وجدان بیدار کارتن خواب
ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٤   کلمات کلیدی:

                                 

بازهم یک اتفاق نادر دیگر در خصوص امانتداری و انسانیت بشریت اتفاق افتاد. در کجا؟.... این چه سؤال بیخودی است؛ خب معلوم است، در کشور خودمان ایران. ما از جاهی دیگر چه خبر داریم که یک همچین سؤالی را مطرح می کنید؟....

ــ والا، با این سؤالاشون!... (این جملۀ معترضه را نفهمیدم چه آدم شیرپاک خورده ای از داخل کوچه پراند. بیخود این پنجره را باز می گذارند. هم صدای ما می رود بیرون، چون گاهی بلند بلند فکر می کنیم؛ هم که هر صدای پارازیت گونه ای از خارج به داخل می آید.)

باری؛ بار دیگر یک نفر دیگر، یک پول قلمبۀ دیگر پیدا کرد و به عوض بالاکشیدن آن به قصد بالا کشاندن خودش، صاف آمد آن را گذاشت کف دست صاحبش که داشت از نگرانی می مرد. حالا پیدا کننده کی بود؟.... یک کارتن خواب محتاج که در یک ساختمان مخروبه سر بر بالین کاغذی آمیخته با خشت و خاکش گذاشته بوده؛یعنی تصویر تکراری دیگری از آن صحنه که از قدیم نقل کرده اند که:

             گدای گوشه نشینی لب تنوری خفت

                                      لب تنور بر آن بینوای عور گذشت

 اصل خبر: «یک عروس و داماد کرجی که جمعه شب گذشته، در شب عروسی خود، بیش از 60 میلیون تومان طلا و جواهرشان را گم کرده بودند؛ با تماس یک کارتن خواب به اموال خود رسیدند.»ــ به نقل از برخی جراید

در حاشیۀ خبر:  شخص داماد در مصاحبه با خبرگزاری فارس گفته است که هنوز هم باورم نمی شود که کسی با آن وضع زندگی و احتیاج به پول، چنین فداکاری و انسانیتی به خرج داده باشد. جوانمردی و وجدان بیدار این مرد بی خانمان، درس زیادی به من و همسرم در اول زندگی ام داد و امیدوارم روزی بتوانم جبران کنم.

ــ احسنت!....

ــ به کی؟....

ــ خب معلوم است، به هر دوشان. به آن کارتن خواب نیازمند به خاطر این عمل انسانی اش، و به این داماد عزیز به خاطر این حرفهای قشنگش!....

بستۀ پیشنهادی: ما نه تنها برای مسؤلان در مسائل مختلف، راهکارهای مختلف داریم، که برای اقشار مختلف مردم هم داریم. خصوصاً برای این آقا داماد که با پیدا شدن اموالش، اظهار امیدواری کرده که روزی بتواند لطف آن یابنده را جبران کند. پیشنهاد عاجل ما از این قرار است:

1ــ نقد کردن لطف: از فردا کسی خبر ندارد. همین الآن سر کیسه را شل کنند، دم نقداً از همان مبلغ 60 میلیون زنده شده، یک میلیونش را به عنوان دستخوش، به دست یابنده برسانند. نیست فردا گفتن از شرط طریق. کسی که امروز ندهد، فردا می دهد؟

2ــ سالم سازی: از آنجا که آن بندۀ خدا گویا مشکل اعتیاد هم داشته است، بسیار خوب خواهد بود اگر صاحب این اموال پیدا شده، با اختصاص مبلغی، اقدام به بستری کردن آن شخص و کمک به ترک کردن وی نماید تا بتواند برای امرار معاشش کار و تلاش و زندگی کند. سالم که بشود، بیشتر تلاش خواهد کرد تا چیزهایی که پیدا می کند، تحویل صاحبش دهد.

3ــ خرید کارتن: اگر به هر علتی انجام دو پیشنهاد فوق برای صاحب اموال پیدا شده سخت می باشد؛ لااقل همان کارتن آن بیچاره را که عوض کند!...


شکرخند آبان با چند روز تأخیر پرواز!
ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۳   کلمات کلیدی:

 

باز هم سلام بر اهل شکرخند؛ اهالی سبز لبخند. قرار ثابت شکرخند با مخاطبانش، اول شنبۀ هر ماه است، مگر خدای نکرده اتفاق و استثنایی پیش آید که مثل زلزله،چاره ای جز پذیرش آن و تسلیم شدن در برابر خواست حق و برگزیدگان برحق او نیست. شکرخند آبانماه نیز مشمول همین قضیه شد.

به خاطر آن که فرهنگسرای ارسباران، در سه روز پنجشنبه و جمعه و شنبه، درگیر برگزاری برنامه ای در راستای هفتۀ فرهنگی ایران و ‍ژاپن است؛ از این رو بنا به اعلام مسؤولان فرهنگسرا و قبول ضمن عقد مسؤولان شکرخند، برگزاری شکرخند آبان با چند روز تأخیر به روز چهارشنبه دهم آبان موکول شد. کماکان باز عرض می کنیم که ورود برای همگان آزاد است. فقط آنها که کارت عضویت در شکرخند را دارند، زودتر وارد سالن می شوند که معترض نشوند. پس از آنها، سایر دوستان و عزیزان قدم رنجه می فرمایند.

این شکرخند از آنجا که در فاصلۀ دو عید سعید قربان و غدیر شکل می گیرد؛ فلذاد جا دارد که با شدّت و حدّت هرچه تمامتر و با شادی و شعف و غش و ضعف بیشتر، برگزار شود. هرچند که لبخند زدن کمی سخت شده است، اما فراموش نکنیم آن نگاه قشنگ حضرت حافظ را که گفت:«با دل خونین، لب خندان بیاور همچو جام....»(توضیح: جام نوعی استکان مشکوک است که با آن دوغ آبعلی یا شیرکاکائومیل می کنند.)

شعار همیشگی:

          ای پستۀ تو خنده زده بر حدیث قند

                                   مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زمان: چهارشنبه 10/8/91 ــ ساعت 4 بعد از ظهر

مکان: ضلع شمال غربی پل سیدخندان ــ خیابان جلفا ــ فرهنگسرای ارسباران