اعلام آمادگی حقیر برای مناظره!

                           

گفته می شود که تهیه کنندگان برنامۀ«دیروز،امروز ،فردا، پس فردا، پسون فردا»، در پی استقرار یک توده جوّ ایجاد شده در اطراف جناب آقای اسفندیار رحیم مشائی به خاطر برخی اظهار نظرات صادره از سوی ایشان، به دنبال ترتیب دادن مناظره ای با حضور مشارالیه برای روشن شدن برخی نقاط تاریک و احیاناً باریک می باشند. ما از این مناظره و کلاً از هر مناظره ای که منجر به تبیین اذهان عمومی و بر طرف شدن تشویش همان اذهان مذکور شود، به شدت چند ریشتر استقبال می کنیم. مناظره که حتماً نباید کارکرد دم انتخاباتی و روکم کنی رقیب داشته باشد.

دعوت به مناظره:

                  بیاور هر آنچه که داری ز  زور

                                 که تا گفت و گویی شود جفت و جور

                   نظر کی خورد مرد صاحب نظر

                                        بگو لعنة الله علی چشم شور!

اعلام آمادگی: حتماً جناب مشائی از هر نظر آمادۀ حضور در این مناظرۀ احتمالی می باشند؛ چرا که همین دیروز ایشان در پاسخ به کسانی که وی را دعوت به سکوت کرده اند، گفته است که هرچند احترام این عزیزان واجب است، اما دیدم اوجب آن است که من حرف بزنم. پس این از آمادگی رئیس دفتر رئیس جمهور برای حرف زدن که بالتبع از آن می توان وجود آمادگی برای شرکت در هرگونه مناظره را نیز نتیجه گرفت.

این میان فقط می ماند اعلام آمادگی طرف مقابل مناظره، که چون تا به همین ساعت ــ به جز شایعۀ اعلام آمادگی جناب مصطفی کواکبیان با آن بیان گیرا وشیواشان که تا حدی به مرحوم ملک المتکلمین پهلو می زند و ظاهراً حضور در مناظره دارد به شغل دیگر ایشان تبدیل می شود ــ از فرد دیگری اعلام آمادگی ندیده یا نشنیده ام؛ فلذا روز روشن و با جسارت و جرأت هرچه تمامتر و بنا به دلایل قرص و محکم زیر، آمادگی شدید خود را برای حضور در مناظره با آقای رحیم مشائی اعلام می نمایم. ادلّۀ و براهین مورد ادعای کمترین برای شرکت در مناظره بالا به قرار زیر است. لطفاً به زیر نگاه کنید:

1ــ تجربه در طنزپردازی: نظر به درازنا و پهنای باند حضور حقیر در عرصۀ طنز معاصر و قدمت آن، می توانم با حرفهایم باعث تلطیف فضای مناظره و خارج شدن بحث از حالت خشک و خشن و خدای نکرده دست به یقه شدن غیرملموس شوم. تفکر اگر با تبسم همراه باشد، هم بحث را شیرین و دلنشین می کند و هم مخاطب بیشتری را بدون تخمه پای تلویزیون می نشاند. ای بسا که از میزان تماشاکنان فارسی وان مزخرف نیز کم گردد. الهی آمین!

2ــ صاحبنظر بودن: کمتر حوزه و حیطه ای  در مباحث فکری و فلسفی و فرهنگی و هنری و پزشکی و آپاندیس و فروش کلیه ....و غیره بوده است که وجود مبارک ما در این سالها که شرف حضور در قلمرو ادب و فرهنگ را داشته ایم، وارد آن نشده و نظری چیزی در آن ارتباط نداده باشیم. اسنادش هم موجود است. فقط هم اهل انتقاد نبوده ایم. در کنارش راهکار هم نشان دادیم. در این سالها به حدی صاحب نظر بوده ایم که به فرمودۀ جناب حافظ:«در نظربازی ما بی خبران حیرانند....»؛ منتهی ما کاری به حیرانی و سرگردانی آنها نداریم و کار خودمان را می کنیم.«من چنینم که نمودم، دگر ایشان دانند». تعارف نیست،واقعاً نمودم.

3ــ قصد سیاسی نداشتن: بنا به گواه خودم و سایر اهل قلم، هیچ انگیزۀ سیاسی در سر حقیر نیست و اگر مختصر طنزی می نویسم محض اشاعۀ طنز خالص و خنداندن مردم همیشه در صحنه است، ولاغیر. نه می خواهم نمایندۀ مجلس شوم و نه خدای نخواسته کاندیدای ریاست جمهوری. انگیزه هایم صرفاً ادبی است.  بی ادبی و سیاسی نیست. مگر کسی ناغافل هل دهد که بیفتیم وسط گود که از شخصیت عاقل و بالغ ما بعید می نماید. ما توی محل، پیش در و همسایه آبرو داریم. حالا زن و بچه به کنار!

4ــ همراه نداشتن: بنده به جز همین همراه اولم که آن را هم پیش از شروع  مناظره جهت نینداختن پارازیت در وسط بحث، در نطفه خاموش می نمایم؛ هیچ همراه دیگری نخواهم داشت. این در حالی است که بسیاری از مناظره کنندگان(به خصوص درمناظرات  انتخاباتی ریاست جمهوری سالم سال گذشته) علاوه برخودشان، یک چهل ــ پنجاه نفری از آشنایان و هواداران و مشاوران و کف زنان و کف کنان و صلوات فرستندگان را نیز با خودشان به همراه می برند و آنها را بیخ گوش استودیوی محل ضبط و پخش مناظره مستقر می کنند. در صورتی که بنده همان طور که عرض کردم فقط یک فقره تلفن همراه اول به همراه دارم. چون بنده در عمل معتقدم که با وجود همراه اول هیچکس تنها نیست.

 

/ 29 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاضل ترکمن

به‌به چه عکس قشنگی از خودتون گذاشتین. هرچی سنتون بالاتر می‌ره، خوشگل‌تر و باوقارتر می‌شین! خدا به داد دخترها برسد![قهقهه]

ایرانمنش

واي ي ي آقاي رفيع !...چرا اي ي ي نقدر پير شدين؟آخرين دفعه اي كه ديده بودمتون شكرخند 31 بود،اونموقع كجا ،الان كجا!!!!!اون زمان هم جوونتر بودين هم شيطون تر !اما الان دیگه خی ی ی لی آقا شدين !دیگه بهتون نمیاد که شوخی کنین یا اینکه به مدیریت خودتون ،برای مردم مجلس بگو بخند راه بندازین . نمي دونم ،شايدم ژستتون ساختگی باشه؟!به هر حال لازم شد که اینبار بیام شکرخند و از نزدیک ببینمتون . راستی بدون کارت میشه اومد تو؟

علی

اقای رفیع دیگه وقتشه [لبخند][گل]

شیرین

سلام آقای رفیع،من و دوستام به خاطر کنکور 3تااز برنامه های شکرخند رو ازدست دادیم...شنیدم آخرین برنامه کسانی که عضو بودن به برنامه اومدن و...راستش درست نمی دونم!آقای رفیع ما چطور می توانیم ثبت نام کنیم؟ما هم قبل از کنکور!تمام برنامه های شکرخند رو می اومدیم...

بنوید

حسابی پیر و پشت میز نشین شدین.عکس وبلاگ قبلی تون تو خیابان...پشت دیوار...نگاه زیرک...اما الان چی؟توی دفتر تحریریه...پشت میز کار...یه لبخند ساختگی.استاد عزیز یه فکری بکنید به حال این عکس !!!!!

بانوی نیمه شب

درود استاد خوبه...گمون نکنم کسی مخالفتی داشته باشه...برید جلو همه پشتتون اند. ولی این همراه اول رو نبرید طبق شعارش " هیچ کس تنها نیست چون همیشه یک نفر به مکالمات شما گوش می دهد" بردن همراه اول در مناظره به منزله ی بردن کل ارتش و سازمان اطلاعات و سپاه و کل کشور بر سر جلسه است...خب اینهمه آدم رو کجا میبرید؟ نکنید این کارها را...طرف مناظره ی خوبی باشید...آفرین[نیشخند][پلک][گل]

بانوی نیمه شب

و اما در مورد عکستون : یه مدت دیگه با داداشتون دو قلو میشید! بعد دیگه تشخیص دادنتون امکان پذیر نیست[پلک]

محمد جاويد

سلام جناب رفيع به نظر من طنزپردازان يكي از مظلوم ترين و بي ادعا ترين هنرمندانند و اكثراً براي عامۀ مردم و حتي خود طنزپردازان هم ناشناخته باقي مانده اند، با توجه به رسالتي كه در حيطۀ طنز به عهده گرفته ايد چه خوب است حداقل در دوصفحه اي كه در اطلاعات هفتگي در اختيار شماست و يا در وبلاگتان نسبت به معرفي طنزپردازان كشور با عكس و بيوگرافي مختصري از آنها اقدام نماييد مثلاً هر هفته يك نفر را در آن صفحه معرفي نماييد.اطلاعات لازم را هم از كانال دوستانتان كه به حمدالله در سراسر كشور شرف حضور دارند مي توانيد جمع آوري نماييد مثلاً اطلاعات شيرازي ها را از طريق بنده و ساير دوستاني كه مي شناسيد به دست مي آوريد حال خود دانيد از ما گفتن بود ثواب داره جاي دوري نميره [گل][گل]

موسوی

سلام آقا رضا [گل] فکر کنم باید این اعلام آمادگی رو رسانه ای کرد از اونجایی که به رسانه های اینور و اونور دسترسی نیست باید به رسانه های یه وری چنگ انداخت البته مراقب باشید زخمیش نکنید[گاوچران]

گزنه نویس

سلام همولایتی. اگه یه سر به من بزنی دو تا ثواب کردی.اول این که ماه رمضونیه یه بنده ی خدا رو خوشحال کردی، دوم این که، حالا دومش باشه واسه ی بعد. قلمت همیشه نوک تیز و صفحه کلید سیستمت همیشه در حال تلق و تولوق باد