سیاه و سفید نبینیم
ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٩   کلمات کلیدی:

                            

اگر سیاه و سفید دیدن خوب بود که نسل هرچه تلویزیون سیاه و سفید،از بیخ برنمی افتاد. آدم معتدل، آن است که همۀ رنگ ها را ببیند. لازمۀ این نوع نگاه هم بی رنگ بودن عینکی است که بر روی چشم است. سوای رنگ خدا، در روی زمین ، بهترین رنگ ها بی رنگی است. همۀ اختلاف ها از رنگ پذیری آدمیزادی شروع شد. تا حدی که جناب مولانا معتقد است:

           «چون که بی رنگی اسیر رنگ شد

                            موسی یی با موسی یی در جنگ شد»

          هر که تا گردن خودش را رنگ کرد

                                    گر که رایانه است،درجاهنگ کرد!

فلذاست که به ضرس قاطع(و بلکه شدیدتر)عرض کردیم که بی رنگی،نیکوترین و قشنگ ترین رنگ هاست. جناب حافظ هم،یک قرن بعد،همکار و همدردش مولانا را تنها نگذاشته و مواضع خویش را با مواضع وی هماهنگ کرده و خودش را غلام کسی دانسته که از جمیع رنگ های دنیوی که بوی تعلق دهد، آزاد باشد. و جالب این که رنگ چرخ روزگار را هم کبود و تیره دانسته است.

        «غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

                               زهرچه رنگ تعلق پذیرد،آزاد است»

         اگر که رنگ تعلق گرفت هم بالکل

                             شبیه وصلۀ ناجور و چیز مازاد است!

خب، حالا که دلها آماده شد و بلوتوث ذهن ها روشن؛ سری می زنیم به مراسم افطاری جامعۀ اسلامی مهندسین،ببینیم آقای عسگراولادی(دبیرکل سابق حزب مؤتلفه)در راستای رنگ کردن چی گفتند. ایشان گفتند که نباید جریان های سیاسی را سیاه و سفید ببینیم و الآن آقای روحانی در حال مطالعه است تا در چینش کابینه اش، هم از اصولگرایان استفاده کند،هم از اصلاح طلبان.

این نکتۀ جالب را نیز خیلی شفاف گفتند که من ضمن تبریک به آقای روحانی،به ایشان تأکید کردم که شما رأی من نبودید؛اما حالا که انتخاب شدید، می گویم خیرالموجودین هستید.(کل عرایض به نقل از جراید است،کسی به لنگ ما نیندازد!)

بستۀ پیشنهادی: از آنجا که بنده نیز از نگاه سیاه و سفید خوشم نمی آید؛ به خصوص که اگر مارگزیده باشم که حتی از ریسمان سیاه و سفید هم می ترسم؛ لهذا در راستای آنچه عرض شد، نکاتی رهنمودگونه نیز اضافه می شود. باشد که در بی رنگ کردن فضای سیاسی کشور کمک کند:

1ــ عینک شفاف: همگان،علی الخصوص رجال سیاسی مملکت، عادت کنیم که عینک بی رنگی به چشم بزنیم. اگر حتی یک لکۀ کوچک هم روی شیشه اش باشد، همه را لکه دار می بینیم. دم مولانا گرم که چه خوب فحوای کلام گهربار ما را به نظم درآورده و فرموده:«پیش چشمت داشتی شیشه یْ کبود/زین سبب عالم کبودت می نمود».(که معلوم می شود خیلی پیشتر از اینها عینک وجود داشته؛حالا یا با دسته یا بی دسته!)

2ــ جمع آوری تی وی: اگرچه الآن عموم ملت و مسؤولان،تلویزیون رنگی دارند ــ و ای بسا هم سه بعدی!ــ اما هنوز نیز ممکن است کسانی باشند که تلویزیون سیاه و سفید داشته باشند و همه چیز را یا سیاه ببینند،یا سفید. فلذا اگر داریم می رویم دیش ضالّه شان را جمع کنیم، همان سر سیم متصل به دیش را که بکشیم، خود تلویزیون از پنجرۀ منزل تشریف می آورد بالا. البته با اجازۀ صاحبخانه. در عوض می توانیم یک تلویزیون رنگی به وی هدیه دهیم. همه اش یک چیزی را جمع نکنیم، یکبار هم یک چیزی اضافه بکنیم!

3ــ عدم هل دادن: تمامی جریان ها یا سردمداران جناح های موجود، اشکالی ندارد که به رئیس جمهور منتخب ــ حتی اگر به ایشان رأی نداده باشند ــ به ایشان پیشنهادهایی بدهند،اما مواظب باشند یک وقت ایشان را هل ندهند.

ما امید به تدبیر ایشان داریم و می دانیم که سیاه و سفید ندیدن اشخاص و مجموعه های سیاسی را در سر دارند. غیر این باشد، یک نفر هم از فلان گوشه در می آید می گوید به نظر من،مثلاً وزیر ارشاد دولت بعدی بشود آقای فلان الدوله که علی الظاهرشخصیت فرارنگی جامعی دارد. پیشنهاد می کنیم روی درِ محل استقرار آقای روحانی بنویسند: لطفاً فشار ندهید!

4ــ در مقام کاش: اگرچه گفته اند:اگر را با مگر چون جفت کردند/از ایشان بچه ای شد کاشکی نام!...اما با این حال، کاشکی نصف این انتظارات فرارنگی و دعوت به سیاه و سفید ندیدن، در دولت های قبل هم اتفاق می افتد که الان همه اش را از آقای روحانی نخواهیم. انگار که فقط ایشان باید سیاه و سفید ببیند، نه مثلاً جریان مؤتلفه و جریان آبادگران و جریان جامعه مهندسین و جریان اصلاحات و جریان مردمسالاری و جریان کیهانی و جریان کهکشانی و.....کلی جریان دیگر که خودش کلی جریانات دارد!