"او" با "ما" : ــ الو.... خواهش می کنم!
ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٧   کلمات کلیدی:

                         

آقای رئیس جمهور کشورمان، پس از چند روز اقامت در نیویورک و انجام یک سخنرانی محکم و متین و منطقی و مقتدرانه که مو لای درز آن نمی رفت؛ قصد حرکت به سمت فرودگاه و بازگشت به ایران را دارد که سیم صدا می کند:

ــ یعنی کی می تونه باشه این وقت شب؟!...(این را هیأت ایرانی از خودش پرسید.)

به اطلاع جناب روحانی رسانده می شود که ظاهراً آقای اوباما، برای صحبت مابااو، ابراز تمایل کرده. با نمایندۀ ایران در سازمان ملل تماس گرفته و گفته که تمایل دارم قبل از خروج پرزیدنت روحانی از نیویورک، چند دقیقه ای با ایشان،گفت و گو داشته باشم.

ــ بفرمایید وصلش کنند به موبایل سفیر کشورمان....(این مطلب را آقای روحانی گفتند و سپس گوشی را برداشتند تا ببینند حرف حساب طرف آمریکایی چیست. به هر حال در فرهنگ ما،جواب سلام واجب است و فرمودند:اکرمواالضّیف ولو کان کافرا»!)

ــ الو....

ــ بله بفرمایید....

ــ اوباما هستم...

ــ بنده هم روحانی هستم....

ــ می خواستم در ارتباط با....

***

شرمنده اخلاق کنجکاوتان!... از اینجای مکالمه را مجبورم درز بگیرم؛چون راستش خود بنده نیز در جریان جزئیات این مکالمۀ 15 دقیقۀ تلفنی نیستم و فقط می دانم که ریاست محترم جمهوری،پس از بازگشت از سفر در جمع خبرنگاران کنجکاوتر از ما و شما حاضر شدند و گفت و گوها را سازنده و مثبت ارزیابی کردند. بعد از پایان گرفتن ارتباط تلفنی نیز یحتمل برای قطع ارتباط، گوشی را گذاشتند سرجاش. (به پیر،به پیغمبر که ما بیش از این هیچ اطلاعاتی در دست نداریم. سر گردنۀ خبری مملکت که ننشستیم!)

هشدار دیپلماتیک: برای آن که بعدها دچار تیک عصبی نشویم، توصیه می کنیم که از هرگونه جوزدگی و شعف شتاب زده و غیرمعقول خودداری شود. چرا که طرف آمریکایی با یک تماس تلفنی یک ربعی که نمی تواند 60 سال تخاصم هایی را که در جریان بوده، ماستمالی کند. حتماً باید که در عمل،حسن نیت خود را نشان دهد. اولین گام نیز، لغو تحریم ها و برگرداندن پروندۀ هسته ای ایران به آژانس است. آ‍ژانس سر کوچه مان را عرض نمی کنیم؛ منظورمان آ‍ژانس بین المللی انر‍ژی اتمی است. فلذا به شایعاتی از این قبیل که اوباما بعد از پایان مکالمۀ تلفنی اش به آقای روحانی پیامک داده که:«رسیدی خونه، اس بزن!»؛ گوش فراندهید و همه را در حد یک جوک بشنوید که بخندید.

گمانه زنی: این که چرا رئیس جمهور آمریکا، با وجود آن که رئیس جمهور ما به مدت پنج روز در نیویورک بودند، اما عدل گذاشتند همان دم آخر که ایشان عازم فرودگاه بودند، با ایشان تماس حاصل نمودند؛یک چیزهای حدسی من در آوردی به ذهن مشوِش ما خطور می کند که همینطور ممیزی نشده،عرض می کنیم:

1ــ محاسبات غلط: اوباما تا دقیقۀ آخر صبر کرده،بلکه تقاضای ملاقاتی صورت بگیرد؛اما دیده که نه،ظاهراً غلط حساب کرده و این تو بمیری از آن توبمیری ها نیست اگر سابق بود. فلذا با خودش گفته یک تماس تلفنی هم غنیمت است و کاچی به از هیچی. تا رئیس جمهور ایران از نیویورک خارج نشده، لااقل صدایش را از فاصلۀ نزدیک بشنویم. صدای روحانی مثل پدر روحانی لطیف است. و تنها صداست که می ماند. صمیمانه عرض کنم،جنس صداتو دوست دارم!(اندرون اوباما: تو رو خدا جواب بده.....الو.....خواهش می کنم!)

2ــ آزمایش کردن: اوباما می خواسته به سبک معروف«الو...ال....یک دو سه چهار....آزمایش می شود»، اول یک تماس تلفنی بگیرد،ببیند چه اتفاقی می افتد. اگر ایشان گوشی دستش هست،آیا طرف ایرانی هم گوشی را برمی دارد یا که چی؟...«تا سیم کشی نداری از دل با دوست/در دست تو از این تلفن گوشی نیست».شهریار ملک سخن فرمود. اوباما با خودش گفته، یحتمل شمارۀ کاخ سفید روی گوشی شان می افتد، می فهمند از کاخ سفید است. اگر جواب دادند، یک پیام دارد؛اگر جواب ندادند، یک پیام دیگر. غافل از این که گوشی سفیرما،پیغامگیر نداشته، بالاجبار و البته از روی احترام متقابل،جواب دادند. البته در حدی که جواب بقیه را هم بشود داد!