آنچه شیران را کند در دم علاج!
ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٩   کلمات کلیدی:

           

عجب گیری کردیم. غم زمانه خورم یا فراق یار کشم؟ به طاقتی که ندارم، کدام بار کشم؟...ماندیم سفیل و سرگردان که غم خودمان و سایر بنی آدم را که دور هم اعضای یک پیکریم بخوریم که گاهی به علت سانحه ای چیزی مثل سقوط ناغافل و هماهنگ نشدۀ هواپیما ــ علیرغم مدیریت قدرتمند هوایی و خوشبختانه تلفات اندک هواپیمایی ــ به کام مرگ می روند؛ یا غصّۀ ببرسیبری که چندی پیش در باغ وحش ارم تهران تلف شد، یا 8 قلاده شیر بی زبان که در پی تصمیم مدیریت این باغ وحش، به ضرب تیر خلاص شدند. به گمان این که بیمارند و تاریخ انقضای این شیرها رد شده است.

شیر تو شیر:

                        آنچه شیران را کند در دم علاج

                                                 هست تیری در شده توی ملاج!

اظهارات چپ اندر قیچی: راستش ما که از مجموعه اظهارات مدیر عامل باغ وحش و یکی از دامپزشکان عضو تیم معالج چیزی سر گیجه گرفتیم و بالاخره چیزی دستگیرمان نشد که علت کشتن عامدانۀ این شیرها چی بوده و از نظر عقلی و بهداشتی باید کشته می شدند یا نباید کشته می شدند؟

الف ــ دوست دست به قلممان جناب دکتر هومن ملوک پور که اتفاقاً اهل طنزنوشتن هم هست؛ به ضرس قاطع بر این عقیده است که این شیران فوق الذکر با وجود علائم بیماری «مشمشه»( که احتمالاً یک مرضی بدتر و شدیدتر از «فشفشه» است)؛ دقیقاً معلوم نیست که آیا به این بیماری مبتلا بودند یا نبودند؟ و باز آیا دامپزشکی استان تهران باید به عوض درمانشان، باید نسخۀ آنها را به ضرب تیر می پیچید و خلاص؟!...نکند این شایعه راست بوده باشد که ایشان چندی قبل،از یکی از مسؤولان این مرکز شنیده که تعداد گوشتخواران باغ وحش ارم زیاد شده و این شیرها هم زیادی بودند؟!....به نظر ما که شایعه است.

ب ــ از سوی دیگر مدیر عامل باغ وحش ارم بر این باور است که رسانه ها بیخودی دارند مرگ چندتا شیر را بزرگ می کنند. نباید عزیزان خبرنگار کاری می کردند که دنیای فرصت طلب از خبر این معالجۀ بی نظیر باخبر می شدند که انگار کهکشان راه شیری منقرض شده! ایشان بر این باور اصولی و درست و حسابی اند که باید به عوض این گونه بزرگنمایی ها و شانتاژهای خبری  و شیر به باغ وحش دشمن ریختن، به مسائل انسان ها بپردازیم که اشرف مخلوقات می باشند و ما تا به همین لحظه از این نکتۀ مهم غافل بودیم. آن وقت ادعای خبرنگاری هم داریم. یکی نیست این عرایض ما را در بوق و کرنا کند که ایهاالناس! این شیرها با 10 سال عمری که از خدا گرفته بودند، متأسفانه دچارکهولت سن بودند و اگرچه بیماری مشمشه نداشتند، اما محض احتیاط، ما آنها را کشتیم که تا بهداشت محیط و پرسنل حفظ شود که از اوجب واجبات است.(مجموعۀ این عرایض معقول، نقل به مضمون شده اند.)

نظر کارشناسی شیری: با وجود تمام آنچه گفته شد ــ و شما خودتان درست و غلطش را از هم سوا کنید که ما وقت این کارهای خرد را نداریم ــ به نظر صائب ما وجود یک احتمال دیگر را نیز نباید در این میان نادیده گرفت. چند روز پیش از قول برخی رسانه ها اعلام شد که: «یارانۀ شیر از اول بهمن ماه برداشته خواهد شد». به نظر ما با این خبر غلط که روز بعدش معاون داخلی وزارت بازرگانی به شدت آن را تکذیب کرد؛ مسؤولان دلسوز باغ وحش ارم چنان دستپاچه شده اند که فی الفور زده اند چندتا از شیرهای مریض الحال را به صورت هدفمند از صحنۀ حیات باغ وحش حذف کرد ه اند. آنها زمانی فهمیده اند که مراد و منظور رسانه ها از احتمال حذف یارانۀ شیر، در ارتباط با شیری بوده که آدم آن را می خورد، نه شیری که نامبرده آدم را می خورد؛ که دیگر کار از کار گذشته بوده است. ای کاش،هم رسانه های ما یک خبر را شفاف اعلام کنند، و هم مسؤولان ذیربط، کمی زودتر و بموقع آن را تکذیب نمایند. تازه، خود حضرت مولانا هم در این رابطه،همچین شفاف نگفته که گفته:« آن یکی شیر است اندر بادیه/ واین یکی شیر است اندر بادیه/ وآن یکی شیر است کآدم می خورد/ واین یکی شیر است کآدم می خورد». نه، خداوکیلی شما چیزی سر در آوردید؟!...خب در یک کلام خیلی راحت و مشخص و شفاف چنین می گفت که ما گفتیم:

                    آن یکی شیر است اندر باغ وحش

                                                    می کشیمش تا نفرمایی تو غش

                    آن یکی شیر است اندر توی ظرف

                                               می خوریمش عینهو باران و برف!