تنها مرد کابینه رفت!
ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٢   کلمات کلیدی:

                           

یکم: انگار همین دیروز بود که خود رئیس جمهورــ که گاه زبان طنزش چاشنی کلامش می شود ــ تنها وزیر زن کابینه دهم رابه خاطر همت و عزم کاری اش، تنها مرد کابینه خواند و همه لبخند زدیم. حتی شما!...

دوم: وباز انگار همین دیروز بود که چون شایعۀ رفتن خانم دکتر از حوزۀ سلامت بالا گرفت؛ معاون اول رئیس جمهور، طی سخنانی در حضور مردم و خبرنگاران و خود خانم وزیر، به ضرس قاطع اعلام کرد که تا من هستم، خانم دستجردی هست، و تا احمدی ن‍‍ژاد هست، ایشان هم هست. و باز ما همه لبخند زدیم. حتی شما!...

سوم: و بازهم انگارهمین دیروز بود که چون خبرنگاری در بحبوحۀ پیگیری مطالبات مالی وزارتخانه و تخصیص ارز مرجع برای داروهای مورد نیاز مردم، در خصوص احتمال رفتن وزیر بهداشت از وزارتخانه اش از ایشان پرسید؛ خانم وزیرلبخندی زد و گفت: بالاخره هر آمدنی یک رفتنی دارد. و مجدداً باز ما همه لبخند زدیم. حتی شما!...

***

و ظهر روز پنجشنبۀ گذشته بود که ساعت محل کار خانم دکتر 12 بار نواخت؛ و رئیس جمهور، وزیری دیگر را نواخت. خبرگزاری ها اعلام کردند که خانم وزیر از کار وزارت برکنار شد. بعضی روزنامه ها نوشتند که سلامت قربانی سیاست شد؛ اما ما این را نمی نویسیم؛چون معلوم نیست. و بعضی دیگر نیزنوشتند که پیگیری های خانم وزیر برای اختصاص ارز دارویی و رونق بخشیدن به حوزۀ سلامت، به گروکشی این موضوع در برابر برکناری یکی از مدیران ارشد این وزارتخانه انجامید که نهایتاً به دلیل عزل نشدن آن مدیر، به عزل خود وزیر انجامید؛ اما ما این را هم نمی نویسیم،چون صحت و سقمش مشخص نیست.

ما فقط لبخند می زنیم. چرا که داریم صحنه ها و گفته های بالا را در ذهن خود مرور می کنیم. داریم به همان حرف وزیر بهداشت می اندیشیم که گفت هر آمدنی یک رفتنی دارد. معلوم بود که خانم وزیر هم زیاد به گلستان سعدی سر زده است.

          هر که آمد عمارتی نو ساخت

                                       رفت و منزل به دیگری پرداخت

توضیح ادبی: در پاره ای نسخ، به جای کلمۀ پرداخت، انداخت آمده است که بیشتر به حوزۀ ساخت و ساز ساختمانی مربوط است و در اینجا از نظر زیبایی شناسی ادبی، همین واژۀ پرداخت، بیشتر خوش ساخت و پرداخت است.

بستۀ پیشنهادی: ما ضمن تبریک به خانم دستجردی، به دلیل این که بار سنگینی از روی دوششان برداشته شد و الآن در کانون گرم خانوادۀ خود،فارغ از استرس ها و اضطراب های کاری که آدم را پیر می کند، فرصت بیشتر برای رسیدن به کارهای علمی خود و ایضاً کارهای خانه دارند؛ عرایضی چند را ذیلاً به سبک معمول خود تقدیم می داریم. باشد که بهداشتی باشد و در راستای تأمین سلامت بیشتر:

1ــ مردآخر بین باشیم: همچنان که گفته اند:«مرد آخربین مبارک بنده ای است»؛ سایر وزرا نیز دقیقاً مثل خانم وزیر، در هر دولتی، همچنان که آمدن خود به وزارتخانه را می بینند؛ در حاشیه، رفتن خود از وزارتخانه را هم ببینند. نفس پُست و میز و قدرت همین است و جز این نیست. در عهد جهان اگر وفایی بودی/نوبت به تو خود نیامدی از دگران. گاهی اندک اندک جمع مستان می رسند؛ گاهی اندک اندک جمع مستان می روند!

2ــ بعضی وزرا نترسند: اگرمعاون اول رئیس جمهور آشکارا و به ضرس قاطع گفت که تا ما هستیم، وزیر بهداشت هم هستند؛ اما دو هفته نشد که معاون اول رئیس جمهور هستند، اما خانم وزیر نیستند؛ این دلیل آن نمی شود که سایر وزرا بترسند و همچین خیال کنند که اگر معاون رئیس جمهور از ایشان قاطعانه حمایت کرد، دخلشان آمده!.... خیر، همیشه این طوری نیست. گاهی در بر یک پاشنه نمی چرخد.

3ــ خانم دکتر نگران نباشند: حتماً و حکماً وزیر سابق بهداشت، با آشناهای بسیاری که در سازمان ها و ادارات مختلف دارند و در این مدت تصدی امر وزارت نیز تعدادشان بیشتر شده اند؛هرگز بیکار نخواهند بود و همچون این یک میلیون و 200 هزار شاغلی که طی سالهای 89 و 90 بیکار شده اند، نیازی به گشتن صفحات نیازمندی های روزنامه ها نخواهند داشت. کافی است چراغ تابلو مطبشان روشن شود تا ببینند چقدر آدم مریض در مقابل مطبشان صف خواهند کشید.

4ــ وزرا مواظب باشند: تا اطلاع ثانوی پیشنهاد می شود که وزرای محترم عجالتاً بی خیال دو مقوله بشوند؛ یکی دریافت ارز مرجع، دو دیگر، پیگیری برخی مطالبات مالی و حقوقی. بهتر است به کارهای مهمتری برسند که تا آخر این دولت، بکشند. یک مجموعه باید از هر حیث باهم هماهنگ باشند. هرچه رئیس دولت گفت، بگویند چشم. حافظ هم می گوید: دولت آن است که بی خون دل آید به کنار!....وگرنه می رود کنار! 

 


کنترل تکانه های تورمی
ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۳   کلمات کلیدی:

                                

کنترل کلاً چیز خوبی است . اگر نبود که شما تلویزیون کنترل دار نمی خریدید. با خودروتان از بیرون به سمت منزل می آیید و شدید هم باران گرفته است. اما شما نیازی ندارید که از ماشین پیاده شوید و بروید در پارکینگ را باز کنید؛ از همان داخل اتومبیل، دکمۀ ریموت کنترل را می زنید و جل الخالق، درهای پارکینگ به روی شما باز می شوند. ناپلئون بناپارت هم درِ خانه و اصطبلش ریموت کنترل نداشت. ببین شما کی هستی؟...

شعرکنترل شده:

                     سرخود کجا سفت وشل می شوم

                                             بدانم اگر کنترل می شوم؟

                     نه آرام چون لاک پشت ریلکس

                                       نه درگیرباهول وهل می شوم

پس برای شما ثابت شد که کنترل چیز خوبی است. فلذا حق دارد وزیر اموراقتصادی و دارایی اگر با هدف جلوگیری از تکانه های تورمی پایان سالی،پیش پیش، به فکر کنترل آن بیفتد. تا الآن هم اگر توانستیم جلو غول بی شاخ و دم تورم را بگیریم؛ راستش با همین کنترل ها بوده است. الکی که نیست!

آقای سیدشمس الدین حسینی گفتند:«با توجه به این که در ماههای پایانی سال قرار داریم،باید سیاست های مدبرانه ای برای صرفه جویی اجرایی شود تا از رشد پایۀ پولی و در نتیجۀ آن افزایش تورم جلوگیری شود.» ایشان ممانعت از احتکار در بازار و همچنین پرهیز از رسانه ای کردن تورم را نیز از دیگر راهکارهای لازم برای مهار تورم در فصل پایانی سال عنوان کردند.

بستۀ پیشنهادی: وقتی صحبت از کنترل، آن هم کنترل گرانی و تورم در کار باشد؛ هرکسی باید به اندازۀ وسعش نخودی در این آش بیندازد. حالا نخود انداختنی ما چیست؟... همین راهکارهایی که در ادامه عرض می کنیم:

1ــ رسانه های باحال: همچنان که گفته آمد، رسانه ها نباید کاری کنند که مردم اگر مختصر تورمی در بیرون هست، آن را در رسانه مشاهده کنند. همان که در بیرون می بینند، هفت پدرشان را کافی است. بد نیست رسانه های عزیز ــ که الهی داغشان را نبینیم ــ نمودارهایی را ترتیب بدهند که به نحوی مقتضی و مورد نظر، آمار و ارقام تورم بی شعور را نزولی نشان دهند. مگر همه از نزولات آسمانی خوششان نمی آید؟ خب، گاهی نزولات زمینی هم بد نیست.

2ــ توزیع عینک: چطور شد الآن بعضی تلویزیون های سه بعدی آمده که شما به همراهش چند تا عینک مخصوص هم می گیرید که موقع تماشا بتوانید تصاویر را سه بعدی ببینید؛ خب در سایر زمینه ها مثل این زمینه باید پیشرفت کرد. چه اشکالی دارد مردم موقع ملاحظۀ قیمت برخی اجناس و کالاها و خدمات، یک عینک ریزبینی به چشم بزنند که تورم را ریز ببینند.

3ــ استفاده از پماد: مادربزرگی داشتم که زانوهایش بدجوری دچار تورم شده بود و از بین همۀ مکاتب ایسم دار، به رماتیسم گرایش پیدا کرده بود. آن خدابیامرز همیشه برای کنترل تورم جفت پایش از یک پماد مخصوص ضد تورم استفاده می کرد که می بایست آن را در موضع مورد نظر بمالد. این کار با نظارت کیفی پدربزرگ انجام می شد. خب الآن امثال این پمادها شاید بر روی سایر اواع تورم ها نیز جواب دهد. امتحانش مجانی است. فوقش پول پمادش را هم خود ملت می دهد.

4ــ پخش آهنگ های آرامبخش: تلطیف فضای تورم خیز بازار با پخش انواع آهنگ ها و ملودی های آرامبخش نیز از دیگر راهکارهای مفید و مثبت است. مثلاً شرکت های تلفن همراه می توانند در این راستا اقدام نمایند. ساخت آهنگ انتظار«همه چی آرومه/گرونی محکومه/من چقدر خوشحالم/به خودم می بالم....» که مناسب برای زنگ انواع گوشی هم هست. یا مثلاً این کلام و آهنگ که:«توی ده شلمرود/تورم کیلویی چند بود؟...» و..... از این قبیل که عرض شد.