بستۀ پیشنهادی برای کاهش طلاق
ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٥   کلمات کلیدی:

                                 

بررسی آمارهای سازمان ثبت احوال پرسی و گزارش آماری مرکز پژوهش های مجلس ــ که مسلماً از جنس آمارهای بانک مرکزی نبوده و البته هیچ ربطی هم به هم ندارند؛مگر در مواردی که خیلی به هم ربط دارند ــ و ایضاً اظهارات پاره ای از مسؤولان و دست اندرکاران مسائل اجتماعی، به شدت نشان می دهد که متأسفانه آمار طلاق منفور لعنتی در سالهای اخیرــ بلاتشبیه عین نرخ گرانی و تورّم معمول ــ از روند صعودی قابل ملاحظه ای در کشور برخوردار بوده است.

یکی از مسؤولان: ملاحظه گردید. لطفاً با یک دستور مقتضی، آمار طلاق پایین کشیده شود.

این وضعیت هر سال نیز ــ به سبک دریغ از پارسال معروف ــ نگران کننده تر می شود؛ به طوری که حتی مروری سرسری بر آمار موجود نیز به خوبی(و البته در اصل باید گفت به بدی!) گواه وضعیت بحرانی و قاراشمیش طلاق در کشور است. بحرانی که به قول یکی از جراید، هنوز دغدغۀ مسؤولان نشده است.  ظاهراً دغدغه های مهمتری هم هست. مثل گسل های تهران که اگر فعال شود، خواهر و مادر همه زیر آوار می روند و لامصّب، ازدواج کرده و طلاق گرفته هم حالیش نیست. فعلاً که گسل های تکان دهندۀ طلاق فعال شده است. جدایی واقعاً چیز بدی است. آنهایی که دچارش شدند، عمق جانسوز عرایض بنده را با تمام وجود (وبلکه هم بیشتر) لمس می کنند.

فریاد از ته دل:

                        نوایی نوایی نوایی نوایی

                                                      الهی  ورافتد نشان جدایی

سیاست کاهش طلاق: دعا می کنیم که مسؤولان مربوطه هرچه زودتر دچار دغدغه شوند و به اتخاذ راهکارهایی برای کاهش آمار طلاق بیفتند که رد خور نداشته باشد؛ اما چون تا این اتفاق بیفتند ممکن است یک چند صدسالی به طول انجامد؛ فلذا ما که همین الآن دچار دغدغۀ زیادی شده ایم و بیل هم به کمرمان نخورده است، در یک اقدام مسؤولانه و بشردوستانه، به ارائۀ چند راهکار ضربتی به صورت یک بستۀ پیشنهادی در راستای کاهش سریع السیر آمار طلاق، می پردازیم. باشد که حق الزحمۀ ما راهم بپردازند اگر چیزی ته کیسه باقی مانده است:

1ــ ازدواج نکردن: یک مدتی شایع شده بود که برخی از دانشمندان جامعه شناسی یکی از کشورهای نخبه پرور، سالهای مدیدی بر روی بررسی علل و عوامل وقوع طلاق کار طاقت فرسای شبانه روزی کردند و آخرالامر به این نتیجه رسیدند که علت اصلی طلاق، انجام ازدواج است. کسانی که ازدواج نکردند، آمارها نشان می دهد که خوشبختانه طلاق هم نگرفتند. البته ما این نتیجه گیری مزخرف را شدیداً رد می کنیم و همگان را تحریک و تحریض می کنیم که حتماً ازدواج بکنند؛ چون یک عمل حسنۀ لازم الاجراست. منتهی مثل آدم ازدواج کنند. بگردند حوّای خودشان را پیدا کنند که کارشان به طلاق نکشد. هرچند عده ای چنین القاء نمایند که یافت می نشود، جسته ایم ما!...نخیر؛ همه جا را نجستند. فی المثل عمّۀ خود ما یک دختری دارد چو ماه. گرچه، کجا ماه دارد دو چشم سیاه؟....

2ــ آسان کردن ازدواج: سیاست آسان سازی عملیات ازدواج، یکی از راهکارهای زیربنایی برای افزایش ازدواج امر شده و کاهش  طلاق نهی شده است. در همین راستا خوشحالیم به اطلاع عموم علاقه مندان دم بخت برسانم که بنا بر گفته های معاون فرهنگی ــ اجتماعی وزارت کشور، طبق هماهنگی های به عمل آمده در این وزارتخانه، طرح آسان سازی ازدواج در دستور کار است  و از حالا افراد می توانند با 300 هزار تومان مراسم ازدواج خود را برگزار کنند. بقیۀ مخارج با خودشان. البته خدا هم بزرگ است.الله اکبر!

3ــ سیاست های تشویقی: برای زوج هایی که لطف می کنند همدیگر را درک متقابل می کنند و نه ترک متقابل؛ یکسری جوایز ماهانه یا سالانه در نظر گرفته شود تا تشویق شوند که به زندگی گرم خود ادامه دهند و حالش را ببرند. ما تحقیق کردیم دیدیم که در سرپا نگه داشتن یک زندگی خوب،اقتصاد خوب هم بی تأثیر نیست. و گرنه خدای نکرده، یکی از زوجین اگر دچار رفیق بد شود، ممکن است به ذغال خوب روی آورد. البته الآن اطلاعی دقیقی از نرخ ذغال خوب نداریم. امیدواریم که تحت تأثیر نوسانات ارزی بازار و عرضی دل آزار، به شدت بالا رفته باشد.

4ــ فرهنگ سازی ارشادی: وزارتخانه ها و سازمان های فرهنگی و ارشادی فقط نباید به گشت ارشاد بسنده کنند؛ آنها خودشان می گردند. باید با تبیغات مناسب فرهنگی ــ تربیتی، مدام در گوش نسل امروز بخوانند که: عزیزان جوان من!...زندگی خالی نیست/ مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست/آری، تا شقایق هست،زندگی باید کرد.....(مگر این که خود شقایق اصرار به طلاق داشته باشد و دیگر آن گل همیشه عاشق سابق نباشد که کاریش نمی شود کرد. گاوتان زاییده است!)