و بازهم فرقۀ ضالّۀ فیس بوکیّه!
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٦   کلمات کلیدی:

                                           

ظاهراً این بحث مربوط به شبکۀ مجازی فیس بوک که از ابتدای دولت جدید کلید خورده است، تا ما را کچل نکند،حالا حالاها قصد ندارد دست از سر مبارک ما بردارد. گاهی زمزمۀ رفع فیلترینگ آن از گوشه ای شنیده می شود(که البته چندان هم منبع آن مشخص نیست)، و گاهی نیز زمزمۀ تکذیب رفع فیلترینگ از این سایت بلاتکلیف!....

در شکستن فیلترینگ:

            اینجا بشکنم،یار گله داره

                                        اونجا بشکنم،یار گله داره

وزیرامورخارجه: بشکن بشکنه،بشکن!...

وزیر ارتباطات: من نمیشکنم!....

ــ بشکن!

ــ بشکن، ولی خیلی ظریف!

***

وزیر ارتباطات:«هیچ قول و قراری وجود ندارد که سایت فیس بوک رفع فیلتر شود.» ــ به نقل از جراید فیلترنشده

از قرار مسموع، دوسه روز پیش،جناب محمود واعظی،وزیرمحترم ارتباطات، در مراسم ختم مرحوم پدر آقای ولی الله سیف،رئیس کل بانک مرکزی، شرکت کرده بوده اند که در حاشیۀ این مراسم،خبرنگاران بر گرد ایشان حلقه می زنند. بفرما.....فقط مانده بود که از حالا مراسم ختم ما حاشیه دار شود!

ایشان همچنین در خصوص حضور برخی از مسؤولان دولتی در فیس بوک، می فرمایند که:«این مسؤولان باید خودشان در این باره پاسخگو باشند.».....بروید از خودشان بپرسید!

بزرگی گفته بود:

                   علما جمله تلامیذ من اند

                                    بروید از خودشان ب...پرسید!

بستۀ پیشنهادی: وقتی هم خدا می داند و هم خیلی از بندگان خاص خدا؛ خب چرا شما ندانید که علاوه بر برخی مسؤولان دولتی، بسیاری از بزرگان اهل فرهنگ و هنرــ از جمله خود حقیرــ نیز عضو فیس بوک هستیم و بسیار هم استفادۀ بهینه از آن به عمل می آوریم؛ ترویج فرهنگ و هنر خودمان. این کجایش بد است؟(از اتاق فرمان اشاره می کنند که اونجاش!)....در عین حال چندفقره پیشنهاد عاجل داریم:

1ــ‌ توصیه به همکاران:از آنجا که ما خودمان نیز روزنامه نگاریم، از دوستان خبرنگار همکارمان می خواهیم که لااقل درمراسم ختم، یقۀ مشکی مسؤولان را نگیرند.بگذارید،فرد متوفی،خدابیامرز،مجلسش بدون حاشیه باشد.

آن مدیر و مسؤول، در مجلس عزا مسلماً ملول و متألم می باشد و ممکن است یک پاسخی بدهد که بعداً مجبور شود آن را از بیخ تکذیب نماید. ممنون از همۀ دوستان خبرنگاری که از راه دور و نزدیک تشریف آوردند. وسیلۀ ایاب و ذهاب، دم در مهیا می باشد. ان شاءالله که در شادی هایتان جبران کنند مسؤولان!

2ــ ایجاد دو دستگی:در جلسات هیأت دولت فخیمه، آقایان وزراء به دو دسته تقسیم شوند: وزرای واجد فیس بوک،وزرای فاقد فیس بوک. وزیر فیس بوکی و وزیر فیض بوکی!(یعنی خودش فیض می رساند و نیازی به فیس بوک نیست.)

فقط آن دسته از عزیزان که عضو فیس بوک می باشند، موقع جلسات جدی هیأت دولت،دل به کار بدهند و حواسشان به لایک زدن و کامنت گذاشتن یا استاتوس نوشتن نباشد. بهتر است سرعت اینترنت هیأت دولت شدیداً پایین کشیده شود. البته تا دم در فقط!

3ــ رفع یواشکی: از آنجا که خیلی ها ممکن است به فیلتر بودن شبکه هایی مجازی مثل فیس بوک، عادت کرده باشند و کم توقعی شان بشود که یکشبه فیلترینگ آن شکسته شود؛فلذا در این جور موارد و مواقع، خیلی ظریف می شود یواشکی، فیلتر را برداشت. یکهو و بی کله که خیلی ها جا بخورند، نه!...

(این روش،پیش از اینها،مثلاً در حوزۀ اقتصادی مملکت،بارها در خصوص گران کردن تدریجی و آهستۀ برخی از اجناس و خدمات دولتی،امتحان شده و بحمدالله کمترین واکنش و حساسیت را به دنبال داشته است.از ما گفتن. بازهم می توانید بروید از خودشان بپرسید!)

 


"او" با "ما" : ــ الو.... خواهش می کنم!
ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٧   کلمات کلیدی:

                         

آقای رئیس جمهور کشورمان، پس از چند روز اقامت در نیویورک و انجام یک سخنرانی محکم و متین و منطقی و مقتدرانه که مو لای درز آن نمی رفت؛ قصد حرکت به سمت فرودگاه و بازگشت به ایران را دارد که سیم صدا می کند:

ــ یعنی کی می تونه باشه این وقت شب؟!...(این را هیأت ایرانی از خودش پرسید.)

به اطلاع جناب روحانی رسانده می شود که ظاهراً آقای اوباما، برای صحبت مابااو، ابراز تمایل کرده. با نمایندۀ ایران در سازمان ملل تماس گرفته و گفته که تمایل دارم قبل از خروج پرزیدنت روحانی از نیویورک، چند دقیقه ای با ایشان،گفت و گو داشته باشم.

ــ بفرمایید وصلش کنند به موبایل سفیر کشورمان....(این مطلب را آقای روحانی گفتند و سپس گوشی را برداشتند تا ببینند حرف حساب طرف آمریکایی چیست. به هر حال در فرهنگ ما،جواب سلام واجب است و فرمودند:اکرمواالضّیف ولو کان کافرا»!)

ــ الو....

ــ بله بفرمایید....

ــ اوباما هستم...

ــ بنده هم روحانی هستم....

ــ می خواستم در ارتباط با....

***

شرمنده اخلاق کنجکاوتان!... از اینجای مکالمه را مجبورم درز بگیرم؛چون راستش خود بنده نیز در جریان جزئیات این مکالمۀ 15 دقیقۀ تلفنی نیستم و فقط می دانم که ریاست محترم جمهوری،پس از بازگشت از سفر در جمع خبرنگاران کنجکاوتر از ما و شما حاضر شدند و گفت و گوها را سازنده و مثبت ارزیابی کردند. بعد از پایان گرفتن ارتباط تلفنی نیز یحتمل برای قطع ارتباط، گوشی را گذاشتند سرجاش. (به پیر،به پیغمبر که ما بیش از این هیچ اطلاعاتی در دست نداریم. سر گردنۀ خبری مملکت که ننشستیم!)

هشدار دیپلماتیک: برای آن که بعدها دچار تیک عصبی نشویم، توصیه می کنیم که از هرگونه جوزدگی و شعف شتاب زده و غیرمعقول خودداری شود. چرا که طرف آمریکایی با یک تماس تلفنی یک ربعی که نمی تواند 60 سال تخاصم هایی را که در جریان بوده، ماستمالی کند. حتماً باید که در عمل،حسن نیت خود را نشان دهد. اولین گام نیز، لغو تحریم ها و برگرداندن پروندۀ هسته ای ایران به آژانس است. آ‍ژانس سر کوچه مان را عرض نمی کنیم؛ منظورمان آ‍ژانس بین المللی انر‍ژی اتمی است. فلذا به شایعاتی از این قبیل که اوباما بعد از پایان مکالمۀ تلفنی اش به آقای روحانی پیامک داده که:«رسیدی خونه، اس بزن!»؛ گوش فراندهید و همه را در حد یک جوک بشنوید که بخندید.

گمانه زنی: این که چرا رئیس جمهور آمریکا، با وجود آن که رئیس جمهور ما به مدت پنج روز در نیویورک بودند، اما عدل گذاشتند همان دم آخر که ایشان عازم فرودگاه بودند، با ایشان تماس حاصل نمودند؛یک چیزهای حدسی من در آوردی به ذهن مشوِش ما خطور می کند که همینطور ممیزی نشده،عرض می کنیم:

1ــ محاسبات غلط: اوباما تا دقیقۀ آخر صبر کرده،بلکه تقاضای ملاقاتی صورت بگیرد؛اما دیده که نه،ظاهراً غلط حساب کرده و این تو بمیری از آن توبمیری ها نیست اگر سابق بود. فلذا با خودش گفته یک تماس تلفنی هم غنیمت است و کاچی به از هیچی. تا رئیس جمهور ایران از نیویورک خارج نشده، لااقل صدایش را از فاصلۀ نزدیک بشنویم. صدای روحانی مثل پدر روحانی لطیف است. و تنها صداست که می ماند. صمیمانه عرض کنم،جنس صداتو دوست دارم!(اندرون اوباما: تو رو خدا جواب بده.....الو.....خواهش می کنم!)

2ــ آزمایش کردن: اوباما می خواسته به سبک معروف«الو...ال....یک دو سه چهار....آزمایش می شود»، اول یک تماس تلفنی بگیرد،ببیند چه اتفاقی می افتد. اگر ایشان گوشی دستش هست،آیا طرف ایرانی هم گوشی را برمی دارد یا که چی؟...«تا سیم کشی نداری از دل با دوست/در دست تو از این تلفن گوشی نیست».شهریار ملک سخن فرمود. اوباما با خودش گفته، یحتمل شمارۀ کاخ سفید روی گوشی شان می افتد، می فهمند از کاخ سفید است. اگر جواب دادند، یک پیام دارد؛اگر جواب ندادند، یک پیام دیگر. غافل از این که گوشی سفیرما،پیغامگیر نداشته، بالاجبار و البته از روی احترام متقابل،جواب دادند. البته در حدی که جواب بقیه را هم بشود داد!

 


دعوت به لبخندبهاری در شکرخندی پاییزی
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٥   کلمات کلیدی:

ای پستۀ تو خنده زده بر حدیث قند

                                     مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند

بدینوسیله ــ یا هر وسیلۀ مجاز دیگر ــ به اطلاع عموم علاقه مندان به طنز و لبخند می رساند که هفتادو هفتمین محفل ادبی طنز شکرخند، یوم الشنبه(!)مورخۀ ششم مهرماه، مصادف با بیست و هشتم سپتامبرالحرام، با شدت هرچه تمامتر برگزار می شود.

مکان، همان محل ثابت همیشگی،یعنی فرهنگسرای ارسباران،واقع در ضلع شمال غربی پل سیدخندان، خیابان جلفاست و ساعت شروع برنامه نیز رأس ساعت 4 بعداز ظهر؛ اگر زمین به آسمان نیاید(یا بالعکس)!

کماکان ورود برای عموم مردم طنزپرور عزیز آزاد می باشد؛ منتهی نقل است که هرکس زودتر از ساعت چهار،در محل حادثه حاضر شود،احتمال این که صندلی گیر بیاورد، بیشتر خواهد بود. والله اعلم!...


دانشگاه جالب ایرانیان
ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٦   کلمات کلیدی:

                                      

این رفیق مسأله دار ما که چون معمولاً خیلی در عمق ماجراها نیست و گاهی جوزده می شود و یکسری حرف های سطحی و شتابزده می زند که البته بعداً هم تکذبیه صادر می کند و چون آدم بی شیله پیله ای هست، صادقانه می گوید غلط کردم؛یعنی غلط برداشت کردم؛ اخیراً در تازه ترین جوسازی خود، سر این ماجرای انتقال یک مبلغ ناقابل 16 میلیارد تومانی از حساب نهاد ریاست جمهوری به حساب دو امضایی جنابان آقایان احمدی نژاد و بقایی ؛ یک الم شنگه ای راه انداخته بود که بیا و ببین. باور بفرمایید آدم را خر گاز بگیرد،اما جو نگیرد!

شرح بگو ــ مگو:

می گوید(در حالی که عصبانی روزنامه ای دستش گرفته): بفرما،ببین چی نوشته!..... نوشته دولت سابق در آخرین روزهای کاری اش مبلغ 16 میلیارد تومان به حساب دانشگاه جامع ایرانیان ریخته که با دو امضاء قابل برداشت بوده،اما جلویش را گرفتند و پول را به بیت المال برگرداندند.

می گویم(در حالی که با آرامش،روزنامۀ دیگری در دست گرفتم): شما هم بفرما ببین اینجا چی نوشته!....نوشته که یکی از نزدیکان آقای احمدی نژاد،خیلی شفاف گفته که اولاً 16 میلیارد نبوده و 20 میلیارد تومان بوده است.

در ثانیف روابط عمومی دانشگاه جامع ایرانیان با صدور اطلاعیه ای اعلام کرده که این یک روش معمول دولت ها بوده که به دانشگاه های غیرانتفاعی کمک می کرده اند و بدون این کمک ها نمی شود دانشگاه راه اندازی کرد. بنابراین،چیزهایی که این روزها بر سر این پول مطرح می شود، غرض ورزی است.

می گوید(در حالی که می خندد): عجب!... اگر از محل اعتبارات نهاد ریاست جمهوری برای دانشگاه ها بوده،پس چرا سریع برگرداند؟ در ثانی، مگر رئیس دانشگاه،خود جناب رئیس دولت سابق نیست؟

می گویم(در حالی که من هم خنده ام گرفته): خب چرا!..... حالا مگر چطور شده؟

می گوید(سخره کنان): هیچی..... آبش رو گرفتیم،چلو شده!...مرد حسابی، آدم خودش برای دانشگاهی که خودش می خواهد تأسیس کند، از بیت المال پول برمی دارد؟ مگر نفرمودند که با پول مردم ساخته خواهد شد و شماره حساب هم اعلام کردند؟

می گویم(لبخند زنان): خب،مگر خودشان جزو همین مردم نیستند؟ خب اولین کمک را خودشان کردند. منتهی نه که نمی خواستند ریایی نشود؛ خبری اش نکرده بودند.

می گوید: و متأسفانه عده ای آدم غرض ورز،برداشتند این خبر نیکوکارانه را رسانه ای کردند و توی بوق و کرنا دمیدند؟

می گویم: دقیقاً!..... بزن قدش که خوب فهمیدی!

می گوید: مثلاً اگر نزنم قدش،می خواهی چه کار کنی؟

می گویم: هیچی؛ سرم را می اندازم پایین، روزنامه ام را می خوانم.

می گوید(در حالی که موذیانه نگاه می کند): اتفاً بنده هم سرم توی روزنامه است. اینجا نوشته که:«مهندس اکبر ترکان، مشاور عالی رئیس جمهور، که در برخی رسانه ها به «ابوالمشاغل» معروف شده که البته یحتمل به خاطر توانایی هایش می باشد؛ اخیراً با اشاره به فاصلۀ زمانی انتقال دولت قبلی به دولت فعلی و مسائلی در خصوص بیت المال، گفتند که فاصلۀ میان 24 خرداد تا 12 مرداد، برای خود یک تاریخ است و من امیدوارم که آقای جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور،دستور بدهند تا تاریخ این 45 روز را بنویسند.» حالا به نظر تو، منظورایشان چی هست؟

می گویم(در حالی که دست به ریش خود می کشم): تو رو خدا ول کن!.....ما را وارد این معقولات نکن که نه سر پیازیم و نه ته آن. ترجیح می دهم برپردی به همان موضوع کم خطرتر دانشگاه جامع ایرانیان!

می گوید(با کمال مهربانی): آها......ظاهراً حوصلۀ دردسر بیشتر نداری! چشم؛ برمی گردم به همان دانشگاه ایرانیان که گفتی. منتهی همیشه جنابعالی بستۀ پیشنهادی می دادی؛ این بار اما اجازه بده بنده این کار را بکنم. اجازه هست؟

می گویم(با کمال گشاده رویی): اجازۀ ماهم دست شماست؛ بفرما عزیز من!....به شرطی که پیشنهادت جالب باشد.

می گوید(در حالی که می خندد): زدی به خال!....اتفاقاً پیشنهادم جالب است. پیشنهاد می کنم اسم این دانشگاه جامع ایرانیان را بگذارند:«دانشگاه جالب ایرانیان»!

 


یک جای کار اشکال دارد!
ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٧   کلمات کلیدی:

                                                

چندی پیش در یکی از جراید یومیه، به نقل از شبکۀ خبریBBC  یک مطلبی چاپیده شده بود که فی المجلس،شاخ از سرآدم بیرون می آورد.طوری که به موازات مطالعۀ خبر تا آخر، می توان نمودار سیر صعودی شاخ را به صورت شاخص، ترسیم کرد.

اصل خبر:«یک زن جوان از اهالی نیوزیلند،در حالی که خواب بوده است،مسافتی معادل 320 کیلومتر را در مدت زمان پنج ساعت رانندگی کرد و خوشبختانه بدون آن که به خودش آسیب برساند، سالم به مقصد رسیده است. جالب تر این که، وی با در این حالت رانندگی در خواب، برای دوستانش پیامک نیز ارسال می کرده که با توجه به نامفهوم بودن متن پیامک ها،دوستانش متوجه شدند که وی بار دیگر در خواب اتومبیل خود را روشن کرده و در حال رانندگی است.

 پزشکان بر این باورند که اگرچه ممکن است این داستان به نظر خیلی ها عجیب بیاید،اما غیرممکن نیست. رانندگی در خواب، از جمله اختلالاتی است که در سطح دنیا شایع است. اما این که فردی در خواب بتواند برای دوستانش پیامک ارسال کند،پدیده ای نادر است.»

اشکال یابی کار: اگر مختصری عقل برای ما قائل باشید؛ با این ذهنیت و با این پیش فرض که به نظر ما نمی شود خبر فوق را چشم بسته قبول کرد؛حالا سؤال ما اینجاست که به نظر شما کجای کار اشکال دارد؟....

1ــ اشکال گیرنده: اشکال اصلی از خود ماست که دیرباوریم و الکی در صحت خبر شک می کنیم؛بس که خبر ندیده ایم. فلذا باید که گیرنده های خودمان را دستکاری کنیم.

2ــ اشکال فرستنده: از آنجا که منبع اصلی خبر،شبکۀ خبرپراکنی BBC  است؛ فلذا شاید که اشکال از فرستنده باشد. یک خبری ساختند و پرداختند و انداختند، ببینند کی باورش می کند،کی باورش نمی کند. به کسی گفتند روباه می تواند از این پشت بام به روی آن پشت بام بپرد؛ گفت: راستش از این دم بریده،هرچه بگویید،برمی آید!

3ــ برداشت نادرست: خبر اشتباه درک و دریافت شده. احتمالاً طرف در خواب رانندگی کرده؛ یعنی خواب دیده که رانندگی کرده. خب در خواب هم خیلی از افراد،خیلی چیزها می بینند. حتی شبکۀ مستند می گفت که یک نفر شتر،در خواب بیند پنبه دانه!

4ــ اغراق خبری: عده ای خواستند خبری راجع به روشن کردن اتومبیل توسط یک نفر آدم در حالت خواب درست کنند؛با خود گفتند چرا خبر را چرب ترش نکنیم. یعنی هم چرب،هم ترش نکنیم. منتهی از دستشان در رفته،زیادی چربش کردند.

شما اگر در حالت خواب،10 متر رانندگی کنید،30 تا کشته و 40 تا مجروح برجای می گذارید؛ آن وقت کدام آدم عاقلی باور می کند که فردی در حالت خواب، 320 کیلومتر رانندگی کند، یک مو هم از سر کسی کم نشود؟ آخر طوری اغراق کنند که در خبر بگنجد!

5ــ اندازۀ گیری غلط: بعید نیست که در اصل خبر 320 سانتی متر بوده،اما خبر را کیلویی رد کردند،هر سانتش شده یک کیلومتر!... خدا نکند اندازۀ چیزی از دست آدم در برود. در برود، در رفته است دیگر!...بیخود که نگفتند:«اندازه نگهدار که اندازه نکوست».

6ــ پزشکان مسأله دار: به نظر ما، این پزشکان خارجی که ارسال پیامک در حال خواب را پدیده ای نادر دانستند،اما 320 کیلومتر رانندگی در حالت خواب را پدیده ای عادی و فوقش اختلالی شایع تلقی کردند؛هرچه سریع تر باید در نزدیکترین بیمارستان روانپزشکی محل،بستری شوند. یک ثانیه اش یک ثانیه است.

***

جمع بندی: حال با این تواصیف و تفاسیر که فرض و عرض شد؛ آیا به نظر شما فقط یک جای کار اشکال دارد، یا که صد جای آن؟!...آیا این داستان، واقعی است یا که باز شبکۀ خبری بی بی سی، کل جهان را سر کار گذاشته است؟...


تحلیف و ترافیک!
ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٦   کلمات کلیدی:

                                                      

سیزدهم مردادماه داغ امسال، زمان برگزاری مراسم تحلیف رئیس جمهور تازه نفس در مجلس بود. و اگر حافظ می بود، با عنایت به شادی اهل مجلس و ملت و مسؤولان از این انتخاب احسن، مجدداً تمام قد دم مجلس می ایستاد ومی فرمود:«مطربا،مجلس انس است،غزل خوان و سرود...».... و الی آخر که جاش اینجا نیست. اگرچه که مشارالیه در ادامه نیز حرف های بدی نزده و دعوت به صلوات فرستادن بر گذشته ها و دعوت به وحدت وهمدلی کرده است:«چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد؟»

باری، سخن از مراسم تحلیف آقای روحانی، رئیس جمهور منتخب، در مجلس بهارستان بود. و خودمانیم،عجب مراسم تحلیفی!....بشکوه و پرطمطراق و باکلاس!...آدم حال می کرد رئیس جمهورش را ملاحظه می کرد. دم همه گرم. علی الخصوص ملت!

از چند روز قبل از مراسم تحلیف آن روز، رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ، از اعمال یک برنامۀ ترافیکی ویژۀ این روز در اطراف مجلس و میدان بهارستان خبرداده بود و گفته بود که به خاطر حضور شخصیت های سیاسی بلندپایۀ داخلی و خارجی در این مراسم که در بهارستان منعقد می باشد؛ خودروهای شخصی و عمومی، از ساعت 14 تا 19 بعد از ظهر،نباید در محدودۀ میدان بهارستان و حوالی آن، تردد یا توقف داشته باشند. خب مسلم است که این تمهیدات راهنمایی و رانندگی لازم، هم از جهت امنیتی لازم است،هم از نظر تسهیل رفت و آمد مسؤولان در این روز حساس از این مقطع حساس کنونی معروف!

زبان حال رانندۀ آقای روحانی: آخیش ش ش...... عجب بهارستان بی ترافیکی! بهارستان نگو،گلستان و بوستان بگو!... آدم حال می کند توش رانندگی بکند. یعنی چی می شد هر روز همینطوری می شد؟ حیف که مراسم تحلیف،یک روز است!

بستۀ پیشنهادی: از امروز،رئیس جمهور جدید الورود، کارش را رسماً در پاستور شروع می کند و همین سر صبحی، خالی از لطف نیست اگر با اولین بستۀ پیشنهادی ما در اولین روز کاری خود آشنا شوند. بسته های ما در حکم هدیه و بسته های تقدیمی کاغذ کادو گرفته شده است که معمولاً در نهایت احترام و اشتیاق تقدیم می شود:

1ــ بیان زیرگوشی: خود جناب روحانی، همانند سایر مسؤولان مملکتی، به خوبی از اوضاع ترافیکی پایتخت اطلاع دارند و نیاز به گفتن ما نیست. چه کنیم که به حرف زدن عادت کردیم. ترک عادت هم که گفتند موجب مرض است. فلذا چاره ای از گفتن نیست. از رانندۀ جناب روحانی دوستانه خواهش می کنیم که یواشکی، سر فراگوش جناب ایشان آورده و خیلی آهسته بیخ گوش ایشان عرض کنند: قربان، مستحضر باشید که میدان بهارستان و اطراف آن،هر روز اینطور خلوت و خاص نیست. سایر روزها اوضاع ترافیکش حسینقلیخانی است!

2ــ اولویت بخشی: هیچ رئیس جمهوری تا به الآن نتوانسته به کمک مدیریت شهری، شاخ غول ترافیک تهران را بشکند. فلذا به دولت تدبیر و امید پیشنهاد می کنیم که اگر صلاح می دانند و دوست دارند که هر روز تهران مثل روز تحلیف باشد و هر مکان از پایتخت همچون بهارستان روز تحلیف؛ کاری کنند که از سنگینی ترافیک شهر کاسته شود. چه جوان ها که به موقع به مراسم خواستگاری دختر موردنظرشان نرسیده اند و طرف پریده است.


شکرخند امرداد، همراه با رقص چاقو!
ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٩   کلمات کلیدی:

 

6 روز گذشته از تولد ناقابل مان به عنوان باعث و بانی شکرخند(6 مرداد) و همزمان با آخرین روز کاری دولت فعلی و در روز موسوم به «احمدی بای بای!»، هفتاد و پنجمین محفل ادبی طنز شکرخند(البته با یک هفته تأخیر به خاطر تقارن شنبۀ اول ماه با لیالی قدر و ایام سوگواری مولا علی ــ ع)؛ ساعت 4 بعداز ظهر روز شنبه 12 مرداد در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود.

حضور تمامی شکرخندیان همیشه در صحنه و علاقه مندان به طنز فاخر همراه با تفکر و تبسم، باعث شادی گذشتگان و آیندگان طنز و علی الخصوص اهل حال(یعنی زمان حال) خواهد شد. تماشای لبخند نازنین شما، قشنگ ترین هدیه برای برگزار کنندگان شکرخند است. شکرخندی که به کوری چشم معاند و حسود و بخیل و زیرآب زن و .... امثال این عزیزان فعال در پشت صحنه در این هشت سال دفاع مقدس از طنز، همچنان با قدرت و قوت هرچه تمام، به حرکت آرام و ادبی خود ادامه می دهد.

            ای پستۀ تو خنده زده بر حدیث قند

                               مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند  

در این جلسه از شکرخند، طنزپردازان خوب برنامۀ پر مخاطب «قندپهلو» نیز که شب های ماه مبارک رمضان از شبکۀ آموزش سیما پخش می شود، حضور خواهند داشت و برای دوستان، شعر خواهند خواند. باز هم تکرار مکررات خواهد بود اگر بگوییم که: ورود برای عموم دوستداران شکرخند آزاد است و هیچ گونه کارت عضویت و کارت ورود و کارت سوختی لازم ندارد.

بسته پیشنهادی: جا دارد اگر اهل شکرخند،این نوبت از این محفل صمیمانه را غرق در گل و شادی و هدیه و لبخند کنند!(نه که خیلی جا برای نشستن خود ما هست، باز می گوییم: جا دارد اگر.........!) 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زمان: شنبه 12/5/1392 ــ ساعت 16

مکان: ضلع شمال غربی پل سیدخندان،خیابان جلفا،فرهنگسرای ارسباران


سیاه و سفید نبینیم
ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٩   کلمات کلیدی:

                            

اگر سیاه و سفید دیدن خوب بود که نسل هرچه تلویزیون سیاه و سفید،از بیخ برنمی افتاد. آدم معتدل، آن است که همۀ رنگ ها را ببیند. لازمۀ این نوع نگاه هم بی رنگ بودن عینکی است که بر روی چشم است. سوای رنگ خدا، در روی زمین ، بهترین رنگ ها بی رنگی است. همۀ اختلاف ها از رنگ پذیری آدمیزادی شروع شد. تا حدی که جناب مولانا معتقد است:

           «چون که بی رنگی اسیر رنگ شد

                            موسی یی با موسی یی در جنگ شد»

          هر که تا گردن خودش را رنگ کرد

                                    گر که رایانه است،درجاهنگ کرد!

فلذاست که به ضرس قاطع(و بلکه شدیدتر)عرض کردیم که بی رنگی،نیکوترین و قشنگ ترین رنگ هاست. جناب حافظ هم،یک قرن بعد،همکار و همدردش مولانا را تنها نگذاشته و مواضع خویش را با مواضع وی هماهنگ کرده و خودش را غلام کسی دانسته که از جمیع رنگ های دنیوی که بوی تعلق دهد، آزاد باشد. و جالب این که رنگ چرخ روزگار را هم کبود و تیره دانسته است.

        «غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

                               زهرچه رنگ تعلق پذیرد،آزاد است»

         اگر که رنگ تعلق گرفت هم بالکل

                             شبیه وصلۀ ناجور و چیز مازاد است!

خب، حالا که دلها آماده شد و بلوتوث ذهن ها روشن؛ سری می زنیم به مراسم افطاری جامعۀ اسلامی مهندسین،ببینیم آقای عسگراولادی(دبیرکل سابق حزب مؤتلفه)در راستای رنگ کردن چی گفتند. ایشان گفتند که نباید جریان های سیاسی را سیاه و سفید ببینیم و الآن آقای روحانی در حال مطالعه است تا در چینش کابینه اش، هم از اصولگرایان استفاده کند،هم از اصلاح طلبان.

این نکتۀ جالب را نیز خیلی شفاف گفتند که من ضمن تبریک به آقای روحانی،به ایشان تأکید کردم که شما رأی من نبودید؛اما حالا که انتخاب شدید، می گویم خیرالموجودین هستید.(کل عرایض به نقل از جراید است،کسی به لنگ ما نیندازد!)

بستۀ پیشنهادی: از آنجا که بنده نیز از نگاه سیاه و سفید خوشم نمی آید؛ به خصوص که اگر مارگزیده باشم که حتی از ریسمان سیاه و سفید هم می ترسم؛ لهذا در راستای آنچه عرض شد، نکاتی رهنمودگونه نیز اضافه می شود. باشد که در بی رنگ کردن فضای سیاسی کشور کمک کند:

1ــ عینک شفاف: همگان،علی الخصوص رجال سیاسی مملکت، عادت کنیم که عینک بی رنگی به چشم بزنیم. اگر حتی یک لکۀ کوچک هم روی شیشه اش باشد، همه را لکه دار می بینیم. دم مولانا گرم که چه خوب فحوای کلام گهربار ما را به نظم درآورده و فرموده:«پیش چشمت داشتی شیشه یْ کبود/زین سبب عالم کبودت می نمود».(که معلوم می شود خیلی پیشتر از اینها عینک وجود داشته؛حالا یا با دسته یا بی دسته!)

2ــ جمع آوری تی وی: اگرچه الآن عموم ملت و مسؤولان،تلویزیون رنگی دارند ــ و ای بسا هم سه بعدی!ــ اما هنوز نیز ممکن است کسانی باشند که تلویزیون سیاه و سفید داشته باشند و همه چیز را یا سیاه ببینند،یا سفید. فلذا اگر داریم می رویم دیش ضالّه شان را جمع کنیم، همان سر سیم متصل به دیش را که بکشیم، خود تلویزیون از پنجرۀ منزل تشریف می آورد بالا. البته با اجازۀ صاحبخانه. در عوض می توانیم یک تلویزیون رنگی به وی هدیه دهیم. همه اش یک چیزی را جمع نکنیم، یکبار هم یک چیزی اضافه بکنیم!

3ــ عدم هل دادن: تمامی جریان ها یا سردمداران جناح های موجود، اشکالی ندارد که به رئیس جمهور منتخب ــ حتی اگر به ایشان رأی نداده باشند ــ به ایشان پیشنهادهایی بدهند،اما مواظب باشند یک وقت ایشان را هل ندهند.

ما امید به تدبیر ایشان داریم و می دانیم که سیاه و سفید ندیدن اشخاص و مجموعه های سیاسی را در سر دارند. غیر این باشد، یک نفر هم از فلان گوشه در می آید می گوید به نظر من،مثلاً وزیر ارشاد دولت بعدی بشود آقای فلان الدوله که علی الظاهرشخصیت فرارنگی جامعی دارد. پیشنهاد می کنیم روی درِ محل استقرار آقای روحانی بنویسند: لطفاً فشار ندهید!

4ــ در مقام کاش: اگرچه گفته اند:اگر را با مگر چون جفت کردند/از ایشان بچه ای شد کاشکی نام!...اما با این حال، کاشکی نصف این انتظارات فرارنگی و دعوت به سیاه و سفید ندیدن، در دولت های قبل هم اتفاق می افتد که الان همه اش را از آقای روحانی نخواهیم. انگار که فقط ایشان باید سیاه و سفید ببیند، نه مثلاً جریان مؤتلفه و جریان آبادگران و جریان جامعه مهندسین و جریان اصلاحات و جریان مردمسالاری و جریان کیهانی و جریان کهکشانی و.....کلی جریان دیگر که خودش کلی جریانات دارد!

                                     


برنامه ریزی شدید اللحن دولت
ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٤   کلمات کلیدی:

 

 خوشحالیم که به گفتۀ معاون اجرایی رئیس جمهور فعلی،هیچ مشکل خاصی در هماهنگی با نمایندۀ رئیس جمهور منتخب وجود ندارد و انتقال قدرت به دولت آینده، دارد به خوبی پیش می رود. البته رئیس جمهور منتخب خودش قدرت دارد. منظور از انتقال قدرت،تحویل دادن کلید ریاست جمهوری به ایشان است؛ که هر کسی پنج روزه نوبت اوست.

خیلی صمیمی:

                   دور محمود رفت و نوبت ماست

                                            تا بیاید حسن آقا هرجاست

تذکر چند نکته: هرچند که مسؤولان مربوطه، خودشان کارشان را بهتر از ما می دانند؛ اما بعید می دانم اشکالی داشته باشد که نا هم چیزی اگر به ذهنمان می رسد، بی هیچ ذهنیتی مطرح کنیم.

الف ــ تحویل کلید: درست است که آقای روحانی خودش کلید دارد،اما این کلید نمادین است. با نماد که نمی شود در اتاق محل استقرار رئیس جمهور را باز کرد. فلذا تحویل کلید فراموش نشود.

ب ــ تمیز کردن: بعد از رفتن هر مستأجری، معمولاً در و دیوار منزل تمیزکاری می شود تا اگر رنگ دیواری ریخته یا چیزی خراب شده،قبل از تحویل به مستأجر بعدی، اصلاح شود. اتاق رئیس جمهور هم از این قاعده مستثنی نیست. بد نیست تا زمان استقرار رئیس جمهور بعدی نرسیده، به این شرکت هایی که کارگر بریای تمیز کردن اطراف می فرستند،زنگ زده شود تا بیایند این کار را انجام دهند. به هر جال،یکی از بزرگان اهل تمیز/ قرار است بنشیند او پشت میز!

ت ــ یادگاری نوشتن: رئیس جمهور فعلی،قبل از ترک محل کار، روی یک کاغذی که زیر شیشۀ میز عزیزش می گذارد،به عنوان دوسه خطی یادگاری چیزی بنویسد. مثلاً: این میز که می بینی،گاه از تو و گاه از من/جاوید نخواهد ماند،خواه از تو و خواه از من!

موضوع بعدی: از خبر راجع به عرایض معاون اجرایی رئیس جمهور که بگذریم،بد نیست که چند کلمه ای هم از عرایض معاون بودجۀ معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور بشنویم. ایشان گفتند:«دولت پیش بینی های لازم را برای جلوگیری از افزایش قیمت کالاهای اساسی در ماههای آینده کرده است و قیمت این کالاها در ماههای آینده تغییری نمی کند.»ــ به نقل از جراید دارای مشکل کاغذ!

بستۀ پیشنهادی: خیلی خوب است که دولت سرکار، این قدر خاکی و اهل برنامه ریزی دقیق برای کنترل قیمت هاست که حتی برای ماههای آینده هم ــ با وجود آن که می داند خودش نیست ــ چنان قرص و محکم برنامه ریزی کرده که هیچ تغییر افزایشی در قیمت کالاهای اساسی مردم پبش نیاید. احسنت!.... در این راستا نیز عرایضی موجود است:

1ــ راحت بودن دولت: به نظر ما که دولت فعلی  به قدر کافی در این هشت سال، و به خصوص این یکی دو سال اخیر، در خصوص کنترل شدید کالاهای اساسی مردم زحمت کشیده و ملت دیگر راضی به زحمت بیشتر نیستند. الان دیگر وقت استراحت شان است. کل کابینه به اضافۀ رئیس کل بانک مرکزی، باید مسائل ماههای آینده را به کابینۀ رئیس جمهور آینده بسپارند و این قدر حرص و جوش نخورند. از پا در می آیند خدای نکرده!

2ــ  انتقال تجربیات: دولت سرکار، بد نیست که به جای نگران بودن افزایش قیمت ها برای ماههای آینده، چکیدۀ تجربیات ارزندۀ خود در خصوص شگردها و شیوه های کنترل شدید قیمت های کالاهای اساسی مردم ر،آن هم بدون داشتن سازمان برنامه و بودجه،ا به دولت بعدی منتقل کند.

احتیاج به توضیح ندارد که می تواند همه اش را به وساطت یک فلش مموری چند گیگ،داخل کامپیوتر رئیس جمهور بعدی بریزد. فقط رئیس جمهور منتخب،دقت نماید که حتماً کامپیوترش آنتی ویروس قوی داشته باشد تا یک وقت ویروسی نشود. الآن همۀ کامپیوترها دارند. رئیس جمهور که به طریق اولی باید داشته باشد. یک آنتی ویروس قوی کلیدی!


شکرخند تیرماه با تأخیر برگزار می شود!
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٩   کلمات کلیدی:

قابل توجه اهالی شکرخند و علاقه مندان به لبخند:

خیلی دوست داشتم که شکرخند تیرماه ــ که ویژۀ آغاز هشتمین سال برگزاری این محفل است ــ در موعد رسمی و ثابت خودش یعنی اولین شنبۀ ماه که از قضا نوبت این ماهش دقیقاً می شد یک تیر و شکرخند سر تیر برگزار می شد؛ اما به دلیل آن که در تهران نیستم و برای برگزاری مراسم دامادی برادرزاده ام باید در مشهد باشم؛ به ناچار،با دو هفته تأخیر برگزار خواهد شد.

می خواستم شکرخند 74 را شنبۀ بعدش هشتم تیر برگزار کنم، گفتند سالن فرهنگسرا برنامۀ از پیش طراحی شده دارد؛ پس به شنبه پانزدهم تیرماه موکول و منتقل شد. فلذا حاضران به غایبان اطلاع دهند که شکرخند تیرماه، استثنائاً شنبه 15/4/92 برگزار می شود.(با این تاکید که برنامه حتماَ راس ساعت 4 شروع می شود،چون قبل از ساعت 7 باید سالن تحویل داده شود.)

 پیشاپیش از دوستانی که به اولین شنبۀ ماه و شکرخندش عادت کرده اند، عذرخواهی می کنم.(برادرزاده ام ــ محمد بن جلال ــ بدون هماهنگی با عموی گردن کلفتش(!)،مراسم دامادی خود را عدل انداخته است شنبۀ اول ماه؛ آنهم در مشهد که نمی شود هر دو مراسم را در هم ادغام کرد!)

بازهم توضیح واضحات می دهیم که ورود برای عموم ملت آزاد است و دیگر نیازی به کارت عضویت نیست. حتی کارت سوخت!(فلذا گوش به حرفهای شبهه افکنان و شایعه سازان یا ساده لوحان ندهید که الکی برای پراکندن جمعیت، بخیه بر آب می زنند!)

خلاصۀ اخبار:

زمان شکرخند تیرماه: شنبه 15/4/1392 ــ ساعت 4 بعد از ظهر

مکان همیشگی: ضلع شمال غربی پل سیدخندان، خیابان جلفا،فرهنگسرای ارسباران

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برنامۀ مشاعرۀ «رو به رو» نیز با تأخیر است!

بنا به همان مطالبی که در ذکر علت تأخیر برگزاری شب شعر طنز شکرخند در ارسباران اعلام شد؛ به اطلاع دوستان علاقه مند به برنامۀ مشاعرۀ«رو به رو» در فرهنگسرای فردوس نیز می رساند که این برنامه هم به جای چهارشنبۀ اول ماه(که قاعدتاَ چهارشنبه 5تیر می شد)،با یک هفته تأخیر،روز چهارشنبه 12تیر برگزار می شود. ورود برای تمامی علاقه مندان آزاد است. تازه اینجا پذیرایی هم دارند!

این مشاعره با حضور 10 شرکت کننده و کمیتۀ داوران،متشکل از دو شاعر مطرح و بنام کشور، و با اجرای حقیر(رضارفیع شما!) برگزار می شود که کلیت برنامه از هیجان بالایی برخوردار است و شرکت کنندگان، به زور از دور مسابقه خارج می شوند؛ بس که شعر ازبرند!...رم خور همه ملس شده!...

خلاصه اخبار:

زمان برنامۀ مشاعره: چهارشنبه 12/4/1392 ــ ساعت 6 بعد از ظهر

مکان برنامه: میدان دوم صادقیه، بلوار فردوس،فرهنگسرای فردوس


← صفحه بعد صفحه قبل →