شکرخند امرداد برگزار می شود
ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳۱   کلمات کلیدی:

 

هیچ خبری برای شکرخندیان همیشه در صحنه، بهتر و گواراتر از این نیست که به شکرخندی دیگر و قندی مکرّر دعوت شوند.دعوتی به صرف لبخند. آن هم نه لبخندی خشک و خالی ؛ بل تبسمی از سر تفکر. طنزی نجیبانه و ادیبانه؛ البته تا حد ممکن که بشود رعایت کرد. لا یکلف الله طنزاً(!) الّا وسعها!...

در همین راستا به اطلاع عموم شکرخندیان عزیز می رساند که پنجاه و پنجمین محفل ادبی طنز شکرخند، روز شنبه یکم مرداد(پنج روز مانده به تولد باعث و بانی شکرخند!) به شدت هرچه تمامتر برگزار می شود. باشد که این نوبت به جبران دفعۀ پیش فرصت بیشتری برای شعرخوانی دوستان طناز فراهم آید؛چنان که بتوانیم از خجالت مهربانی های همۀ دوستان به سلامت در آییم.

باز هم برای پیشگیری از برخی شبهه افکنی های محتمل و شک و تردیدهای ممکن الوجود، اعلام می داریم که ورود برای عموم آزاد است، اما به این شکل و شیوه که در ابتدا دارندگان کارت عضویت شکرخند وارد سالن می شوند و پس آنگاه سایر دوستان و عزیزانی که به هر علتی فاقد این کارت می باشند. دوستان خوب«به رسم خنده» نیز با این که نیازی به دعوت نیست،اما حضورشان مثل سابق گرمابخش این مجلس و محفل خواهد بود. به هر حال، ما گدای یک لبخند تمام دوستانیم و متقابلاً باید عرض کنیم:

    کس در این درگه نیامد تا که گردد نا امید

                       گر کسی کاهل بود، تقصیر صاحبخانه چیست؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زمان شکرخند: شنبه 1/5/1390 ــ ساعت 5 بعد از ظهر

مکان شکرخند: فرهنگسرای هنر(ارسباران)؛ واقع در ضلع شمال غربی پل سیدخندان، خیابان جلفا


گدایان صاحب موبایل!
ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٥   کلمات کلیدی:

                                           

گداها هم عوض شدند آقا!...قدیم،آدم گدا واقعاً گدا بود؛ اما الآن همچین معلوم نیست که واقعاً گداست یا دارد از خودش گدابازی در می آورد؟!...قدیم مثلاً اگر یک گدایی جایی پیدا نمی کرد بخوابد، لب یک تنوری می گرفت می خوابید و پولش را پس انداز می کرد که بعدها محتاج هر کس و ناکسی نشود. اسنادش هم موجود است.

ارائه سند:

     شنیده ایم که محمود غزنوی یک شب

                         شراب خورد و شبش جمله در سمور گذشت

     گدای گوشه نشینی لب تنوری خفت

                                         لب تنور بر آن بینوای عور گذشت

      علی الصباح یکی نعره زد که ای محمود!

                                 شب سمور گذشت و لب تنور گذشت

اما در عصر حاضر به قدری تجملات، زندگی را از جا برداشته و چشم و همچشمی بیداد کرده که حتی گداها نیز به مظاهر جدید تکنولوژی روی آورده و مثلاً برای خودشان صاحب موبایل شده اند. از مطلب را ما از خودمان در نیاورده ایم. معاون پیشگیری از جرم دادگستری آذربایجان غربی در گفت و گو با خبرگزاری دانشجویان(ایسنا) گفته است:

«در حال حاضر،بسیاری از متکدیان،ساعت کار،محل و موقعیت از پیش تعیین شده دارند و در ساعت معینی توسط خودروهای سواری جمع آوری می شوند[سرویس ایاب و ذهاب] و وقتی که سازمان های متولی و مسؤولان شهرداری و نیروی انتظامی در صدد جمع آوری گدایان شهر بر می آیند، از طریق پیامک،یکدیگر را باخبر می کنند و از دست نیروها می گریزند.»

گفتمان مدرن گدایان: به نظر می رسد که موج جدید تکنولوژی ارتباطی و اطلاع رسانی، از جمله بهره مندی گدایان از تلفن همراه؛ از حالا بر روی گفتمان آنان نیز اثرگذار گردد و ما شاهد ظهور گداهایی در سطح شهر باشیم که با بیان جملاتی متفاوت از همیشه، گدایی می کنند.

عجالتاَ و خجالتاَ  به چند نمونه توجه بفرمایید تا بعد:

1ــ شب جمعه است؛ موبایل مرا شارژ کنید!

2ــ ایهاالناس، به خدا 2 روزه که هیچ پیامکی دریافت نکرده ام!

3ــ آی مردم!....به خدا علیلم،ذلیلم،بیچاره ام....قبض موبایلم کمرشکن شده!

4ــ شما را به خدا یک شارژ 5000تومانی ایرانول به من کمک کنید!

5ــ ان شاءالله که در آخرت دو برابر شارژ بشی جوون!

6ــ خدا شارژت کنه مرد که امروز شارژم کردی!

7ــ دعامی کنم خدا از موبایل های لمسی دارای حافظه 16 گیگ و دوربین 8مگاپیکسل نصیبت کنه!

8ــ و.........قس علی هذاالقیاس!

بستۀ پیشنهادی: هرچند که بارها گفتیم:«یارب مباد آن که گدا معتبر شود»؛اما معذالک حالا که برخی از گداها صاحب موبایل شده اند و از طریق پیامک به هم اطلاع می دهند:«در برین که ریختند!»؛ خب متقابلاً ما نیز می توانیم از همین راه وارد شویم و ترتیب جمع آوری آنها را بدهیم. عجالتاً سه راه را پیشنهاد می کنم:

1ــ قطع تلفن همراه: قبل از اقدام به جمع آوری گداها، برای پیشگیری از ارسال پیامک به یکدیگر،رو دست بزنیم و بامجوز قانونی و قضایی لازم، اقدام به قطع کردن موبایل های آن محدوده و منطقه نماییم. حالا هی دگمۀ لاتین« send» را فشار دهند که از خودشان پیامک در کنند.

2ــ ردیابی گداها: با استفاده از سیستم GPS می توانیم مکان های حضور گداها را ردیابی، شناسایی و خنثی کنیم. با موبایل خودشان می توانیم دخلشان را بیاوریم. در این مسیر حتی می توانیم به آنهایی هم که موبایل ندارند، یک موبایل بدهیم؛ یعنی کمک کنیم.

3ــ شنود کردن: بسیاری از گدانماهای سطح شهر ممکن است که نه تنها گدا نباشند که برعکس مایه دار هم باشند. پس با دریافت مجوز قانونی لازم می توانیم مکالمات بین گروهی آنان را شنود کنیم تا بفهمیم که واقعاً کی گدا هست و کی گدا نیست و فقط ملت را سرکیسه می کند.

 


برگزاری شدیداللحن پنجمین شکرخند سالگرد
ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱   کلمات کلیدی:

                  

خوشحال و خرسندیم به اطلاع عموم شکرخندیان غیور و همیشه در صحنۀ ایران طنزپرور برسانیم که به حول و قوّۀ الهی ــ و ایضاً خودمان و جمیع شاعران خوبمان ــ و علیرغم تمامی شیطنت های استکبار جهانی و ایادی سطحی و سرسپردۀ آن، بار دیگر با شکرخندی دیگر در همان موعد و قرارگاه ثابت و همیشگی اش؛یعنی اولین شنبۀ ماه؛ آن هم با پنجاه و چهارمین شب شعر طنز شکرخند، در خدمت تمام علاقه مندان به طنز و حرکت آرام و ادیبانۀ آن در بستری از «تبسم و تفکر» باشیم که همواره شعار ثابت و دائمی آن بوده است و خواهد بود.

خدا را شاکریم که با وجود برخی مشکلات معمول مالی و ماستمالی(!) و پاره ای از حساسیت ها و احساس خوف و خطرهای برخی از دوستان از ناحیۀ برگزاری این گونه مجالس استراتژیک(!)؛ توانسته ایم که به مدد همیاری و همراهی معاونت هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران،فرهنگسرای هنر، و ایضاً شاعران و شکرخندیان آگاه و فهیم این محفل، با وجود ابتلای جامعه به برخی بحران های سیاسی ــ اقتصادی در برخی مقاطع، شب شعر شکرخند را به سلامت و بدون کمترین اصطکاکی وارد ششمین سال برگزاری اش کنیم. یادم هست که یکی از مجریان خوب شکرخند، در جلسه ای بعد از حوادث و اتفاقات انتخابات 88، در تماسی تلفنی و زنده که با ایشان گرفتیم و من گوشی را روی آیفون گذاشتم تا جمعیت حاضر در سالن بشنوند؛ متعجبانه می پرسید: شما رفتید شکرخند که چی بگین؟…مگه چیزی هم میشه گفت؟! و……الخ!(که اسنادش هم فیلماً(!) موجود است.)

                  شب های طنز را پشت سر گذاشتیم

                                              ما را به سخت جانی خود این گمان نبود!

 علی ای حال، مراسم پنجمین سالگرد شکرخند، روز شنبه چهارم تیرماه، رأس ساعت 5 بعد از ظهر در همان مکان و محفل همیشگی اش، فرهنگسرای هنر(ارسباران)،با برنامه ها و مهمان های ویژه تری برگزار می شود. از آنجا که علیرغم اصرار گاه به گاه دوستان و پرسش خبرگزاری ها،روال اخلاقی من و منوال برگزاری شکرخند بر اعلام پیشاپیش مهمانان ویژه شکرخند برای جذب و جلب مخاطبان نبوده ــ که به لحاظ کثرت جمعیت، نیازی هم به این کار احساس نمی شده ــ و بنای اصلی ما بر جذب علاقه مندان به ادبیات طنز، آن هم در گونۀ خاص آن یعنی شعر طنز بوده است؛ این نوبت نیز از اعلام مهمانان ویژه این برنامه، خود داری می کنم.

پس وعدۀ دیدار مشترک ما و شما با لبخند، روز شنبۀ آینده که ان شاءالله هوا کمی غیرگرمتر(سردتر سابق!)و با کمترین اشعه های ماوراء بنفش باشد که برای ملت ضرر دارد و ما ــ بنا به قاعدۀ فقهی و حقوقی معروف « لا ضرر ولا ضرار فی الاسلام» ــ راضی به این ضرر و زیان وارده نیستیم. همان ضررهای موجود فعلی در سایر عرصه ها و صحنه ها برای هفت پشت ما و شما کافی است. نیست؟!...

در پاسخ به برخی سؤالات پرکنده و پراکنده پاره ای از ناآشنایان با شکرخند یا کم آشنا، دو نکته را جواباً عرض می کنم در انتهای این خبر رسانی اینترنتی؛ و آن هم این که:

1ــ هر دوست صاحب ذوقی که شعر طنزی دارد،قدمش روی چشم. می تواند آن شعر طنزش را دم در ورودی سالن به آقای کتابدار که از جانب من متولّی و مسؤول نظارت استصوابی بر اشعار و دادن اسامی دوستان شاعر به بنده هستند،نشان دهد و اسم بدهد. من از دیدن چهره های جدید خوشحال می شوم و بدون تعارف به شدت استقبال می کنم. چه، قریب 20 سال است که کارم همین شناسایی استعدادهای طنز در اقصی نقاط کشور است. از طریق نشریاتی که در آنها به طنزنویسی یا سردبیری مشغول بوده ام؛ و یا جشنواره های طنز سراسری که دبیری علمی یا داوری در آن جشنواره را عهده دار بودم. حالا پنج سال است که شکرخند هم در غیاب نشریات تخصصی طنز، به این مقوله و موارد اضافه شده است.

2ــ ورود به محفل شکرخند، برای عموم آزاد است؛ منتهی با این تفاوت که ابتدا دارندگان کارت عضویت شکرخند وارد سالن می شوند ــ که حق مسلم آنهاست صندلی داشته باشند ــ و در ادامه، سایر دوستان و عزیزانی که مثل من کارت ندارند!اما تا بخواهید، صفا و مهربانی و همراهی دارند. دم همه شان گرم!...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*زمان شکرخند 54: شنبه 4 تیرماه 1390 ــ ساعت 5 بعد از ظهر

*مکان لازم و ضروری!: فرهنگسرای هنر(ارسباران)، واقع در

 ضلع شمال غربی پل سیدخندان، خیابان جلفا