دولت خندان، پستۀ ناخندان!
ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٦   کلمات کلیدی:

                                                 

بروبچه های نسل امروزهمچین خیلی هم بیخود نگفتند که:«مارادونا را ول کن، غضنفر را بچسب!» ظاهراً الآن حکایت ماست که برماست. یعنی چی؟.... درست صحبت کن! یعنی این که ظاهراً باید عجالتاً بحث ارز و سکه را ول کنیم، موقتاً دو دستی بچسبیم به موضوع پسته. همان که نوع خندانش طرفدار زیاد دارد و جناب حافظ وقتی که می خواهد لب و لوچۀ یار را توصیفی زیبا کند، آن را سربسته به پسته تشبیه می کند و ضمن رعایت موازین مورد نظر چاپ و نشر وزارت ارشاد می فرماید:

           ای پستۀ تو خنده زده بر حدیث قند

                                مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند

چندی است که قیمت پسته هم بدجوری افزایش پیدا کرده. حالا شما تصور کنید که یک کسی پراید داشته باشد، داخل پرایدش هم پسته داشته باشد. از هر که خواستگاری کند، بله را روی هوا گرفته است. منتهی الآن یک خرده ای مردم ابراز ناراحتی می کنند که آن 70 هزار تومانی که دولت می خواهد به عنوان «عیدانه» و با هدف کمک به دهک های پایین جامعه به آنان بدهد، کفاف خرید پسته شان را هم به زور می دهد.

خبر خوش پسته ای: خوشحالیم به اطلاع عموم مردم پسته دوست برسانیم که خوشبختانه مسؤولان مربوطه به فکر ارائۀ یک راه حل موقت افتاده اند. رئیس انجمن پسته در همین راستا اعلام کرده که:«بر اساس تفاهمنامۀ منعقد شدۀ میان صادرکنندگان و مسؤولان برای کاهش قیمت پسته، ازدیروز اول اسفند، پستۀ مرغوب صادراتی کیلویی 30 هزارتومان در نمایشگاه های بهاره و مراکز فروش عرضه می شود.»ایشان همچنین خاطرنشان کردند که:«خوشبختانه پسته به اندازۀ کافی برای تأمین نیاز شب عید وجود دارد و فقط باید قیمت آن را کنترل کرد.»بله؛ می بینید که در زمینۀ وجود و وفور پسته هیچ مشکلی نیست، جز کنترل قیمت آن که آن هم چیزی نیست؛یعنی برای ما چیزی نیست. سه سوته کنترلش می کنیم.

بسته(پست)ی پیشنهادی: حقیر به عنوان یک علاقه مند به پسته و ایضاً در راستای کمک به رئیس انجمن پسته، نکاتی چند را معروض می داریم(داخل پرانتز عرض می کنیم که دریغ و صد آوخ که حتی پسته هم انجمن دارد و طنز ما نه!):

1ــ هم پسته پنداری: الآن وقتش هست که مردم خودشان را جای پسته بگذارند که چه خونی می خورد بیچاره که بتواند لبی خندان کند. چنان که جناب صائب گفت.«دامن شادی چو غم آسان نمی آید به دست/پسته را خون می شود دل تا لبی خندان کند».

2ــ پستۀ دهن بسته: تا اطلاع ثانوی، برای کاستن از نرخ پسته . کاهش مصرف آن، در حدود دو سوم پسته های داخل ظرف آجیل را از نوع پستۀ سربسته و دربسته انتخاب کنیم. همان«پستۀ لال» دوست طنزپرداز فرانوم اکبرخان اکسیرــ دامت طنزه ــ که آن را به«سکوت دندان شکن» تشبیه کرده که البته بعید است قدرت و قاطعیت چکش را در شکستن سکوت پستۀ فراموش کرده باشد.

3ــ پیش فروش پسته: در صورت تداوم افزایش نرخ پسته، دولت آن را دو سه ماه قبل از عید پیش فروش کند. البته قیمتش را علی الحساب حساب نکند. بی رودرباستی شفاف باشد. ملت که با دولت این حرفها را ندارد.

4ــ مراقبت از سیگاری ها: سابق اگر از یک دوست سیگاری می خواستیم که سیگار نکشد، در عوض از او می خواستیم که به جاش پسته بخورد. اما الآن برای یک همچین تعارفی باید اول وام بگیریم. فلذا مواظب باشید که تعداد سیگاری ها بیشتر نشود.

5ــ معجون و مجنون: آبمیوه فروشی ها یک شیرموزی درست می کنند که به خاطر چیزهای مقوی داخلش تقریباً حکم سوخت موشک را دارد. منتهی چون دیگر خوردنش با مزاج همه سازگار نیست، اسمش را از «معجون» به «مجنون» تغییر دهند. قیمت مواد داخلش، آدم را دیوانه می کند!... تا اطلاع ثانوی، زنده باد آب هویج!