فکر نان کن که مناظره آب است!

                                       

شنیده شده است که یکی از رؤسای جمهور سابق ــ که نخواستیم نامش فاش شود ــ از رئیس جمهور فعلی مملکت،تقاضای برگزاری یک مناظره کرده است. البته با قید«دوستانه» که آدم مارگزیده بیشتر می ترسد.پدربزرگ چیزفهم ما همیشه می گفت:«به دوستی دوستی،از کله ات بکنم پوستی»!...

در مواجهه با این درخواست دوستانه، دوستان به دو گروه تقسیم بندی می شوند:

گروه موافق: کسانی که از برگزاری این مناظره استقبال می کنند و بعضاً مراتب رضایت خود را توی بوق هم کردند. اطرافیان ذی نفع رئیس جمهور سابق بیشتر دراین گروه جا می گیرند. اما از اطرافیان و طرفداران رئیس جمهور جدید، فقط آقای اکبر ترکان،مشاور عالی رئیس جمهور،استقبال کرده و گفته که از مناظره به شرط راستگویی استقبال می کنیم.

به نظر ما که ایشان در عمل ودر پوشش موافقت ظاهری، در باطن و در حقیقت سنگ بزرگ جلوی مناظره انداخته است که نشانۀ نزدن است و از هر مخالفتی، سخت تر. لابد ملتفت هستید که آقای ترکان،چه شرط سخت و سنگینی گذاشته؟آخر،خدا را خوش می آید یک همچین شرط و شروط دشوار و مالایطاقی؟....

گروه مخالف: جماعتی که راضی به این کارنیستند و بعضاً حتی معتقدند که الآن وقت مناظره نیست؛وقت محاکمه است. طرف را به ده راه نمی دادند،سراغ خانۀ کدخدا را می گرفت. اینان معتقدند که دولت سابق در حالی برای دفاع از عملکرد خودش به قالب مناظره روی آورده که قاعدتاً باید خودش را برای دادگاهی آماده کند که قرار است ماه آینده برگزار شود و در آن به شکایاتی که در خصوص عملکرد وی در دوران ریاست جمهوری مطرح است، رسیدگی خواهد شد.

مثلاً آقای محمدرضاصادق،مشاور دیگر رئیس جمهور فعلی، گفته است:«پیش از این، دولت درگیر بگم بگم ها و بگوبگوها بوده؛اما دولت یازدهم به دنبال رفع مشکلات و درمان دردهای ملت است.»

گروه مخافق: عده ای همچون خود نگارنده که در اقلیت می باشند. هم مخالف اند،هم موافق. مخافق اند.دوست دارند مناظره برگزار شود که باز خیلی چیزهای دیگر روشن شود.دوست ندارند برگزار شود،چون ذهن مردم به اندازه کافی درگیر هست. آن قدر مشکلات دارند که نمی دانند این مناظره را کدام ور دلشان بگذارند. هر سر موی حواس من به جایی می رود!...باید فکر نان کرد که خربزۀ مناظره آب است. به قول بسحق اطعمه:

        چون از درون خربزه واقف نشد کسی

                                     هر یک حکایتی به تصور چرا کنند؟

نتیجه گیری: بیکاری، ریشۀ بسیاری از گرفتاری هاست. آدم به هزار فکر و خیالات جور واجور می افتد. یکیش مناظره است. یکیش کشیدن نقاشی هایی بر روی کاغذ به نام آمار.یکیش به فکر مطرح کردن دوبارۀ خود افتادن. یکیش.......... اشاره می کنند که ولش کن!

ــ ای به چشم؛سمعاً و طاعتاً.... العاقل یکفیه الاشاره! 

 

/ 9 نظر / 121 بازدید
حسین

** only Damash gilan **

محمدعلی حاجیان

ماراغل زنجیرنمودی رفتی وامانده وبی چیزنمودی رفتی اکنون که هنوزدرطلاتم هستیم شایدفرجی شودچه پرروهستی

خیالِ کج

سلام بر حضرت والا خیال هم از استقبال بی نظیر اهالی طنز از بازگشت رییس جمهور سابق به عرصه سخن رانده در : ستون مستقل "طنزیم اخبار" "خرید برند هاشمی رفسنجانی+ترجمه مناظرات احمدی نژاد به زبانهای زنده و مرده!" در اینجا: http://www.khabarnew.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=1&Id=43987&Sgr=1 ممنون

سلسبیل

سلام استاد من هم شدیدا مخافقم

خيالاتي خوشبخت

بيچاره و مفلوك نمودي ما را پررو شدي و سوسك نمودي ما را محمود برو بكش تو دستت از ما عاقل شو كه مشكوك نمودي مارا ...[لبخند]

صمد آقا

من نمی دونم مناظره چیه! ولی ننه آغام گفته منازره یعنی دونفر میشینن هی زر می زنن!اما عین اله میگه مناظره فقط تو شهرای بزرگه ! هی پته همدیگرو میریزن رو آب !هی چاخان پاخان سر هم میکنن! میخواستم از لیلام بپرسم کدخدا نذاشت! اگه مناظره اینه که اینا میگن منم مخافقم! مناظره میکنم آی مناظره میکنم! هیشکی نمیتونه مث مو مناظره بکنه!

جواد

با سلام فکر میکردم شما لااقل منصف باشید. ولی با این حال هرجا باشم سعی میکنم برنامه شما نگاه کنم. لبه تند انتقاد باید رو به همه باشه.با تشکر

بهار

سلام آقا رضا.من بهار ارجمندزاده ام از خراسان شمالی.فرهنگی هستم و از قضا بدجور عاشق شعر گفتنم ولی شعر گفتنم نمی یاد عاشق حضرت حافظ هستم و کارای شما رو هم دوست دارم امیدوارم همیشه همین طور موفق و شاد باشید

مرتضی

ای شیخ اگر مشاورت ترکان است ... این ره که تو می روی به ترکستان است ! وقتی جناب حقوقدان ! ادام الله ظله الشریف علی راسی ! در تبلیغات انتخاباتی خود وعده ی "صد روزه" می دادند شخص شریفی می گفت آقا در کذب شیخ همین بس که وعده ی صد روزه می دهد ! مگر می توان به صد روز مشکل بزرگی را حل نمود ؟ شخص نحیفی که در مجلس شرف حضور داشت پاسخ داد مشکل اصلی این عزیزان به صد روز حل شود و نیاز به دو صد روز نباشد ! اما ناگهان "ظریفی" از راه رسید و با خنده های جانانه و غش و ریسه گفت : حیف که قسم خورده ام از قرارداد چیزی فاش نکنم ! اما فقط همین قدر بگویم که مشکل اصلی فقط و فقط توهینی است که در مناظره ی کذایی به ارباب ما شده است که آن هم با بدست گرفتن مسند و کلید انداختن به گنجینه ی اسرار به گزارشی حل شود. مردم هر چند مقامشان "رفیع" است اما مشکلشان را باید خودشان حل کنند ! مگر نه اینست که امام راحل فرمودند : کار مردم را به مردم واگذار کنید ؟ ! !