معضل خانه خالی
ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٥   کلمات کلیدی:

                                     

از همان بدو پیدایش بشر(موخ 1/1/1)، انسان اولیه برای حل مشکل مسکن خود، در به در به دنبال غار خالی و بعدها خانه خالی بوده و تمام شهر را می گشته است. نه تنها در روز روشن که گاه در شب تاریک؛ چنان که حضرت مولانا به یک موردش اشاره می کند:«دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر.... و الخ».

توضیح خصوصی: از اتاق فرمان اشاره می کنند که چه ربطی داشت؟...نفسشان از جای گرمی در می آید. در وانفسای گرانی خانه ها و سرگرانی صاحبخانه ها، دیگر چه کسی قائل به ربط است که ما دومیش باشیم؟...آن که گفت:«کلنگ از آسمان افتاد و نشکست/ وگرنه من کجا و بی وفایی»؛مثلاً خیلی قائل به ربط بوده؟...(فکر می نمایم که همین مقدار استدلال که رو کردیم،به اندازۀ کافی و وافی، محکم بود که مو لای درزش نرود.)

الان هم در این مقطع حساس کنونی، کمافی السابق، مشکل پیدا کردن خانه خالی برای بشریت وجود دارد؛ و بدیهی است که ایران هم از این قاعده مستثنی نیست. حالا در این میانه، هستند کسانی که علاوه بر مسکن مورد نیاز خود و خانواده محترم، یک چند تا خانه خالی بلامصرف هم گوشه و کنار دارند و با این که می دانند بنی آدم اعضای یک پیکرند؛ اما از اجاره دادن خانه خود به سایر بنی آدم خودداری می کنند و حتی اگر خود شیخ شیراز حضرت سعدی علیه الرحمه هم زنده می بود، حاضر نبودند خانه خالی خود را در اختیار وی قرار دهند تا بنشیند و صبر پیش گیرد، دنبالۀ کار خویش گیرد. بلکه توانست جلد دوم و سوم گلستان و بوستان را کار کند. فقط می ماند مختصر مشکل ممیّزی که آن هم با توجه به آشنایی هایی که هست، قابل حل بود.

از بحث اصلی پرت نشویم. در راستای حل و فصل مشکلی که عرض شد(مشکل خانه های خالی و پز عالی)، با خبر شدیم که رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس از تصویب طرحی برای اخذ مالیات از خانه های خالی در آستانۀ ماه رمضان به عنوان یکی از نخستین مصّوبات مجلس نهم، خبر داده است که چون خبرش داغ است، فلذا شنیدن دارد.

تازه ترین خبر:«محتکران خانه های خالی، در صورت نپرداختن مالیات، ممنوع الخروج می شوند.»

بستۀ پیشنهادی: نظر ما هم این است که ملت و دولت،هر دو، باید هر کاری از دستشان بر می آید انجام دهند تا این آدمهایی که صاحب خانه های خالی بلااستفاده می باشند؛ به صرافت آن بیفتند که خانه های خود را به کسانی که مشکل مسکن دارند، به رهن و اجاره بدهند. لهذا ما نیز پیشنهادهای خودمان را داریم:

1ــ ممنوع الورود کردن: اشکال ندارد؛ طرح اول این باشد که دارندگان خانه خالی ممنوع الخروج شوند؛ اما اگر این طرح افاقه نکرد، به نظر ما این دسته آدمها بهتر است که ممنوع الورود شوند. بگذاریم از کشور خارج شوند، وقتی شدند، بعدش نگذاریم داخل شوند؛ مگر آن که همان لب مرز، تکلیف خانه های خالی خود را روشن کنند. این، بیشتر جواب می دهد.

2ــ بستن عهد: در استانۀ ماه مبارک رمضان، بینی و بین الله، با خدای خودشان و خودای ما عهد وپیمان قرص و محکم ببندند که در این ماه فقط شکم خود را برای همدردی با نیازمندان، خالی نگهدارند؛ خانه های خود را برای همدردی با آنها خالی نگه ندارند.این دهان بستی، دهانی باز شد؛ این گونه تعبیر شود که درِ معدۀ نفس را ببیندند و درِ خانه های خالی را باز کنند. این طوری است که یک دفعه می بینند دلشان خورندۀ لقمه های راز شد. نیازمندان، به معدۀ خالی شما نیازی ندارند، به خانۀ خالی شما سخت محتاج اند.

3ــ تعقیب حقوقی: اشخاصی که خانه خالی بلامصرف دارند؛ به جرم «خالی بندی» تحت پیگرد قانونی قرار بگیرند. این کار را دولت انجام ندهد، خود ملت آنها را شناسایی و به مراکز حقوقی و قضایی معرفی کنند. بعید است که ملت از خالی بندی خوششان بیاید. مردم از سیاست خالی بندی دل خوشی ندارند؛ و گرنه شاعرشان سهراب، دم ِ راه آهن نمی گفت: من قطاری دیدم که سیاست می برد/ و چه خالی می رفت!...


ماهی بدون سکته!
ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱٧   کلمات کلیدی:

                                                                                     

این خیلی خوب است که هرچه گوشت قرمز برای آدم(حتی ما!)ضرر دارد؛ در عوض گوشت سفید مرغ و ماهی دریا و سایر وابستگان آبزی، باعث پیشگیری از هرگونه سکته کامل و ناقص و حتی سکتۀ ملیح می شود. البته تا خواست خدا چی باشد.

 پدر امیرحسین مدرس(هنرمند خوش ذوق و توانمند)، هرگاه که بنده یا اخوی ما را ــ که پسرعموهایش بودیم ــ می دید، سفارش می کرد که اگر هر شب یک سیب بخورید، هرگز سکته نخواهید کرد. و مسلم است که در این راستا خود ایشان هم هر شب یک سیب می خورد. سالها گذشت؛ یک شب امیرحسین به من زنگ زد و با بغضی در گلو گفت:«بابا دیشب سکته کرد و به رحمت خدا رفت!»

نظر قضایی مولانا:

            از قضا سرکنگبین صفرا فزود

                             روغن بادام خشکی می نمود

البته هیچ وقت نباید قاعده را فدای استثناء کرد. عقلای قوم فرموده اند که به خاطر مویی ترک پوستین کردن خطاست. آنچه قاعده است این است که خارج از تقدیر قضایی، برخی ر‍ژیم های غذایی در جلوگیری از بروز برخی بیماری ها می تواند مفید و مؤثر باشد.  شما به متن خبر زیر عنایت بفرمایید تا صدق عرایض ما دستگیرتان شود:

آخرین خبر بهداشتی:«یافته های جدید محققان حاکی است که گنجاندن غذاهای دریایی همچون ماهی در برنامۀ غذایی هفتگی می تواند خطر ابتلا به سکتۀ قلبی را تا 50 درصد کاهش دهد.»

در حاشیۀ خبر: در متن خبر فوق، نگفتیم که محققان مورد اشاره انگلیسی هستند که معتقدان به تئوری سابق«هرچه هست، زیر سر انگلیس است»؛ در این راستا هم دچار توهم و ترس نشوند. دو لقمه می خواهند ماهی بخورند،بگذار راحت بخورند. بنده های خدا حرامشان نشود.

بستۀ پیشنهادی: عقل سلیم حکم می کند که همیشه توصیه های پزشکی و بهداشتی را جدی بگیریم. حالا چه از داخل توصیه شده باشد، چه از خارج. همۀ انسان ها ممکن است سکته کنند. ایرانی و انگلیسی نمی شناسد. فلذا ما نیز در راستای اثر گذاری بیشتر، توصیۀ محققان فوق الذکر که گفتند ماهی بخورید تا سکته نکنید؛ چند نکتۀ ناقابل را حاشیه وار عرض می کنیم:

1ــ کندن برچسب قیمت: هرچند که خود ماهی ممکن است جلو سکته را بگیرد، اما از کجا معلوم که قیمت ماهی باعث ایجاد سکته نشود؟ آن هم درجا و به شکل سنگکوپ!...می رویم ماهی بخوریم، می بینیم ماهی ما را خورد!

2ــ تجویز ماهیتابه: سالهاست که ماهیتابه تحت تْثیر تهاجم ماهواره، تغییر ماهیت داده است. اسمش ماهیتابه است، اما رسماً داخلش گوشت قرمز تف می دهند. اگر واقعاً ماهی تا این حد ــ یعنی دقیقاً تا حدود 50 درصد ــ می تواند از سکته پیشگیری کند؛ به نظر من که همۀ پزشکان باید در نسخۀ بیماران خود، خصوصاً بیماران چاق و چله شان، حتماً ماهی هم تجویز کنند. لااقل ماهی یک ماهی. یک ماهیتابه هم در نسخه برای مریض بنویسند که تهیه کند.

3ــ پرداخت ماهیانه: دولت نیز کماکان به ملت کمک کند که کمتر سکته نمایند. برای تسهیل این امر، ماهانه مبلغی را به عنوان مابه التفاوت قیمت ماهی دولتی با ماهی آزاد، به حساب مردم واریز نماید. عین آن 28 هزار تومانی که بابت نان واریز شد. به زودی باید یارانه را تخصیصی و تفکیکی پرداخت کرد. وقتی کلی پرداخت می شود، معلوم نیست به چی می رسد!

4ــ ماهی چینی: ته چین ماهی دیدیم اما این که ماهی از چین وارد شود، تا الآن چیزی ندیدیم و نشنیدیم. فکر کنم کمبود دریا و اقیانوس دارند و گرنه تا الآن انواع ماهی های چینی، مهمان سفرۀ نفتی ما بودند. پیشنهاد می کنم که این دفعه بیایید ما غافلگیرشان کنیم؛ یعنی ما به چین ماهی صادر کنیم. البته قبلش از طریق دیپلماسی خارجی به آنها اطلاع دهیم که انگلیسی ها گفتند ماهی جلو سکته را می گیرد.


شب شعری فوق برنامه برگزار می شود!
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۳   کلمات کلیدی:

در شب میلاد خجستۀ حضرت صاحب الامر و الزمان(عج)

کانون ادبی زمستان برگزار می کند:

  

عصر شعر طنز


"حدیث قند" 


با اجرای مشترک:

رضا رفیع و مهران رجبی

  

 با حضورشاعران طنز پرداز:

ناصر فیض، اکبر اکسیر، سعید بیابانکی،

خلیل جوادی، رحیم رسولی، استاد بانی،

مهدی استاد احمد، جواد زهتاب، همایون

 حسینیان، صابر قدیمی، مصطفی مشایخی،

 ناهید نوری، معصومه پاکروان، و ...

  

به همراه اجرای تئاتر طنز توسط:

یوسف کرمی 

 

                         زمان:چهارشنبه 14 تیرماه 91     ساعت 16:30 

 

 نشانی:

تهران، میدان فاطمی، خیابان شهید گمنام، ابتدای اتوبان کردستان

تالار ایوان شمس، سالن آفتاب


ورود برای عموم آزاد و رایگان است

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ                                                                               

×به نقل از وبلاگ کانون ادبی زمستان، به نشانی این تارنما: s-aram.blogfa.com


نان خشکه به تاریخ پیوست!
ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٥   کلمات کلیدی:

                                    

قدر نان تازه را کسی داند که به نان خشکه دچار شود. قدر نان خشکه را هم کسی داند که به گران شدن نان تازه گرفتار شود. و حالا حکایت ماست که برماست!...(به به، صحبت از نان شد، ماست هم خودش آمد!)

خبر هدفمند:«با گذشت 18 ماه از اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها، قیمت نان برای سومین بار در تهران و شهرستان ها رسماً 20 تا 30 درصد گران شد.»

                                                          ــ به نقل از هرچه جراید

در قناعت و گرانی:

              بار دگر قیمت نان شد دراز                              

                                    بی خبر از گفتۀ سعدیِّ ناز

 

             آن که به هنگام قناعت بگفت:

                            «ای شکم خیره به نانی بساز»!

بسته پیشنهادی: از آنجا که گران شدن مجدد نان احتیاج به هیچ آب و تاب و توضیح اضافه ای ندارد و مثل روز روشن است که هر که نان از عمل خویش خورد، بعد از این، نان گران از قبل خویش خورد؛ خیلی صاف و پوست کنده می رویم سراغ چند پیشنهاد تازه از تنور درآمده و خشخاشی:

1ــ جلوگیری ازآجرشدن نان: حالا که قیمت نان افزونتر از سابق و هدفمند شده است؛ لااقل مواظبت بیشتری بشود که کیفیت نان هم از سابق بهتر و باحال تر بشود. همچین نشود که فقط نرخ نان هی دراز و درازتر شود. سعی کنیم هر جنسی را هدفمند گران بکنیم، نه همینطور بی هدف. کیفیت پخت و پز نان هم افزایش یابد. مگر نه که نان برای خوردن است؟... و گرنه بابا بیخود نان داد. برای نخوردن، چه آجر چه نان!

2ــ فروش نان قسطی: از آنجا که شاطری کم کم با زرگری پهلو خواهد زد،همچون بسیاری از مایحتاج کلان و گنده که فروش قسطی دارند؛ از حالا چه نیکو خواهد بود اگر که شاطران عزیز نیز به این عمل حسنه، یعنی فروش نان در چند قسط اقدام نمایند. بعضی از خانواده ها ممکن است منبعد قادر نباشند یکجا و دم نقد نان بخرند. از اینرو، مجهز شدن نانوایی ها به دفترچه های قسط الزامی می باشد.

3ــ واگذاری نان مهر: مهرورزی به طرز عجیبی خوب است. فلذا چه اشکالی دارد که فقط به مسکن مهر اکتفا نکنیم و مسؤولین امر، باز هم دست در دست هم نهند به مهر و به کمک برادران چینی، میهن خویش را بیش از این کنند آباد؟!...به عنوان مثال، با افزایش قیمت نان و کاهش توانایی نان دار شدن همگان، خیلی خوب خواهد بود اگر اقشار با درآمد پایین را از طریق واگذاری نان مهر، نان دار کنیم. تسهیلات اجازه داد، می شود خشخاش هم به نان مهر اضافه کرد.

4ــ آب شدن نان خشکه: از حالا کار و کاسبی نان خشکی ها هم کساد می شود و باید که تغییر شغل بدهند. دیگر بعد از اینها بعید است یک لقمه از نان هم داخل  سفره ، آن قدر نخورده باقی بماند تا نعمت خدا کپک بزند یا تبدیل به نان خشکه شود. حتی احتمال خورده شدن سنگ نان سنگک هم هست اگر اشخاص دقت نکنند. از امروز کم کم باید نان خشکی ها را در موزه های تاریخ تطوّرنان سراغ گرفت. تاریخی که همیشه برای عده ای نان دارد، برای عده ای ندارد.

5ــ نصب دزدگیر در نانوایی ها: از نظر امنیتی بهتر است که از هم اکنون تمامی شاطران کشور اقدام به نصب دزدگیر در محل نانوایی و تنور و تغار خود کنند. همچنین برای حمل آرد نیز حتماً از ماشین مخصوص این کار و یک یا دو بادیگارد استفاده شود. کار از محکم کاری عیب نمی کند. روی خودرو هم می توان نوشت که: لطفاً آردی نشوید!

6ــ تقسیم و تفکیک نان: این راهکار طبقاتی را پیش از این هم که زمزمۀ گران شدن نان از دوردست های مملکت به گوش می رسید، عرض کردیم؛ منتهی الآن نیز که این گرانی جامۀ تحقق به خود پوشیده، مجدداً آن را تکرار می کنیم که فراموش نشود. این روزها آلزایمر بیداد می کند. دولت و ملت، همۀ محفوظات خود را داخل فلش یا رم می ریزند.

در پرو‍ژۀ تقسیم نان، باید آن را به شکل های کامل و نیم و ربع تقسیم و تعریف کرد تا هرکس مطابق با قدرت خرید خود اقدام به نان خری کند. این کار بهتر است که زیر نظر بانک مرکزی صورت نگیرد. به هزار و یک دلیل!...یک دلیلش این که کم کم ممکن است 300 و 500 و یا مثلاً 1399 عدد نان سنگک به عنوان مهریۀ عروس اعلام شود و کمر داماد، خدای نکرده، بشکند!