جمله تعریضی که به "بنی ادم اعضای یکدیگرند" داشتید! نمی دانستم وبلاگ دارید و در آن مراسم متوجه شدم. خلاصه که اگر شما نبودید از رفتن در آن مراسم بسی پشیمان بودم. روزگارتان خوش؛ قلمتان نویسا.

رهگذر

سلام استاد! عالی بود! زنده باشی![گل][گل]

فراخوان

((فراخوان)) تمدید مهلت ارسال آثار به جشنواره شعر دانشجویان و طلاب تا پایان مردادماه (شعر، مجموعه شعر منتشر نشده، مقاله) 30 جایزه 5 میلیون ریالی 3 جایزه 10 میلیون ریالی f.poem2@gmail.com www.shahrestanadab.com/jashnvareh

علي مظفر

نيك باشيد و نويسا ما خانه نداريم و غم خانه نداريم چون شمع رفيق گل و پروانه نداريم نه دوست كه با او سر بالش بگذاريم نه حرف و حديثي كه گزارش بگذاريم فارغ ز جهانيم و جهان مال شما ها خوش باد در اين همه‌همه‌ها حال شما ها ويرانه سراييم و در اين شهر غريبيم ما نيز غريبم چو امثال شماها باید که به جنــــــگ این گرانی برویم با شیوه و دانـــــــــش جهانی برویم چیزی نخریم و نخوریـــــــم تا یک ماه شد، شد چو نشد به میهمانی برویم بدرود

مرجان

وبلاگ بسيار خوب و جالبيه[گل] تبادل لينك؟

فرزین کشاورز

آخه 1/1/1 که نمیشه بدو پییدایش بشر! باید 0/0/0 میشد!! اون کلنگی هم که از آسمون افتاد با مصرع بعد یک رابطه ی پنهانی از نوع سبک هندی داره [رویا]

محمد

اندر حکایت مواضع دایم التغیر خاتمی مرقوم فرمایید که تاریخیست