یک گفت و گوی تلفنی از هزار کیلومتری!
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥   کلمات کلیدی:

                       

 

 طنز دیروز و امروز، در گفت‌وگو با سردبیر هفته‌نامه گل‌آقا

 

               هر چه می‌خواهد دل طنزت بگو!

 

 

                                                      سید مصطفی صابری

 

بیش از یک دهه است که او را می‌شناسم، با ستون‌هایی در «گل‌آقا» مثل «تک‌وپاتک»، «عکس‌ومکث» و بعدتر از آن در برنامه‌های کوتاهی که در تلویزیون یا رادیو داشت. «رضا رفیع» سردبیر هفته‌نامه گل‌آقا بود، هفته نامه‌ای که سال‌ها مردم در هوای آن تنفس کردند. به بهانه سالگرد درگذشت مرحوم «کیومرث صابری» گل‌آقای مردم ایران، قرار بود گفت‌وگوهایی با اذناب آبدارخانه‌اش داشته‌ باشیم که هرکدام به دلیلی میسر نشد،‌ گفت‌وگو با رضا رفیع هم در وقت‌های اضافه مهیا شد و به آن پرونده نرسید و این شد که امروز در خدمت شما هستیم با گفت‌وگویی با رضا رفیع، استاد دانشگاه [انگار که دانشجوی فوق بودن به ما نمی آید!] و طنز پرداز معاصر.

رضا رفیع با حضور استادان بسیاری در 30 سالگی سردبیر گل‌آقا شده بود. مدت کوتاهی توفیق همکاری با ایشان را در صفحه «همشهری سلام» روزنامه خراسان داشتم؛ از ادبیات شفاهی جالبی برخوردار است، به‌طوری که معمولی‌ترین صحبت‌ها را هم با تکیه بر «بوستان» و «گلستان» و با رعایت کامل مولفه‌های طنز گل‌آقایی می‌زند،‌ هرچند کلام بسیار شیرین او در پس تنظیم مختصر و خلاصه این گفت‌وگوی طولانی توسط اینجانب ذبح شده، اما باز هم گپ شیرینی را پیش رو دارید، به‌خصوص اگر از خوانندگان قدیمی گل‌آقا باشید. تتمه پرونده درباره طنز گل‌آقایی با این مصاحبه شیرین پایان یافت!

 

 

آقای رفیع، چه شد شما گل‌آقایی شدید؟

 

* بودم آن روز من از طایفۀ درد کشان/ که نه از تاک نشان بود و نه از تاک نشان. من از موقعی که خودم هم بی‌خبر بودم ژن و کروموزوم طنز در ساحت وجودم بود و اطرافیان مدام می‌گفتند. اما گره خوردگی من با گل‌آقا اگر به ازل برنگردد، ‌مربوط می‌‌شود به رابطه کاری برادرم با جناب صابری، خودم وقتی در شهر تربت بودم خواننده گل‌آقا بودم و از همان جوانی برای گل‌آقا مطلب می‌نوشتم و می‌فرستادم. بعدا با ورودم به تهران به جمع آبدارخانه هم پیوستم.

 

مشتری «دو کلمه حرف حساب» روزنامه اطلاعات بودید؟

 

* من از همان اول در سال 63 که این ستون زیبا چاپ شد من خواننده‌اش بودم. در آن مقطع برادرم سردبیر اطلاعات بود. از همان زمان من تحت تاثیر طنز گل‌آقایی قرار گرفتم و با حضورم در گل‌آقا و برخورد نزدیک‌تر اثرگذاری طنز گل‌آقا بر من بیشتر شد. هر چند در این اثرپذیری تعمدی نبوده و هدف من گرته برداری محض نبود.

 

آقای رفیع، جنس کلام شما به جنس قلم‌تان و نوع طنز گل‌آقایی هم نزدیک است، مثلا ًالان هم مثل همان ستون‌هایی که در گل‌آقا داشتید صحبت می‌کنید!

 

* بالاخره من از سال 79 تا 81 که مسؤلیت تحریریه را به عهده داشتم و مطالب همه همکاران را قبل از مرحوم صابری می‌خواندم و حق داشتم غیر از مطالب استاد منوچهر احترامی در مطالب بقیه دخل و تصرفی هم ببرم. مرحوم صابری معتقد بود کلمات مرحوم استاد احترامی‌ چنان با ظرافت و صرافت در کنار هم چیده شده که کمترین دست‌کاری در آن مثل دست بردن در مهره‌های یک گردن بند مروارید خواهد شد.

 

صحبت استاد احترامی شد، برای من خیلی جالب بود که ایشان با این سن زیاد، این قدر به روز بودند و به تمام مسائل روز مثل اینترنت، بازی‌های رایانه‌ای و انواع ادبیات شفاهی جوانان نسل سوم به طرز شگفت‌انگیزی مسلط بودند.

 

* البته عجیب‌تر خواهد شد وقتی بدانید ایشان در زمینه ادبیات کودک و نوجوان هم آثاری با چاپ‌های میلیونی داشتند که گل سرسبد آن‌ها داستان‌های «حسنی» است. هنوز که هنوز است بعد از 2 دهه چاپ‌های زیادی از آثار ایشان آن هم بدون اجازه چاپ می‌شود و این موفقیت زیادی است که نویسنده‌ای که سنگین‌ترین قلم را برای بزرگ‌ترها و خواص در زمینه طنز تخصصی و مبتنی بر متون کلاسیک دارد بعد در زمینه ادبیات کودک دست به خلق آثار بی‌نظیری می‌زند که بسیار ماندگار است.

 

نکته بسیار جالبی که در مورد استادانی چون منوچهر احترامی و عمران صلاحی وجود داشت این بود که این دو بزرگوار تسلط عجیبی بر متون ادبیات کلاسیک کشور داشتند.

 

* این یکی از واقعیات‌های موجود در بسیاری از زمینه‌ها به خصوص طنز معاصر است، احساس می‌شود نسل فعلی در زمینه طنز ذوق، علاقه و استعداد زیادی هم دارند؛ اما حلقه مفقودی در کار این عزیزان است و آن پرداختن به متون قدیمی و تکیه به آن‌هاست. ظهور پدیده‌هایی چون اینترنت و این رویه ‌که هر چه می‌خواهد دل طنزت بگو! باعث شده ضمن استفاده از تبعات مثبت این پدیده‌ها تبعات منفی آن هم گریبان ما را بگیرد و طنزپردازان فراموش کنند پایه طنز ما در متون قدیمی مثل «گلستان»، ‌«قابوس‌نامه» و یا طنزهای اختصاصی مثل آثار «عبید زاکانی»، نهفته است. حتی آثار امثال «پائولوکوئیلیو» هم در آثار شرقی مثل «هزار و یک شب» نهفته است، اما طنز ما با مسائل روزمره و سطحی در آمیخته است.

 

به نظر شما مرز بین طنز، جک و اس‌ام‌اس مخدوش شده است؟

 

* نداشتن پشتوانه و استفاده نکردن از این ذخیره بزرگ باعث شده که مرزهای طنز مثل قدیم قابل تفکیک نیست و طنز و فکاه و هزل و هجو و... همه با هم قاطی شده‌اند، و طنزپردازان جدید فکر می‌کنند صرف شکستن حروف یا بازی با کلمات مطلب طنز خواهد شد، ‌اما وقتی اندیشه‌ای در پس کار نباشد مطلب هم لوس می‌شود و هم لوث! طنز شده الفاظ محاوره‌ای و کوچه بازاری که نمی‌توان نام طنز را بر آن گذاشت!

 

مرحوم صابری در گل‌آقا همان رویه‌ای را که قبل از انقلاب در «توفیق» تجربه کرده بودند ادامه دادند یا از اساس تجربه جدیدی را پایه‌ریزی کردند که مانندی نداشت؟

 

* به هر حال مرحوم صابری پرورش یافته توفیق بود و در آن‌جا معاون سردبیر و ویراستار آثار دیگران بوده و ستون «8 روز هفته» را هم می‌نوشته است. اما طنزی که آقای صابری می‌نوشت از نظر محتوایی و ادبی تفاوت زیادی با طنزهای دیگر در توفیق داشت. توفیق که سال 50 تعطیل شد و آقای صابری هم دیگر تا بعد از انقلاب طنز نمی‌نوشت و با مرحوم شهید «رجایی» همکاری داشتند تا در سفر حج ستونی را برای نشریه «بعثه» می‌نویسد و کار طنزنویسی را در اطلاعات از سر می‌گیرد. مرحوم صابری طنز را از توفیق آغاز کرد و دانسته‌های خود را به آن افزود و با شرایط بعد از انقلاب تطبیق داد و تعریف جدیدی از طنز را در بعد از انقلاب ارائه داد.

 

مؤلفه‌های طنز گل‌آقایی دقیقا شامل چه چیزهایی می‌شد؟

 

* مهمات اصول و مبانی طنز گل‌آقایی را شاید بتوان در شاخص اصلی تقسیم‌بندی کرد و بقیه فروع آن خواهند بود، طنز گل‌آقایی بر پایه ادیبانه نوشتن و نجیبانه نوشتن استوار بود. طنز گل‌آقایی باید مبتنی بر متون کهن باشد و پشتوانه قوی داشته باشد و نجیب نوشتن بر می‌گشت به این که مرحوم صابری طنز را وسیله‌ای برای کینه‌ورزی و قلع و قمع نمی‌دانست. طنز گل‌آقایی گونه‌ای از شوخ طبعی است که باید هم معایب و هم محاسن را مطرح می‌کرد، لزوما هم طنز فقط با نقد گره نخورده است. در این سال‌ها بسیار اتفاق افتاده بود که مسؤلان بزرگ به خاطر همین نجیبانه بودن طنز گل‌آقایی با آن ارتباط برقرار می‌کردند و حتی کاریکاتور خود را در منزل می‌بردند، مثلا مثل دکتر «ولایتی» و دکتر «حبیبی»!

 

این برخوردهای خوب، ناشی از ظرفیت بالای مسؤلان آن موقع بود یا به خاطر شناختی بود که از مرحوم صابری داشتند؟

 

* هر دو مورد دخیل بود،‌ مثلا دکتر حبیبی هم شخصیت سیاسی داشتند و هم درک بالایی از هنر و ادبیات داشتند و طنز را می‌شناختند و می‌دانستند که مرحوم صابری هم با حسن نیت به دنبال طنزی است که تجربه فاخری است. سختی کار گل‌آقا هم همین جا بود که چون فاخر بود خطوط قرمز مسائل سیاسی و اخلاقی را رعایت می‌کرد و برای اثرگذاری طنز، گل‌آقا صنایع ادبی را جایگزین چنین ابزاری می‌کرد. به نظر من همین‌ها دلایلی است که باعث می‌شود طنز گل‌آقایی حائز این شرایط باشد که حتی در دانشگاه‌ها هم تدریس شود.

 

موافقید که تصمیم مرحوم صابری برای تعطیلی هفته‌نامه باعث شد در اوج خاطره خوبی از گل‌آقا در ذهن مردم بماند و ادامه کار پس از فوت ایشان با چاپ دوهفته‌نامه کمی خاطره خوب مردم را خدشه‌دار کرد؟

 

* به اعتقاد من فقط در حوزه طنز کودک یعنی «بچه‌ها‌گل‌آقا» کار مجموعه باید ادامه پیدا می‌کرد، آقای صابری طنز را در قله‌ای تعریف کرد که لازمه ادامه پیدا کردنش حضور خود ایشان در راس آبدارخانه در کنار امثال «فرجیان»، «ابوالفضل زرویی»، «عمران صلاحی» و... بود. بعد از فوت مرحوم صابری بسیاری دیگر از چهره‌ها هم یا فوت کردند یا از مجموعه فاصله گرفتند و مجموعه دچار ریزش شد.

 

ماجرای سوپاپ بودن گل‌آقا برای نظام را قبول دارید؟

 

* چیز پنهانی نبود، خود ایشان هم به شوخی می‌گفت، اصلا طنز دریچه و روزنه‌ای است برای جامعه که می‌تواند با طرح بسیاری از مسائل قابل انتقاد به شیوه‌ای سالم و ادیبانه و قانون‌مند مسائل را به مردم و مسؤلان منتقل کند قبل از آن‌که آن مشکل به موج اعتراض تبدیل شود. بالاخره آقای صابری خودش از حلقه مسؤلان سیاسی بود. مثلا وقتی «ناصر پاک‌شیر» و یا دیگر طراحان برای روی جلد اتود می‌زندند مرحوم صابری با افرادی که قرار بود روی جلد بروند تماس می‌گرفت و مشورت می‌کرد. البته مرحوم صابری همیشه سعی می‌کرد جانب انصاف را رعایت کند. مخصوصا که همه جلد گل‌آقا را می‌دیدند حتی اگر نمی‌خریدند.

 

قبول دارید ذائقه طنز مردم پائین آمده، نه فقط طنز مکتوب، در سینما هم همین‌طور؟

 

* برای جامعه ما و مسؤلان فرهنگی اتفاق خوشایندی نیست که ما حتی یک نشریه طنز هم نداریم. در خیلی از کشورهای دنیا که ما رفتیم روی کیوسک‌هایشان پر است از نشریه طنز! امثال من که جشنواره‌های سراسری طنز برگزار می‌کنیم می‌دانیم که چه‌قدر استعداد داریم که فقط در جشنواره‌ها ظهور می‌کنند و متاسفانه زنده به گور می‌شوند. امیدوارم مسؤلان کمک کنند تا نسل فعلی طنزپردازان را که به اینترنت رو آورده‌اند را در پاتوق‌های بهتری جمع کنند تا بتوانند از پیشکسوتان هم استفاده کنند. نشریه طنز نماد آزادی بیان و نقد پذیری مسؤلان است.

 

از افطاری‌های گل آقا هم بگویید؟ چه طور از همه جناح‌ها شرکت می‌کردند؟

 

* اجتماع نقیضینی بود که فقط از طنز فرا جناحی گل‌آقا که از همه انتقاد می‌کرد بر می‌آمد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

توضیح: این گفت و گو (که ظاهراً کمی مفصل تر از اینها هم بود که هست) روز پنجشنبه مورخ پنجشنبه ۶ خرداد ١٣٨٩ در ضمیمۀ «جیم» روزنامۀ خراسان، شمارۀ ١٧۵۶٠چاپ شد که عدل مصادف بود با اجلال نزول وجود مبارک ما و جمعی دیگر از جماعت اهل طنز از برای طنزاندازی از سوی جشنوارۀ ملی جوان ایرانی در مشهدالرضای رفیع الدّرجات.(البته این سفر بهانه ای وزین بود که خود را به تربت حیدریه،زادگاه شریفمان، برسانیم و به دستبوسی مادر نائل شویم که بس دلتنگ ایشان بودیم.ایشان را نمی دانم!)....راستی، خیلی این مصاحبه را جدی نگیرید. سوای آن قسمت هایش که باید جدی بگیرید! در ضمن، تیتر و روتیتر مصاحبه نیز مال ما نیست؛ انتخاب خود روزنامۀ خراسان است و ما نخواستیم که با تغییرش، دخل و تصرف عدوانی کرده باشیم. وگرنه حداقل روتیترش را می زدیم از بیخ عوض می کردیم؛کردنی!