توافق در ژنو همراه لبخند
ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۳   کلمات کلیدی:

                              

خدا را شکر که از پس چند سال و چند ماه نشست های به درازا کشیده که کم کم داشت به حرکات ورزشی دراز و نشست تبدیل می شد؛ دیروز صبح توسط وزیرامور خارجۀ کشورمان اعلام شد که سرانجام در نشست هسته ای ژنو، میان ایران و کشورهای عضو گروه 1+5 توافق حاصل آمد. و منادی ندا بر آورد که:

ــ بادا بادا مبارک بادا....ایشالا مبارک بادا!

ــ تا کور شود هر آن که نتواند دید!...(این جملۀ معترضه را نفهمیدیم کی گفت؛اما هرکه گفت،دمش گرم؛چون یقیناً منظورش رژیم اشغالگر فلسطین بود که چشم دیدن توافق میان ایران و گروه پنج به اضافۀ یک(شش سابق) را نداشته و ندارد. بعید است که به کسانی در داخل اشاره داشته باشد؛چون هیچ آدم عاقلی در داخل،حاضر نیست سرمویی با دولتمردان اسرائیل غاصب،خواسته یا ناخواسته،همنوا و همسخن شود. بس که این غدۀ سرطانی تابلو است!)

لبخند عقلانیّت: آدم وقتی کارهایش از روی عقل و اراده وتدبیر باشد،آخرش لبخند هم می زند. به خاطر همین هم گفته اند:«مرد آخربین مبارک بنده ای است». الکی و کشکی که نگفته اند. گاهی یک لبخند، کاری می کند که هزار و یک اخم و تخم نمی کند. و همچنان که عکس های خبری مربوط به مذاکرات پنو را مشاهده فرمودید، آهسته و پیوسته،لبخندی ظریف بر لبان وزیرامورخارجه مان نقش بسته است؛تا این جلسات آخر که دیگر داشت به قهقهه تبدیل می شد. خوب شد مذاکرات تمام شد.

حافظ امروزی:

        بدبختی دو گیتی،تغییر این دوحرف است:

                                   با دوستان مروت، با دشمنان مدارا

بستۀ پیشنهادی: حالا که حق قانونی ایران برای غنی سازی اورانیوم و دستیابی به انر‍ژی هسته ای برای مصارف و مصالح صلح آمیز، مورد توافق اعضای گروه 5+1 قرار گرفته، و برخی از تحریم های بی منطق نیز قرار است برداشته شود؛ جای آن است که ملت همگی خوشحال باشند و در چارچوب موازین اعلام شده،بشکن بزنند. در همین راستا چند پیشنهاد هسته ای غنی شده داریم:

1ــ در کردن منوّر: برج میلاد به این بزرگی و بلندی را برای همین جور مواقع و مناسبت های شادی بخش ملی و میهنی آفریدند. اگر دقیقاً محرز و مشخص شد که نتایج حاصله در مذاکرات هسته ای ژنو به نفع ملت ایران و موجب نفخ معدۀ بدخواهان ایران بوده است؛ چند کیلو منور غنی شده از بالای برج میلاد در فضای آسمان خوش آب و هوای تهران که از شدت تمیزی برق می زند، پرتاب کنیم که نورش چشم حسود و بخیل و بدخواه را کور کند.کور نشد؛خیلی صمیمانه، خود برج را بکنیم توی چشش!

2ــ خوردن کیک زرد: همۀ قنادی ها و شیرینی فروشی ها در یک اقدام هماهنگ خودجوش،به جای توزیع کلوچه و ساندیس، دست به پخت کیک های زرد نمادین بزنند که برای مردم یادآور کیک زرد معروف هسته ای باشد. برای خریدن و خوردن در جشن تولد حقوق هسته ای ملت ایران. علی الخصوص که سر برج است و تازه حقوق گرفته اند.

3ــ تعطیلی یک روزه: برای بازتاب جهانی خوشحالی ملت از دستیابی به حقوق هسته ای مسلم خود، یک پنجشنبۀ چسبیده به جمعه را دولت تعطیل اعلام نماید تا مردم تهران به این بهانه کمی از آلودگی هوای پایتخت فاصله بگیرند و در مناطقی مثل شمال کشور،بروند خودشان را با اکسیژن خالص بسازند.

 باور بفرمایید، داشتن هوای صاف و پاک که چون فرو برود،ممدّ حیات باشد و چون برآید،مفرّح ذات؛ از دیگر حقوق مسلم ملت ایران است. کاش جناب سعدی می بود تا عرایض ما را تصدیق می فرمود. افسوس که نه شیخ شیراز در قید حیات است و نه خواجۀ شیراز. به حرف ما هم که احدی تره خرد نمی کند. مگر چطور بشود.