ائتلاف 1+5 داخلی
ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢۱   کلمات کلیدی:

                          

هم ورود به صحنۀ رقابت های انتخاباتی آزاد است، و هم خروج از آن،که اگر خروج بموقع باشد، به صرافت و ظرافت عمل نزدیکتر است. ظرف دو روز گذشته، دو تن از کاندیداهای یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، از ادامۀ رقابت ها کنار کشیدند و به اصطلاح انصراف دادند. اول آقای غلامعلی حداد عادل، دوم آقای محمدرضا عارف. هر دو هم دکتر.(گفتیم که کسی خرده نگیرد که چرا در ابتدای اسامی ایشان از کلمۀ دکتر استفاده نشد؟ مخصوصاً حالا که از دور خارج شدند، طرفداران ایشان ممکن است حساس تر باشند. بنده هم که بیش از حد حساس!)

استدلال عمیق:

                      اول قرار نبود دهد انصراف کس

                                                  بعداً قرار شد  بدهد انصراف پس!

فلذا اگر چهار عمل اصلی تان مشکل نداشته باشد؛ با یک حساب سرانگشتی ناقابل، می توانید به این نتیجه برسید که در حال حاضر،پس از انصراف و خروج دو نامزد اصولگرا و اصلاح طلب از دور رقابت ها، دقیقاً 6 نامزد دیگر پیش چشم ما باقی می مانند که یکی از آنها می تواند رئیس جمهور شود. تا یار(=ملت) کرا خواهد و عشقش به که باشد!

بستۀ پیشنهادی: تا مهلت قانونی تبلیغات پایان نگرفته، صاحب این یک قلم نیز فرصت را مغتنم شمرده؛ رهنمودهای ارزنده و بعضاً لرزندۀ خود را با احتیاط عرضه می دارد:

1ــ جوگیر نشدن: الباقی کاندیداهای محترم یک وقت جوگیر شوند، هوس کنند که انصراف دهند. نه پدرجان؛ آنهایی که منصرف شدند، یحتمل دلایل قرص و محکم خودشان را داشتند. همه انصراف دهند، ملت به بنده رأی دهد که یکسره بخندد؟!

2ــ تشکیل ائتلاف: مگر سه تن از اصولگرایان همیشه در صحنه، از اول کار تشکیل یک ائتلاف 1+2 نداده بودند که الآن به عوض آن که دونفرشان خارج شود،یک نفرشان بماند؛ یک نفرشان خارج شد،دو نفرشان باقی ماند؟... خب، پس می شود که با توجه به شش کاندیدای باقی مانده تا امروز، به انواع دیگر ائتلاف هم فکر کرد. فکر بی ضرر است. پیشنهاد بنده، تشکیل ائتلاف 1+5 است. همه شان باهم دوست و رفیق باشند؛ یک نفرشان که رئیس جمهور شد، از آن پنج نفر دیگر در سمت ها و پست های کلیدی مثل وزارت استفاده کند. تصور بکنید چقدر باحال می شود. من که دارم تصور می کنم. به....چی بشه! 

3ــ کنارکشی دیگر: الحمدلله به تعداد کافی نامزد انتخاباتی داریم؛ لهذا اگر دو نفر کنار کشیدند؛ اولاً بقیه همچین خیال نکنند که دیگر نمی توانند اگر لازم باشد،کنار بکشند؛ این را بدون هیچ غرضی عرض می کنم. در ثانی، اگر کسی کنار کشید(حالا به نفع خودش یا به نفع دیگری)،کسی دست نگیرد؛یعنی بُر نگیرد که مثلاً: کشیدی و نکشیدم....بریدی و نبریدم..... و از این حرفهای که ربطی به اینجا ندارد. مگر کسی قائل به ربط نباشد که به ما مربوط نیست!

 


یا ضامن آهو، ضامن وامم کو؟
ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٦   کلمات کلیدی:

                                           

 ملت تازه دلش را صابون زده بود که منبعد دیگر برای گرفتن دو مثقال و نیم وام(آن هم وام برای دوام)،نیازی به بردن دو تا ضامن گردن کلفت؛ که هم کارمند باشد، هم دارای فیش حقوقی و هم چک دسته دار داشته باشد(ببخشید،منظورم همان دسته چک بود. مگر برای آدم حواس می گذارند!) و ایضاً بهره مند از حساب بانکی ویکسری اموال منقول و معقول بوده باشد؛ نیست.

این قول و قرار جدید خود بانک مرکزی بود،وگرنه ما که الکی دلمان را خوش نمی کنیم. چون شدیداً به گفته های آنها از ته دل اعتماد و اطمینان داریم، روی گفته هایشان حساب جاری باز می کنیم.

اخوان جدید رسید:

             «من امشب آمدستم وام بگذارم»

                                       دو ضامن،مادر و بابام، بگذارم

            اگر دادند وامم را، سپس گویم:

                                    «حسابت را کنار جام بگذارم»!

باری؛ بگذارید کمی مستندتر صحبت کنیم. بیخود که شبکۀ مستند تلویزیون،این قدر بیننده ندارد. مردم،حرفهای هوایی بی سند و مدرک را به سختی قبول می کنند. حتی با «بگم؟... بگم؟»؛فلذا عرایض خود را مستند می کنیم به این گفته شورای پول و اعتبار که قریب سه هفته پیش بخشنامه ای را به تصویب رساند و توی بوق رسانه ها کرد که بر طبق آن، بانک ها موظف می شدند تا وام های قرض الحسنه(و نه قرض الپس نده!) تا سقف بدون چکۀ 15 میلیون تومان را فقط با یک ضامن پرداخت نمایند.

ــ خب حالا مگر چی شده؟... (رفیق شفیق ما که از بیکاری، کنار دست ما نشسته بود و داشت عرایض ما را زیرچشمی دید می زد؛ الحق به نکتۀ ظریفی اشاره کرد که به کمتر کله ای خطور می کند:حالا مگر چی شده؟!)

عرضم به حضور کلیۀ عزیزان مشتاق انواع وام برای قوام،خبرهای الآن جراید حاکی از این است که یک ضامن و دو ضامن پیشکش؛ علی العجاله که کمبود اعتبارات بانک ها باعث شده تا حتی پرداخت وام های ضروری از قیبل وام ازدواج نیز با مشکل مواجه شود.

 متقاضیان در به در وام می گویند که وامی برای پرداخت وجود ندارد که بخواهند برای جفت و جور کردنش دنبال ضامن بگردند. در حالی از در بانک بیرون می آیند که آهی از دل می کشند که:«یا ضامن آهو!...»

ــ الکی و کلکی برخی بانک ها تبلیغ نمی کنند که مثلاً:«بانک فلان،بانک فردا»؛خب شاید اگر امروز نمی توانند وام بدهند، فردا بتوانند بدهند! (این بار الحق که این رفیق شفیق ما صاف زد توی خال!...گاهی اوقات، یک نفر آدم مطمئن درست و حسابی کنار دست آدم باشد،بدک نیست!)

بستۀ پیشنهادی: از دهک های پایین جامعه، کمتر خوشه اولی و دومی و سومی هست که محتاج وام نباشد. از ازدواج خوشکام گرفته تا تعمیر قیرگونی پشت بام. فلذا در این راستا مختصرعرضی داریم:

1ــ قفل بی ضامن: بانک ها تا اطلاع ثانوی از قفل های بدون ضامن برای گاوصندوق ها استفاده کنند. شاید راحت تر باز شوند و دادن وام برای رئیس بانک خیلی سخت و سفت نباشد. نارنجک که نیست،ضامن داشته باشد. اینجا وقتی خود جوان دست به ازدواج زده، نتواند وامش را بگیرد،منفجر می شود.

2ــ وام بانک خون: تا پایان دولت فعلی اگر بانک ها قادر به دادن وام به مردم عادی نیستند وهرچه در می آورند، به شکل یارانه به حساب همان مردم عادی و عامی می ریزند به امیدی؛ لهذا به نظرم باید فلک را سفق بشکافیم و طرحی نو دراندازیم. مراجعه کنیم به بانک خون، خون بدهیم، به عوضش وام بگیریم. مگر پرتغال خونی نداریم؟ خب این هم وام خونی!   

 


شکرخند خرداد به شدت هرچه تمامتر برگزار می شود!
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۳   کلمات کلیدی:

ای پستۀ تو خنده زده بر حدیث قند

مشتاقم......[نه؛ محتاجم!].....از برای خدا یک شکر بخند

متقارن با ولادت فرخنده مولای عاشقان و عارفان، حضرت علی (ع) و ایضاَ سالروز آزادسازی خرمشهر قهرمان، و البته در این مقطع حساس کنونی(!)، هفتاد و سومین محفل ادبی طنز شکرخند برگزار می شود.

همراه با مهمان ویژه ای که سه چهار سال بود که قرار بود در جمع شکرخندیان حضور یایند، اما بنا به دلایلی سیاسی ــ امنیتی(!) نمی شد. و نشد. تا الآن که شد!

پس وعده ما و شما و تمامی شکرخندیان علاقه مند به تفکر و تبسم؛ در شکرخند شنبه چهارم خرداد که رأس ساعت 17 برگزار می شود. ورود برای عموم علاقه مندان کاملاً آزاد است و نیازی به کارت نیست. حتی کارت سوخت!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زمان مراسم: شنبه ــ 4/خرداد/1392 ــ ساعت 5 بعداز ظهر

مکان شریف(!): ضلع شمال غربی پل سیدخندان ــ خیابان جلفا ــ فرهنگسرای ارسباران