شکرخند بدون یارانه آذرماه برگزار می شود!
ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۳٠   کلمات کلیدی:

سلام بر شکرخندیان همیشه در صحنه!....بار دیگر دست طنز از آستین ما و دوستان(بلاتشبیه عین یوگی و دوستان!) درآمد و بدون هرگونه پیش درآمد، چهل و نهمین محفل ادبی طنز شکرخند، روز شنبه ششم آذرماه به شدت هرچه تمامتر برگزار می شود. همچنان که بعدها برگزار خواهد شد. بعضی از دوستان عزیز وقتی که خودشان به هر دلیلی به شکرخند نمی آیند، بنا به هر دلیلی به دیگر دوستان بی خبراز همه جا چنین اطلاع رسانی شفاف و دلسوزانه می نمایند که: شکرخند تعطیل شده است!(نه برادر من، احتمالاً شما خودتان تعطیل می باشید!)

              چـراغـی را کـه ایــزد  برفـروزد

                                                  شود پرنورتر هرچه بسوزد! 

خوشبختانه با وجود معاونت هنری جدید سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران که خود از افاضل حوزۀ فرهنگ و ادب و از عشیرۀ اهل طنز و دوستداران این مقولۀ حساس و اما لازم است؛ چشم اندازی روشن و امیدبخش فراروی شکرخند و علاقه مندان به طنز قرار دارد؛ که البته امیدواریم چشم انداز بیست ساله نباشد!

فلذاست که شکرخند آذرماه نیز به قدرت و قوّت لایزال الهی و پشتیبانی بندگان صدیق و بامرامش، رأس ساعت ۴ بعد از ظهر در همان محل همیشگی اش فرهنگسرای هنر(ارسباران) برگزار می شود. این فرهنگسرا به قدر کافی تابلو هست؛ یعنی نام آشناست؛ اما باز هم محض محکم کاری عرض می کنیم که در ضلع شمال غربی پل سیدخندان واقع شده است. در خیابانی به نام جلفا که یک سرش به میدان کتابی متصل است و آن دیگر سرش به کنارۀ شمالی پل سیمانی سیدخندان.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یک خبر درگوشی:

برنامۀ طنز و فکاهی«جمعه ایرانی»رادیوایران بنا به دعوت این کمترین، امروز دوشنبه در سالن آمفی تئاتر روزنامه اطلاعات اجرای زنده و ضبط دارد. دوستان شکرخندی که مایل به حضور در این برنامه شاد و مفرّح و در میان خانوادۀ خوب روزنامۀ  اطلاعات هستند، می توانند ساعت ٣ بعد از ظهر امروز دوشنبه اول آذر به این نشانی مراجعه کنند:

خیابان میرداماد ــ خیابان نفت جنوبی ــ روزنامه اطلاعات ــ سالن آمفی تئاتر روزنامه(همان جایی که آذرماه پارسال، شکرخند ویژۀ طنز طهران در آنجا برگزار شد. فقط بالاغیرتاً به سایرین غیرشکرخندی نگویید که جا نیست!...جاسازی ما هم که از بیخ ضعیف!)

خودمانیم؛ چقدر درگوشی گفتیم!....خدا وجود مبارک و خنده دار ما را از جمیع بلیّات ارضی و سماوی(یا عرضی و سماوری!) محفوظ و مصون بدارد. نخواستید، آمین نگویید!


مشائی دات کام تقدیم می کند!
ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٩   کلمات کلیدی:

                                    

ارتباط تنگاتنگ مردم با مسؤولان اجرایی کشورشان به قدری لازم و راهگشاست که از هر روش و وسیلۀ ممکن و حتی محیّرالعقول می توان برای تسهیل این مسیر قشنگ  و برای رضای خدا استفاده کاربردی به عمل آورد. به خصوص که عصر حاضر معروف به عصر ارتباطات است و هزار و یک ابزارو آلات تکنولوژیک جالب برای بسط و توسعۀ دامنۀ تنگ ارتباطات ملت با ملت، دولت با دولت، ملت با دولت، و دولت با ملت کشف و اختراع شده است که اگر به نحو احسن مورد بهره برداری قرار نگیرند؛ سرمان کلاهی رفته است به این گشادی!(اندازۀ تصویری این گشادی کلاه در نزد نگارنده محفوظ و قابل ارائه است.)

دعوت به ارتباط:

         در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد

                        طاعت از دست نیاید، گنهی باید کرد

اگر ملت همیشه در صحنه، سابق بر این، فقط از طریق نامه و تلفن می توانستند با مسؤولین مملکت خودشان ارتباط حسنه برقرار کنند، اما الآنه به مدد پیشرفت علوم و ابزار ارتباطی، راه و روشهای دیگری نیز اضافه شده است که اصلاً انگار خارجی ها از همان اول به نیّت ما آنها را اکتشاف و اختراع کرده اند. منتهی این وسط کمی ذوق و انگیزه می خواهد که ممکن است همۀ مسؤولان زحمتکش ما به صرافت آن نیفتند و زمانی بیفتند که بقیه گوی سبقت را ربوده اند.

به عنوان نمونه چندی پیش «سایت مشایی دات کام» در یک عملیات ابتکاری و به سبک و سیاق برنامۀ ورزشی نود اعلام کرد که از این پس هموطنان جان در داخل و خارج کشور می توانند به وسیلۀ پیامک به شمارۀ 30001244 نظرات خود را به طور مستقیم و خارج از کاغذبازی[به شیوۀ جدید sms بازی] در کمترین زمان ممکن با آقای مشایی مطرح کنند.(ما عین شماره را هم در بالا نقل کردیم که به طرح ایشان کمک کرده باشیم و ایشان خیال نکنند که قصد اخلال در طرح های هدفمند ایشان داریم. نعوذ بالله!)

تشکر از مخابرات: همینجا جا دارد ازمسؤولان دلسوز و زحمتکش مخابرات نیز کمال امتنان را داشته باشیم که گاهی یک پیامک ما را هفشده بار ارسال می کنند و البته که این از سر خیرخواهی و از باب محکم کاری برای ملت شریف ایران است. خب مثلاً فرض نمایید که یک پیامک شما برای جناب مشائی در حدود 10 بار اگر ارسال شود، بالاخره غیرممکن است که به یکی از آن ده تا پاسخ مناسب داده نشود.

بیت مونتاژی:

             از هر کرانه،بنده پیامک کنم رها

                           باشد کز آن میانه یکی کارگرشود

پیشنهاد سازنده: به نظر ما بد نیست که در یک اقدام خودجوش،برای تسهیل امر ارتباط و انتقال نظر، به روش زیر عمل شود که از این که هست هم کمتر وقت ملت گرفته شود و بیشتر دعاگو باشند(منظور جناب محسن دعاگوی مقیم شمیرانات نیستند):

1ــ برای صحبت در خصوص طرح مکتب ایرانی به جای مکتب اسلام که در همایش ایرانیان خارج از کشور مطرح شد، و با استقبال رئیس جمهور و رئیس دفتر ایشان مواجه شد؛به شیوه ای ایرانی عدد یک را فشار دهید.

2ــ برای صحبت راجع به منشور سالم و اصیل کوروش کبیر و حواشی و شایعات مربوط به این استوانۀ خدشه ناپذیر تاریخی اولین حقوق دریافتی بشر، با کمال افتخارعدد دو را فشار دهید.

3ــ برای صحبت در خصوص حضور جناب مشائی در نمایشگاه آثارهنری خانم هدیه تهرانی و یک عکس فتوشاپی از صحنۀ ساختگی همنشینی تنگاتنگ ایشان با اوشان، عدد «سه» را شدیداً فشار دهید.

4ــ برای اطلاع از کمّ و کیف فیلم ساختگی توسط شرکت tour sab از شرکت نامعلوم جناب مشائی در مراسم پر حاشیۀ رقص در یک جشنوارۀ یک شرکت خصوصی ترکیوی در حاشیۀ اجلاس وزرای اقتصادی کشورهای اسلامی در 24 تا 26 نوامبر 2005 میلادی الحرام، عدد چهار را فشار دهید.

5ــ برای کسب خبر در ارتباط با حضور جناب مشائی در یک همایش مربوط به سازمان میراث فرهنگی کشور در آبان 1387 شمسی و این شایعۀ کذب که  طیّ این مراسم در یک عمل بی سابقه و شمرده شده، حدود 12 زن به همراه دف زنی و پاره ای حرکات موزون، کتاب آسمانی قرآن را برای قرائت بر روی یک سینی به روی سن بردند؛ عدد پنج را با احتیاط فشار دهید.

6ــ برای پرس و جو در راستای سایر مسائل و بیان دیگر نظرات و انتقادها و پیشنهادهای سازندۀ خود، استدعا دارد که سایر اعداد شش تا نه را هرطور که دوست دارید، فشار دهید.

 

پیشنهاد تکمیلی: داشتن ارتباطات تنگاتنگ با آقای مشائی از طریق ژیامک تلفن همراه البته چیز خوبی است؛ منتهی چون دست روی دست بسیار است و مخ ما هم که کلاً ــ به قول اجنبی ها ــ در حالت «استندبای» قرار دارد برای حفظ آماده باش ذهنی و ذوقی در این جور مواقع؛ پیشنهاد می کنیم که در گامی فراتر و پیشرفته تر از امکان برقراری ارتباط از طریق بلوتوث تلفن همراه نیز غفلت نگردد.

 اگر رئیس دفتر رئیس جمهور، بلوتوث خود را همواره روشن نگه دارد؛ تمامی ملتی که در طول شبانه روز از حوالی ساختمان ریاست جمهوری رد می شوند، می توانند عرایض خود را به صورت نوشته، عکس، فیلم، و غیره برای جناب مشائی هنردوست بلوتوث نمایند. بلوتوث مفت، نظر مفت!

 


بلوتوث ها را من خاموش می کنم!
ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱۸   کلمات کلیدی:

                    

عصر  موشک و پوشک در سایزهای مختلف، عصر لجام گسیختۀ ارتباطات پیشرفته تکنولوژیک و پسرفتۀ اخلاقی نیز هست. همچنان که از قدیم الایام از چاقوی سنتی برنده، دو منظوره استفاده می کردند؛ هم در جراحی آدمهای مریض ــ به معنای بیمارــ عملکرد(!) داشت، و هم در سفره کردن شکم افراد سالم توسط اشخاص مریض ــ به معنای اهل مرض ــ کاردبرد(!)؛امروزه نیز در جهان معاصر، خیلی از ابزار و آلات پیشرفت کردۀ ارتباطی قرو قاتی، در کنار تمامی امکانات مثبت و مزایای رفاه آوری که دارند؛ درست همانند همان چاقوی سابق که ذکر خیرش(!)شد؛ اگر در دست یک زنگی مست یا پست قرار گیرد، همان می کند که خدابیامرز می کرد. شهرام چاقوکش سرگذر که اول غلاف کرد، بعد دق!....چون معتقد بود که هوا را از من بگیر، چاقویم را نه!

دکارد گوید: من «کارد دارمن، پس هستم!»

الآن عده ای از آدمهای مریض الاحوال که یک مقداری با اخلاق انسانی و وجدان بشری ناآشنایی دارند یا که خودشان را به ناآشنایی می زنند؛ با بهره برداری نادرست از برخی وسایل ارتباطی پیشرفته مثل تلفن همراه، به خود اجازه می دهند که وارد حریم خصوصی اشخاص شوند و آبروی خلق الله را که طبق روایات وارده، از ارزش افزون پردۀ بیت الله هم بالاتر یا همطراز آن است، در معرض هتک حرمت و تجاوز به حقوق قرار دهند.

دیروز، روزنامه جام جم، گزارشی بجا و لازمی در بارۀ هکرهایی چاپ کرده بود که در محیط های عمومی دست به هک کردن و تخلیۀ اطلاعات داخل گوشی های همراه شهروندان بی خبر از همه جا می کنند. شهروندانی که بلوتوث های گوشی شان روشن است، در معرض این خطر قرار دارند.

هکرها با این عمل زشت خود پای در حریم خصوصی افراد می گذارند و اقدام به خالی کردن فیلم ها، عکس ها، پیامک ها و حتی شماره های داخل گوشی آنها می کنند. مثلاً طرف، بی خیال برای خودش داخل قطار مترو نشسته، غافل از این که یک آدم مریضی به میله تکیه داده و دارد محفوظات داخل گوشی او را از طریق بلوتوث خالی می کند. عمۀ ما از وقتی این جریانات را شنیده، سوار مترو نمی شود. چند رور طول کشید تا حالیش کردیم که اگر بلوتوثش خاموش باشد، اتفاقی نمی افتد. منتهی هنوز هم با ترس و لرز سوار می شود. می ترسد پیاده اش کنند.

بسته پیشنهادی: به هر حال چون آدمهای بی وجدان یا غافل در همه جا هستند؛ خود شهروندان باید شدیداً مراقب خودشان و گوشی همراهشان باشند. برای این منظور به چند نکته امنیتی ــ حیثیتی توجه شود، بد نیست:

1ــ عقیم کردن بلوتوث: از قدیم گفتند که خر ما از کرّگی دم نداشت. خب درست گفتند. کسی به گوشیش بر نخورد. خیال کنید که گوشیتان اصلاً از بیخ بلوتوث نداشته و ندارد. به جز در منزل خودتان، همیشه خاموش نگهش دارید. با بچه هایتان این شعار را تمرین و تکرار کنید که: هرگز نشه فراموش/بلوتوث آنی خاموش!

2ــ خالی بندی گوشی: اصلاً وقتی که سری درد نمی کند، چرا باید به آن دستمال بست؟ دنبال درد سر که نیستیم. پس هیچ عکس و فیلم خصوصی در گوشی تلفن همراهتان نگه ندارید. در عوض مقداری عکس و فیلم های بی ربط به خدتان داخلش بگذارید که شخص فضول هکر خیط شود. عکس هایی مثل راز بقا یا نوشته هایی مثل:«دماغ سوخته می خریم»،«لعنت بر کسی که مرا هک کند»و....امثال این چیزها که انتخاب نوعش را به عهدۀ خود شما می گذاریم. انتخاب حق همه است.

3ــ مراقبت مردم ومأموران: حالا در واقعۀ قتلی که در میدان کاج تهران افتاد و دوتا مأمور هم در آنجا حیّ و حاضر بودند، ولی بنا به دلایلی که فعلاً بر احدی از آحاد ملت معلوم نیست، در قضیه هیچ دخالتی نکردند تا طرف به سلامتی فوت کرد و مردم هم این میان ظاهراً فقط تماشا می کرده اند و احیاناً فیلم می گرفته اند که برای هم بلوتوث کنند؛ اما در سایر موارد مثل همین هک کردن گوشی شهروندان، نیروی زحمتکش انتظامی می تواند به راهکارهایی بیندیشد که چندتایش به ذهن حتی ما می رسد، اما در اینجا رو نمی کنیم که لو نرود. هکرها روی دست حقیر نمی توانند بلند شوند.هک کردن ما کار آسانی نیست. می توانند «مهک!»بزنند.

  


بستۀ پیشنهادی برای کاهش طلاق
ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٥   کلمات کلیدی:

                                 

بررسی آمارهای سازمان ثبت احوال پرسی و گزارش آماری مرکز پژوهش های مجلس ــ که مسلماً از جنس آمارهای بانک مرکزی نبوده و البته هیچ ربطی هم به هم ندارند؛مگر در مواردی که خیلی به هم ربط دارند ــ و ایضاً اظهارات پاره ای از مسؤولان و دست اندرکاران مسائل اجتماعی، به شدت نشان می دهد که متأسفانه آمار طلاق منفور لعنتی در سالهای اخیرــ بلاتشبیه عین نرخ گرانی و تورّم معمول ــ از روند صعودی قابل ملاحظه ای در کشور برخوردار بوده است.

یکی از مسؤولان: ملاحظه گردید. لطفاً با یک دستور مقتضی، آمار طلاق پایین کشیده شود.

این وضعیت هر سال نیز ــ به سبک دریغ از پارسال معروف ــ نگران کننده تر می شود؛ به طوری که حتی مروری سرسری بر آمار موجود نیز به خوبی(و البته در اصل باید گفت به بدی!) گواه وضعیت بحرانی و قاراشمیش طلاق در کشور است. بحرانی که به قول یکی از جراید، هنوز دغدغۀ مسؤولان نشده است.  ظاهراً دغدغه های مهمتری هم هست. مثل گسل های تهران که اگر فعال شود، خواهر و مادر همه زیر آوار می روند و لامصّب، ازدواج کرده و طلاق گرفته هم حالیش نیست. فعلاً که گسل های تکان دهندۀ طلاق فعال شده است. جدایی واقعاً چیز بدی است. آنهایی که دچارش شدند، عمق جانسوز عرایض بنده را با تمام وجود (وبلکه هم بیشتر) لمس می کنند.

فریاد از ته دل:

                        نوایی نوایی نوایی نوایی

                                                      الهی  ورافتد نشان جدایی

سیاست کاهش طلاق: دعا می کنیم که مسؤولان مربوطه هرچه زودتر دچار دغدغه شوند و به اتخاذ راهکارهایی برای کاهش آمار طلاق بیفتند که رد خور نداشته باشد؛ اما چون تا این اتفاق بیفتند ممکن است یک چند صدسالی به طول انجامد؛ فلذا ما که همین الآن دچار دغدغۀ زیادی شده ایم و بیل هم به کمرمان نخورده است، در یک اقدام مسؤولانه و بشردوستانه، به ارائۀ چند راهکار ضربتی به صورت یک بستۀ پیشنهادی در راستای کاهش سریع السیر آمار طلاق، می پردازیم. باشد که حق الزحمۀ ما راهم بپردازند اگر چیزی ته کیسه باقی مانده است:

1ــ ازدواج نکردن: یک مدتی شایع شده بود که برخی از دانشمندان جامعه شناسی یکی از کشورهای نخبه پرور، سالهای مدیدی بر روی بررسی علل و عوامل وقوع طلاق کار طاقت فرسای شبانه روزی کردند و آخرالامر به این نتیجه رسیدند که علت اصلی طلاق، انجام ازدواج است. کسانی که ازدواج نکردند، آمارها نشان می دهد که خوشبختانه طلاق هم نگرفتند. البته ما این نتیجه گیری مزخرف را شدیداً رد می کنیم و همگان را تحریک و تحریض می کنیم که حتماً ازدواج بکنند؛ چون یک عمل حسنۀ لازم الاجراست. منتهی مثل آدم ازدواج کنند. بگردند حوّای خودشان را پیدا کنند که کارشان به طلاق نکشد. هرچند عده ای چنین القاء نمایند که یافت می نشود، جسته ایم ما!...نخیر؛ همه جا را نجستند. فی المثل عمّۀ خود ما یک دختری دارد چو ماه. گرچه، کجا ماه دارد دو چشم سیاه؟....

2ــ آسان کردن ازدواج: سیاست آسان سازی عملیات ازدواج، یکی از راهکارهای زیربنایی برای افزایش ازدواج امر شده و کاهش  طلاق نهی شده است. در همین راستا خوشحالیم به اطلاع عموم علاقه مندان دم بخت برسانم که بنا بر گفته های معاون فرهنگی ــ اجتماعی وزارت کشور، طبق هماهنگی های به عمل آمده در این وزارتخانه، طرح آسان سازی ازدواج در دستور کار است  و از حالا افراد می توانند با 300 هزار تومان مراسم ازدواج خود را برگزار کنند. بقیۀ مخارج با خودشان. البته خدا هم بزرگ است.الله اکبر!

3ــ سیاست های تشویقی: برای زوج هایی که لطف می کنند همدیگر را درک متقابل می کنند و نه ترک متقابل؛ یکسری جوایز ماهانه یا سالانه در نظر گرفته شود تا تشویق شوند که به زندگی گرم خود ادامه دهند و حالش را ببرند. ما تحقیق کردیم دیدیم که در سرپا نگه داشتن یک زندگی خوب،اقتصاد خوب هم بی تأثیر نیست. و گرنه خدای نکرده، یکی از زوجین اگر دچار رفیق بد شود، ممکن است به ذغال خوب روی آورد. البته الآن اطلاعی دقیقی از نرخ ذغال خوب نداریم. امیدواریم که تحت تأثیر نوسانات ارزی بازار و عرضی دل آزار، به شدت بالا رفته باشد.

4ــ فرهنگ سازی ارشادی: وزارتخانه ها و سازمان های فرهنگی و ارشادی فقط نباید به گشت ارشاد بسنده کنند؛ آنها خودشان می گردند. باید با تبیغات مناسب فرهنگی ــ تربیتی، مدام در گوش نسل امروز بخوانند که: عزیزان جوان من!...زندگی خالی نیست/ مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست/آری، تا شقایق هست،زندگی باید کرد.....(مگر این که خود شقایق اصرار به طلاق داشته باشد و دیگر آن گل همیشه عاشق سابق نباشد که کاریش نمی شود کرد. گاوتان زاییده است!)