خالی بندی های انتخاباتی!
ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٠   کلمات کلیدی:

ایهاالناس، مواظب برخی خالی بندی های انتخاباتی باشید. سابق بوده است و الان هم ممکن است باشد. به هرحال، بشر گاهی از خالی بستن لذت می برد؛ فلذا می بندد. این روز و شب ها ــ حالا نصف شب هاش با خداست ــ ممکن است بعضی از کاندیداهای بیرون مجلس برای راه یافتن به داخل مجلس، حرفهایی بزنند و چیزهایی بگویند که فراتر از قدرت کاری و اختیاری آنان است. و این یعنی خالی بندی!

تذکر آیین نامه ای: خالی بند عزیز! لطفاً آهسته و با احتیاط ببند که فردایی هم در کار است.

پاسخ یک خالی بند: چو فردا شود، فکر فردا کنیم!

این مطلبی را که در صدر این مقال عرض کردیم، جمعۀ گذشته خطیب نماز جمعه نیز به صراحت اعلام کرد و با اشاره به پدیدۀ خالی بندی و عوامفریبی برخی از کاندیداها در ایام تبلیغات انتخاباتی، به عنوان مثال اظهار داشت:«بعضی کاندیداها خودشان را پروفسور و فیلسوف بی نظیر قرن برای هواداران معرفی می کنند و می گویند که به من رأی بدهید تا منجی شما شوم!...»

یک خالی بندی اساسی: کسی می آید که مثل هیچکس نیست....

اشکالات وارده: مثل روز روشن است که استفادۀ ابزاری از این عبارت لطیف شاعرانه، غیر از مشکلات، با اشکالات زیر مواجه است:

1ــ اساساً خدا هیچکس را همانند کسی دیگر نیافریده است. فلذا این ادعا یک چیز جدیدی نیست و هیچکس مثل هیچکس نیست. حتی شما! همچنان که در مورد اثر انگشت افراد نیز این قضیه صادق است. شاعر در تأیید عرایض ماست که فرموده:«نه تو من شوی، نه من تو؛ به همین همیشه شادم/که به کارگاه هستی، تو همین و من همانم».

2ــ در حرف زدن، بله واقعاً هیچکس مانند هیچکس نیست. حرف زدن که مالیات ندارد. حرف از روی حرف می آید و برف از روی برف. به قول حافظ در گلستان سعدی:«گر به سخن کار میسر شدی/کار «نظامی» به فلک بر شدی». در عمل است که افراد باهم متفاوت می شوند. از اینرو اشخاص باید با کارنامه شان ثابت کنند که دارد کسی می آید که مثل هیچکسی نیست. البته اگر کارنامه شان به رؤیت والدین گرامیشان هم رسیده باشد که چه بهتر.

یک خالی بندی خفن: کوه و میذارم رو دوشم/هرچی که خواستی می پوشم/موج و از دریا می گیرم/شیرۀ سنگ و می دوشم/میارم ماه و تو خونه/می گیرم باد و نشونه/همۀ خاک زمین و/میشمرم دونه به دونه/اگه رأیت باشه آره/هیچ کدوم کاری نداره!....

ــ باش تا اموراتت بگذره!...(این مطلب را یکی از مردم عادی کوچه و بازار که می گفت آگاهی و شعور بالای ملت نمی گذارد تا تیر این خالی بندی ها به هدف اجابت اصابت نماید، برزبان آورد و بدون معطلی رفت تا به کارش برسد.)

در هوا کردن بالن تبلیغاتی!

در این که شیوه ها و شگردهای تبلیغاتی به طور عام و در اینجا تبلیغات انتخاباتی به طور خاص، باید که متناسب با پیشرفت های ارتباطی و الکترونیک محیر العقول عصر حاضر به روز شود یا به اصطلاح باکلاس ترش«آب تودیت»گردد؛ به قدر سر سوزنی شک و شبهه نیست. مثلاً به این دو روش قدیمی تبلیغاتی توجه کنید:

روش اول؛ استفاده از دود: اگر در قدیم مثلاً با برافروختن آتش وعلامت دادن با دود، اقدام به معرفی خود و انجام تبلیغات می کردند، دلیل نمی شود که در حال حاضر هم از همین شیوه برای تبلیغات استفاده شود. آن هم در شهری مثل تهران که گاهی از بس دود هست، ممکن است دود تبلیغاتی مشخص نباشد و گم شود. از بس سمن است، یاسمن پیدا نیست. البته در اینجا از نوع دودیش منظور است!

روش دوم؛استفاده از کفتر: به کاربردن کبوتر برای نقل و انتقال هرگونه نامه و روزنامه و شب نامه و غیره نامه، یکی از رایج ترین شیوه های ارتباطی قدیم بود که در ایام تبلیغات انتخابات نیز از وجود همین کبوتر مورد نظر برای انجام تبلیغات و توزیع عکس کاندیداها و شعارهای مردمی آنها استفادۀ بهینه می کردند. یکی از مردمان آن زمان حاصل مشاهدات خود را از این قضیه چنین به تصویر کشانده است که: از اون بالا کفتر میایه؟حرفای نوبر میایه!...

فلذاست که در حال حاضر استفاده از روشهای نوین ارتباطی، بسیار خوب است. همین چند روز پیش، از رئیس ستاد انتخابات کشور(آقای سیدصالح مرتضوی) پرسیده شده است که:

سؤال: آیا چسباندن تراکت ها بر روی بالن و بادکنک و به هوا فرستادن آنها اشکالی دارد یا خیر؟

جواب: خیر؛ این موضوع در قانون تصریح نشده است . اما به هر ترتیب، برخی داوطلبان از شگردهای تبلیغاتی جدید استفاده می کنند که اگر این نوع تبلیغاتشان آسیبی نرساند و زحمتی برای کسی ایجاد نکند،ما محدودیتی ایجاد نخواهیم کرد؛ منوط به این که در چارچوب قانون باشد.

ملاحظه فرمودید؟... تمامی آنچه که عرض کردیم؛ یعنی در اصل عرض کردند؛ تماماً نقل به عین بود، بی هیچ کم و کاست. امانتداری ما معرکه است. مگر چطور بشود. فلذا ما نیز از کشف این شیوه ها و شگردهای خیلی باحال جدید تو سط برخی از کاندیداهای فعال، با آغوش باز استقبال می کنیم و فقط توجه کاندیداها و مسؤولان امر را به چند نکتۀ حاشیه ای جلب می کنیم:

1ــ ارتفاع هوا کردن: باید صراحتاً در قانون مشخص شود که هر کاندیدایی بادکنک و بالون تبلیغاتی حاوی شکل و شمایل خود را دقیقاً تا چه حد و اندازه ای می تواند هوا کند که از چارچوب قانونی اش بالاتر نرود؟ این مطلب در گذشته های دور بود که طرف مثلاً یک توپ قلقلی داشت و می گفت که: می زنم زمین هوا میره/نمی دونی تا کجا میره!....بادکنک و بالون تبلیغاتی فرق می کند.

بالاخره قانون یک«حدّ یقف»ی اصطلاحاً باید برایش متصور شود. آمدیم و بادکنک های حاوی شعارهای برخی از کاندیداها ــ که هرلحظه نیز در خطر ترکیدن است ــ به قدری هوا رفت که خدای نکرده به چرخ هواپیمایی، هلیکوپتری، هواپیمای بی سرنشینی، چیزی گیر کرد؛ آن وقت تکلیف چیست؟ بدون اینها هم عموماً خوف و خطر بازنشدن چرخ ها هست.

2ــ تعیین تکلیف سرنخ: این که سرنخ بادکنک به هوا رفته ــ و البته دقیقاً مشخص که تا کجا رفته ــ معلوم و معیّن باشد که باید در دست چه کسی باشد یا نباشد، از دیگر نکات مربوط به هوا کردن بالون و بادکنک تبلیغاتی انتخاباتی است که لازم است تا مدّ نظر قرار گیرد و در قانون بدان تصریح گردد.

آیا سرنخ بادکنک در دست خود کاندیدا باشد بهتر است یا در دست حزب و تشکیلات حامی وی؟ یا اصلاً بهتر نیست که در دست اعضای خانوادۀ کاندیدای مورد نظر باشد که از همین ابتدا آمادگی خود را برای کمک به ترویج و توسعۀ سیاست شایسته سالاری به رخ کشانده باشند؟...اینها پرسش هایی اساسی است که خوب است پرسیده شود و بدان پاسخ داده شود. پرسیدن عیب نیست، پاسخ ندادن عیب است.(همین بود اصل ضرب المثل یا که طبق معمول زدیم ناقصش کردیم؟....یکی پاسخ دهد لطفاً!)

 

 


شکرخند اسفند ماه برگزار می شود
ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٤   کلمات کلیدی:

بوی عیدی، بوی توت، بوی کاغذرنگی.....

سلام بر همۀ شکرخندیان همیشه در صحنه!....عارضم به حضور انورتان که شصت و یکمین محفل ادبی طنز شکرخند ــ طبق روال معمول و معهود خودش یعنی اولین شنبۀ هرماه ــ روز شنبه 6 اسفند از ساعت 4 بعد از ظهر برگزار می شود.

این شکرخند آخرسال همیشه حال و هوای خاص روزهای نزدیک به عید نوروز را داشته و دارد و حیف است که آن را از دست بدهید. شکرخند، آخر سالش خوش است. پس بیایید در استقبال از بهار جهان، بهارجان را نیز با لبخندهایمان به همدیگر هدیه دهیم. به اشتراگ گذاشتن لبخند، کار خیلی قشنگی است. از ما گفتن!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زمان: شنبه 1390/12/6 ــ ساعت چهار بعد از ظهر

مکان: ضلع شمال غربی پل سیدخندان، خیابان جلفا،فرهنگسرای هنر(ارسباران)