یکی سکه را بکشد پایین!
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٤   کلمات کلیدی:

                            

این روزها در بازار طلا و سکه، عجب بشکن بشکنی راه افتاده است!...صدای رکوردشکنی جهانی طلا گوش فلک را پر کرده است. حالا سودش و دودش ــ جداگانه ــ به چشم چه کسانی می رود، خدا عالم است. ما به سهم ناچیز خودمان، فقط یک سکه از مال خدا داریم که همان را گذاشتیم توی فریز ببینیم چه زمانی برای فروشش بهتر است که نه سیخ بسوزد، نه کباب، نه صاحب سیخ کباب!....خدا به داد دل مردان ازدواج کرده ای برسد که بر اثر جوگرفتگی اول آشنایی(که شاعر فرموده است: اول آشناییمون یادم میاد، یادم میاد/گفتی بگیرسکه هامو خیلی زیاد، خیلی زیاد...) ، تعداد سکه های مهریۀ عیالشان را همطراز سال تولدش در نظر گرفتند و این روزها را در نظر نگرفتند. الآن یحتمل خواب از سرشان پریده است.

حسب الحال:

           «روزها فکر من این است و همه شب سخنم»

                                                    که چرا این همه سکه شده کابین زنم؟

آخرین خبر هولناک: با افزایش قیمت هر اونس طلا در بازارهای جهانی ــ چنان که افتد و دانی ــ و عبور آن از مرز و درز 1900 دلار ناقابل، قیمت هر سکه طلا در کشورمان از مرز 600 هزار تومان عبور کرد که در نتیجه، رکورد جدید و بی سابقه ای را بر جای گذاشت. کارشناسان سکه شناس بر این باورند که قیمت طلا در طول 11 سال گذشته، مرتب در حال افزایش بوده است؛ اما در حال حاضر دیگر شورش را در آورده است بی صاحاب شده!....

محض یادآوری:

چه کسی بود صدا زد:

                       ــ مردم!

اقتصاد همه جا

                کلّ ِ جهان

                             هر چه شود

                                    هرچه بی ریخت شود

داخل کشور ما

                                  آب از آب تکان نابخورد؟....

ــ آشنا بود صدا

                مثل هوا با تن برگ

                                    ــ برگ یا کوبیده ــ

و مرتب می گفت:

ــ همه چی آرومه....من چقدر خوشحالم....

و ادامه می داد:

ــ دوستان!...باز بگم....باز بگم؟....

بستۀ پیشنهادی: اگرچه افزایش نرخ سکه،چنان که عرض شد،شدیداً تحت تأثیر نوسانات جهانی آن است و دخل و ربط چندانی به ما و مال ما ندارد؛ معذالک چون وجدانمان اجازه نمی دهد که بی طرف باشیم و دست روی دست یا هرجای دیگر بگذاریم و فقط تماشاچی باشیم(آن هم اگر در نهایت تهمت تماشاچی نما نخوریم نعوذ بالله!)؛ فلذا به روال معمول و مقبول خودمان در این جور مواقع اضطراری، یکسری پیشنهاد هایی را ردیف می کنیم، بلکه یکی دوتایش گرفت و به سهم ناچیز خودمان در پایین کشیدن نرخ سکه، نخودی در آش انداختیم؛ انداختنی!...ملاحظه بفرمایید:

1ــ تعیین مهریه توسط دولت: تا اطلاع ثانوی برای کنترل بازار سکه، تعیین میزان و مقدار سکه برای قبالۀ زوجه، با اجازۀ بزرگترها از بخش خصوصی، یعنی والدین عروس و داماد، به بخش دولتی منتقل شود. شاید دولت مثل سایر موارد، در این مورد هم گل کاشت.

2ــ تغییر مهریۀ طلایی: بهتر است که تا قیمت طلا متلاطم و بحرانی است، خانواده ها به عوض طلا، از نقره و برنزو....سایر فلزات ارزشمند( ونه مثل طلا لرزشمند) استفاده کنند. سالهاست این کار در عرصۀ ورزش انجام می شود، و احدی از ورزشکاران دلاوران شاکی خصوصی نبوده است و مقابل دوربین لبخند هم زده است و اسنادش هم موجود است.

3ــ بدگویی از سکه: در برخی مواقع، اگرچه موضوعی به ظاهر اقتصادی یا سیاسی است، اما با یک کار درست فرهنگی می شود ترتیب آن را داد. مثلاً همه همیشه از طلا تعریف می کردند و باز هم می کنند. خب، جزوات و کتاب هایی تألیف و تدوین کنیم اندر باب مضرات بی شمار طلا و سکه. به گونه ای که طرفداران طلا، در نزد فک و فامیل خود، اگر زبان به تعریف و تبلیغ گشودند، همانجا سکۀ یک پول شوند.

4ــ تزریق سکه: باز هم بانک مرکزی ناامید نشود و اگر شمش طلایی ته انبارش دارد، الباقی را هم رو یا نصفش را نیمرو کند. منتهی اگر قصر تزریق سکه به بازار داشلش مثل پنی سیلین تست بزند، آنگاه در ادامۀ جریان، طوری آن را تزریق کند که جاش تا مدت ها باقی نماند و باعث تورم محل تزریق شود. به گونه ای که کمپرس آب گرم معدنی هم افاقه نکند و فقط با پنچر گیری مگر بشود بادش را خالی کرد!


مکان شکرخند در دست تعمیر است!
ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٤   کلمات کلیدی:

دوستان عزیز شکرخندی!....

با کمال شرمندگی،هنوز که هنوز است، تعمیرات ساختاری سالن فرهنگسرای هنر(ارسباران)پایان نیافته است؛ فلذا شکرخند شهریورماه برگزار نمی شود. اگر قرار به برگزاری بود؛ در همینجا به استحضار عموم علاقه مندان خواهد رسید. حاضرین به غایبین اطلاع دهند!