شکرخند آبانماه به شدت برگزار می شود!
ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٥   کلمات کلیدی:

سلام بر دوستان شکرخندی. علیرغم تمام تلاشهای مذبوحانه استکبار جهانی و ایادی داخلی آن(و حتی داخل آستینمان!)، چهل و هشتمین محفل ادبی طنز شکرخند با شکوه و شدت هرچه تمامتر برگزار می شود. قدوم شما را بر دیدگان می نهیم و این ابداً خالی بندی نیست. احترامات فائقه است! تکریم ارباب رجوع طنز!....

قرار همیشگی شکرخند، برگزاری آن در اولین شنبۀ هرماه است که از قضا این نوبت آن دقیقاً مصادف با روز شنبه،اول آبان(یعنی یکم آبانماه) می شود که خودش از معجزات و کرامات ما یا شما دوستان است که باید متخصصین امر نظر بدهند. در این جلسه هم حرفهای زیادی(به هر دو معناش!) برای گفتن دارم که خواهم گفت. در ضمن اگر کسی بتواند در شکرخند ــ و البته در چارچوب موازین لازم! ــ مرا از ته دل بخنداند، یک جایزۀ ویژه پیش من خواهد داشت. امتحانش مجانی است. سنگ مفت، گنجشک مفت!

      گرچه همسایۀ دردیم، ولی با دل تنگ

                                   هر لبی خنده کند، یاد شما می افتیم!

زمان شکرخند: شنبه ١/آبان/١٣٨٩ ساعت ۴ بعد از ظهر

مکان شکرخند: ضلع شمال غربی پل سیدخندان، خیابان جلفا،فرهنگسرای هنر(ارسباران)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یک خبر خصوصی خراسانی!

هر سال در شب ولادت باسعادت حضرت رضا(ع) تمام خراسانی های مقیم تهران دور هم جمع می شوند تا ساعتی خوش باشند. امسال نیز این اتفاق قرار است بیفتد. روز دوشنبه ٢۶ مهر، از ساعت ۶ تا ٩ شب.

 اجرای این برنامه امسال بر عهدۀ من گذاشته شده و من به سبک و سیاق خودم به آن رنگ و لعاب طنز و شادی بیشتری خواهم داد؛ به عشق امام غریبان و ضامن آهوان. در آخر برنامه نیز قرار است یکی از فیلم های کارگردان مطرح سینما، رسول صدرعاملی به طور اختصاصی به نمایش گذاشته شود که تا به حال اکران نشده و با موضوعیت امام رضا ساخته شده است.

خبر خوشتر و مهمتر هم این که در پایان برنامه، تمام حضار با غذای معروف خراسانی ها یعنی«شله مشهدی» پذیرایی خواهند شد که می توانند با خود ببرند منزل تا کانون گرم خانواده را نیز داغترش کنند! در این جور مواقع، شلۀ داغ خیلی اثر دارد. مجرّب است!

این دعوت خصوصی من از دوستان شکرخندی بود. شاید باشند کسانی که دوست داشته باشند به این محفل بیایند و اجرای خراسانی ما را هم در جمع همولایتی های مان ببینند. البته طوری غلیظ صحبت نخواهم کرد که زیرنویس لازم داشته باشد! فقط کمی راحت تر گپ می زنم. به عشق کسانی که سالهاست از آنها دورم و اسیر غربت تهرانم. به قول استاد محمد قهرمان تربتی:

         چطور دور افتیم از هم، مویم افتو تویی سیه

                         مو خار سختۀ دشتم، تو سیب سرخ کوهپیه!

زیرنویس: دیدی که چگونه از همدیگر دور افتادیم؟/من آن خار سوختۀ دشت هستم و تو آن سیب سرخ کوهپایه(خودمانیم؛ زیرنویسش هم که خیلی با اصلش فرقی نکرد!)

مکان: بلوار کشاورز(یا از خیابان فاطمی) ــ خیابان حجاب ــ سالن حجاب یا همان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

زمان: دوشنبه٢۶/٧/٨٩ ساعت ١٨ تا ٢١

 


خودکفایی بنزین قابل اشتعال
ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٥   کلمات کلیدی:

 

خودکفایی کلاً چیز خوبی است. هر انسانی دوست دارد روی پای خودش بایستد؛ حتی اگر آن پا مصنوعی باشد. کاچی به از هیچی است. در بعد جمعی و اجتماعی قضیه نیز وضع به همین منوال است و هر ملتی دوست دارد که روی پای خودش بایستد و با هر بادی هم از جاش تکان نخورد.

 البته گسل های زمین موضوعش فرق می کند و ربطی هم به موضوع مورد بحث ما ندارد الآن. همینطور الکی آمدیم!....الحمدلله کشور ما در بسیاری از زمینه ها دچار خودکفایی شده است که جای خوشحالی دارد. مثل خودکفایی در زمینۀ تولید و تکثیر گندم که چند سال پیش دچارش شدیم و الآن مدتهاست که دیگر از خارج گندم وارد نمی کنیم. آدم با دست خودش گندم خودش را درو کند، یک دانه اش شرف دارد به یک کامیون گندم که از خارج مرزها وارد شود.

سعدی خودکفا گوید:

                به دست آهن تفته کردن خمیر

                                به از دست بر سینه پیش امیر

احتمال ادبی ــ سیاسی: ممکن است منظور سعدی اشاره به امرای دیگر کشورها نظیر امیر کویت و امیر قطر و امیر بحرین و.....سایر امرای دیگر کشورها باشد که از خداشان است که ما دست نیاز به سویشان دراز کنیم تا شانه!

خبر خوش: خوشبختانه باخبر شدیم که در زمینۀ تولید بنزین نیز به مرز خودکفایی نائل شدیم که جا دارد آدم کلاهش را از فرط خوشحالی به قاعدۀ برج میلاد خودمان(یا چند بندانگشت بالاتر)به هوا پرتاب نماید که تمام جهانیان آگاه شوند. در همین راستا رئیس جمهوری طی مراسمی از دست اندر کاران خودکفایی بنزین تجلیل به عمل آوردند که کار بسیار خوبی کردند. ما هم اگر رئیس جمهور بودیم، قطعاً همین کار را می کردیم. شک نکنید!

بستۀ پیشنهادی: به نظر ما علاوه بر صنعتگرانی که در خصوص رسیدن به خودکفایی بنزینی منشأ اثر بوده اند؛ بد نیست که از دو گروه دیگر نیز که دورادور موجبات این خودکفایی عزیز را فراهم آورده اند، تجلیل به عمل آید تا دیگران نیز تشویق شوند کمک نمایند تا بیشتر از اینها خودکفا شویم. این دو گروه ارجمند عبارتند از:

1ــ ندارندگان خودرو: کسانی که ماشین ندارند و در نتیجه با مصرف نکردن بنزین، در رسیدن به خودکفایی و بی نیازی به بیگانگان کمک حال می باشند و به زبان حال می گویند:«خوشبخت خودم که خر ندارم/از کاه و جوش خبر ندارم»! منظور از کاه و جو، بلاتشبیه، همین بنزین الآن است. خر هم که خودرو. ولو سمند باشد.(گرچه این توضیحات بیخود بود، اما باز الکی آمدیم دیگر!)

2ــ کارت سوختی ها: اشخاصی که فقط به همین کارت سوخت خودشان که دولت داده است، اکتفاء می کنند و اقدام به زدن بنزین آزاد با قیمت مازاد نمی کنند. کارت سوخت که سیمکارا نیست که هی بشود شارژش کرد. ته بکشد، شارژ خود صاحب خودرو(صاحب خر سابق!) تمام می شود. اگرچه طرف گفته بود: منم که شهرۀ شهرم به کارت شارژیدن!...(خب آنقدر بشارژ تا دلت خالی شه!)

 

 


روز جهانی تخم مرغ!
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۸   کلمات کلیدی:

                                                 

ما تا به حال، روزهای جهانی زیادی را با همین دو گوش و چشم خود شنیده و دیده بودیم؛ مگر «روز جهانی تخم مرغ»عزیز که این خود البته نشان از حساسیّت استراتژیک و جایگاه سوق الجیشی این محصول صادراتی دارد. محصولی که در بدو امر از ناحیۀ مرغ و سپس از سوی وزارت بازرگانی صادر می شود.

روز شنبه گذشته، روز عزیزی بود: «روز دختران»؛ اما چه کنیم که متأسفانه امسال این روز فرخنده با روز جهانی تخم مرغ همزمان شده بود که من به سهم خودم از جامعۀ نسوان و دختران عزیز، شدیداللحن عذرخواهی می کنم و به ضرس قاطع اعلام می دارم که این دو مقوله هیچ ربطی به هم ندارند و هرکه بگوید دارند، کاملاً بی ربط می گوید. آدم که نباید هر رطب و یابسی را به هم ببافد و بلافد. سخنرانی در سازمان ملل که نیست!

 بگذریم تا نگذاشتند!...از قرار معلوم چون فعلاً وسع ما به خود مرغ نمی رسد و نمی صرفد که برایش روز جهانی برگزار کنیم؛ از سر قناعت ــ و به نشان علاقۀ جزء به کل ــ به گرامیداشت روز جهانی تخم مرغ بسنده کردیم. با راست و ریس شدن اوضاع ارز و طلا و هدفمند شدن یارانه ها ان شاءالله روز جهانی مرغ را نیز علیرغم پاره ای کارشکنی های بیگانگان و تحریم های تخم مرغی آنها برگزار خواهیم کرد.

تخم مرغانه:

              دستت چونمی رسد به مرغش

                                              دریـاب سریـع تخـم آن را! 

تک مضراب: تا کور شود هر آن که نتواند دید!....

به همین مناسبت، دیروز که از هر جهت 17 مهربود، در یک حرکت نمادین، در برخی مدارس زنگ صبحانه با تخم مرغ نواخته شد و طیّ آن اقدام به توزیع ساندویچ تخم مرغ در میان محصلین شد که با استقبال خیل عظیم دانش آموزان کوشا و مستعد مواجه گردید و این خود نشان از دریافت و درایت بالای جامعۀ دانش آموزی ما و درک درست آنها از شرایط کنونی دارد. به هر حال، تخم مرغ نیاز به تبلیغ دارد. این نکتۀ ظریف را خود مرغ نیز در جریان است. چنان که برای گذاشتن یک تخم، کلّی سروصدا می کند که عموماً به تأیید کارشناسان، جنبۀ تبلیغاتی و پروپاگاند تجاری دارد.

شاعر تخم شناس:

        صد دُر صدف دارد و دم بر نمی زند

                                        یک بیضه مرغ دارد و فریاد می زند

 

در همین راستا دکتر طلاکش ِ زحمتکش ، دبیر ستاد کشوری ترویج مصرف تخم مرغ، در یک نشست خبری در همین زمینه، با بیان این که شعار جهانی امسال ما عبارت عمیق و چند لایۀ«هر انسان سالم یک تخم مرغ در روز» است؛ اعلام کرد که چون تخم مرغ، یکی از کاملترین،ارزان ترین و فراوان ترین غذای پروتئینی است که پس از شیر[البته از نوع خوردنی اش]، جایگاه دوم را دارد؛ ایران نیز با تشکیل این ستاد قصد ترویج مصرف این پروتئین اقتصادی و با کیفیت را در سبد غذایی مردم همیشه در صحنه دارد.

ظاهراً وزارتخانه های جهادکشاورزی،بهداشت و آموزش و پرورش، سازمان صدا و سیما، میادین میوه و تربار و همچنین برخی از تشکل های خصوصی از اعضای اصلی ستاد کشوری ترویج مصرف تخم مرغ می باشند که ما همینجا به همۀ این اعضای دلسوز و زحمتکش از صمیم دل خسته نباشید عرض می کنیم.

جایگاه حساس تخم مرغ: علاوه بر آنچه که در جهت تبیین موقعیت استراتژیک تخم مرغ در بالا عرض شد، در پایین نیز به صورت فشرده به مواردی دیگر اشاره می شود که حاکی از اهمیت تخم مرغ در جامعه دارد:

1ــ تأثیر بر جنبش دانشجویی: تمام کسانی که تحصیلات عالیه داشتند و دارند، کلّهم اجمعین با تمام وجودشان(بخصوص ناحیۀ معده) لمس کردند که تخم مرغ ــ که جانم فدای او ــ اصلی ترین غذای آنها را بخصوص در وعده های صبح و شام تشکیل می دهد. به گونه ای که اگرنباشد(تخم مرغ را عرض می کنیم)، دانشجوی بلاتکلیف بی غذا می ماند یا عزا می گیرد که چی بخورد که در آن تخم مرغ نباشد. فلذا کمبود تخم مرغ، تأثیر منفی بر سیر تحصیلاتی و تحقیقاتی وی دارد و جلو رشدش را از بیخ می گیرد. تا چه رسد به کارهای فوق برنامه از قبیل جنبش دانشجویی و از این جور چیزها!

2ــ عامل توسعۀ غذایی: بر خلاف برخی مواد غذایی که فقط در چند شکل محدود قابل پخت و پز هستند؛ خوشبختانه تخم مرغ از ظرفیت بالایی در این جهت برخوردار است. با وجود گرم تخم مرغ، غذاهای بسیار متنوعی می توان از آب در آورد که اگر فقط بخواهیم نام ببریم، مثنوی هفتادمن کاغذ می شود. و این یعنی اجرای عینی و عملی «طرح توسعۀ غذایی در کشور» که بحمدالله مورد تأیید مسؤولان مملکتی نیز می باشد. مگر طرف بنا به دلایلی با اصل تخم مرغ و جایگاه حساس آن مشکل داشته باشد که تکلیفش روشن است.

   


نامه وارده:
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۳   کلمات کلیدی:

      

                         اعتراض جمعی از مردم

با سلام به ملت همیشه در صحنۀ ایران و حومۀ اطراف آن. همچنان که مستحضرید، در آستانۀ اجرای طرح بی نظیر هدفمند شدن یارانه ها ــ که بر بستری از یک اقتصاد سالم و به دور از تنش صورت می پذیرد و موفقیت آن حتمی است ــ شورای عالی هواپیمایی(که ان شاءالله عالی است، خداوند متعالی بفرماید) در یک اقدام لازم و منطقی و حساب شده، در راستای هرچه نزدیکتر کردن نرخ بلیت هواپیما به قیمت واقعی آن که مورد درخواست خود شرکت های هواپیمایی و نشانگر پیشرفت عجیب  کشور می باشد؛ اقدام به افزایش 30 درصدی قیمت بلیت پروازهای داخلی کرد که جداً جای تشکر و قدردانی دارد و آدم سرگیجه می گیرد که به چه زبانی احساسات بی شائبۀ خود را منتقل کند که نه سیخ بسوزد، نه کباب. حالا به صاحب سیخ و کباب، کاری نداریم. کارت سوخت دارد؛ یک جوری می سوزد و می سازد.  

 از سوی دیگر، همچنان که انتظار می رفت ــ و کماکان هم باز انتظار می رود ــ در یک اقدام همزمان و هماهنگ که واقعاً قابل تقدیر و ارج گذاری است؛ شرکت راه آهن نیز بدون فوت وقت که از آن صراحتاً ــ با عباراتی چون:«فی التأخیر آفات»ــ نهی شده است؛ قیمت بلیت های بخش خصوصی خود را به ویژه در محور جنوب کشور 30 تا 40 درصد بالا برد که به هر حال حضرت مولانات فرمود:«ما زبالاییم و بالا می بریم[یا می رویم]....».

 البته این اتفاق عجالتاً قطارهای بخش خصوصی را شامل می شود و از قرار معلوم قطارهای مال دولت را دربرنمی گیرد. البته جای امیدواری و بسی خوشوقتی است که بنا به گفتۀ منابع موثق بدون هرگونه نشتی احتمالی، رجاء واثق می رود که به زودی قطارهای بخش دولتی(معروف به رجاء)نیز به بخش شبه دولتی واگذار بشود.به هر حال وظیفۀ تمام ماست که بیش از پیش، بار دولت را سبک تر کنیم تا دوش های سترگ و نازکش یک هوایی بخورد. گناه که نکرده است زیر بار امانت رفتاه است!

با این حال و با عنایت به آنچه گفته شد؛ متأسفانه اطلاع پیدا کردیم که هنوز شرکت اتوبوسرانی بین شهری ــ علیرغم نزدیک شدن به هدفمند شدن ــ بدون هیچ هدف خاصی در خصوص افزایش قیمت بلیت اتوبوس هیچ گونه اقدام شایسته ای تا این ساعت به عمل نیاورده است که این تعلل و سهل انگاری، جای بسی شگفتی و گله مندی دارد.

لذا بدین وسیله( یا هر وسیلۀ ممکن دیگر) ما جمعی از مردم ایران، در کمال احترام و آرامش و با حفظ کمال خونسردی و بدون دمرو کردن هرگونه سطل آشغال که کار خیلی بدی می باشد و مال فرانسه و سایر بلاد کفر است؛ مراتب اعتراض صمیمانۀ خود را به عدم افزایش قیمت بلیت شرکت اتوبوسرانی بین شهری اعلام داشته؛ امیدواریم که مسؤولان این شرکت، هرچه زودتر به خود آمده و هماهنگ با شرکت هواپیمایی و شرکت راه آهن عزیز، برنامه های خود را هدفمند پیش ببرند و بیش از اینها موجبات نگرانی جمعی از ملت ایران را فراهم نیاورند. پیشاپیش دست همه را به گرمی و نرمی می فشاریم و خدا را شاکریم که اگر طرح هماهنگ سازی حقوقات به خوبی پیش نرفت؛ در عوض، طرح هماهنگ سازی قیمت ها بیش از حد به خوبی پیش می رود.

              از دست و زبان که بر آید              کز عهدۀ شکرش به در آید؟

 

                                                               «جمعی از ایرانیان مقیم کشور»

 


فیلمبرداری مجاز صحنه دار!
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٦   کلمات کلیدی:

                                                                   

فکر بد نکنید!....سریع، تیتر مطلب راتوضیح می دهم که هزار و یک جور فکر جور واجور نکنید. عرض شود که فکر خوب هم واقعاً از اول پیدایش آدمیزاد، چیز شدیداً خوبی بوده است و دلیلی نیست که الآن هم نباشد. شما فرض بفرمایید که مثلاً از اول تاریخ بشری تا امروز، وقتی که دوتا وسیلۀ نقلیه (از درشکه و دلیجان گرفته تا خودروهای کلاس بالای امروز) به هر دلیلی به هم می زدند، مدتها باید در سطح خیابان یا بزرگراه علّاف می شدند و با ایجاد ترافیکی سنگین، خلقی را هم به کلّی پکر و اعصابشان را داغان می کردند تا بالاخره جناب افسر تصادفات از راه برسد و کروکی محل تصادف را ترسیم نماید تا بلکه مقصر اصلی شناخته شود.

گاهی هم مشکلات دیگری بر اثر کج اندیشی برخی از رانندگان نادر پیش می آمد. مثلاً یکبار یک رانندۀ ساده لوحی با ماشین مبارکش زده بوده به یک مغازه و وقتی که پلیس می رسد، ایشان می رود پیش مأمور وظیفه شناس و در خواست نادرستی می کند و می گوید که نمی شود یک جوری کروکی تصادف را بکشید که مغازه دار مقصّر قلمداد شود؟!....که خوشبختانه با برخورد درست مأمور وظیفه شناس سریعاً متنبّه شده، به راه راست هدایت می شود. و ماشینش به پارکینگ!  

ابتکار تصادفی: خوشبختانه اخیراً باخبر شدیم که از سوی ادارۀ راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ اعلام شده است که رانندگان درگیر تصادفات خسارتی، برای تبدیل آن به حسن تصادف، به عوض ایجاد سدّ معبر می توانند تلفن همراهشان را در آورند و از صحنۀ تصادف فیلمبرداری کنند تا وقتی افسر تصادفات رسید، فیلم را نشان وی دهند تا مقصر را تشخیص دهد.

این جوری، از حالا هم تصادفات ما به صورت لذتبخش و بدون جار و جنجال و دعوا و سرو صدا ختم به خیرمی شود؛ و هم دوربین فیلمبرداری موبایل ها بالاخره یک استفادۀ قانونی به درد به خور پیدا می کند که همه اش صرف فیلم های الکی و بیخودی نشود. این فلمبرداری از صحنه، تنها فیلمبرداری صحنه دار بلا اشکال می باشد.

احتمالات تصادفی: از حالا وقتی که بین دو خودرو در حال حرکت، تصادفی بر حسب اتقاق روی دهد، ممکن است که شاهد صحنه های محتمل زیر باشیم:

1ــ دعوا بر سر موبایل: ممکن است هریک از رانندگان دارای موبایل دوربین دار مدعی شوند که مال آنها چون درجۀ مگاپیکسلش بالاتر است، بهنتر و شفاف تر از صحنۀ تصادف فیلم می گیرد. لهذا توصیه می شود که در این قبیل موارقع، حتماً حق با راننده ای باشد که تلفن همراهش از دوربین بهتری برخوردار است. ایشان می تواند با موبایلش فیلم بگیرد و رانندۀ دومی از او و نحوۀ فیلمبرداری اش فیلم بگیرد که افسر تصادفات بتواند همزمان هم صحنه و هم پشت صحنه را مشاهده کند تا دستش بازتر باشد.

2ــ لزوم آموزش فیلمبرداری: چون فیلم گرفتن از صحنۀ تصادف با فیلم گرفتن از عمّۀ آدم فرق دارد؛ از اینرو(یا از هر رو) توصیه می شود که حتماً در کلاسهای تئوری آموزش رانندگی، حتماً نحوۀ فیلمبرداری با موبایل نیز به کسانی که می خواهند گواهینامه بگیرند، آموزش داده شود. استفاده از میزانسن مناسب، زاویۀ فیلمبرداری، جلوه های ویژۀ چشمگیر، نور کافی صحنه در تصادفات شبانه، زوم کردن روی مناطق ضربه دیده و ارائۀ تصاویر کلوزآپ لازم از عقب و جلو خسارت دیدۀ خودرو....و امثالهم؛ از جمله نکات مهم برای یادگیری رانندگان همیشه در صحنه است.

3ــ ضرورت خرید تخمه: مسلم است که افسر تصادفات عزیز، هرچه با اعصاب راحت تری به تماشای فیلم ــ یا فیلم های ــ گرفته شدۀ از صحنۀ تصادف بپردازد؛ در ترسیم کروکی تمیز و شناسایی مطمئن تر رانندۀ مقصّر موفق تر عمل خواهد کرد؛ لهذا رانندگان محترم به محض وقوع تصادف،می توانند ابتدا اقدام به عمل فیلمبرداری نمایند و سپس به صورت دَنگی دُنگی مقداری تخمه از نزدیکترین بقالی در دسترس تهیه نمایند و منتظر باشند تا افسر تصادفات وارد شود.

 


شب شعر طنز شهریاران جوان برگزار می شود
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٥   کلمات کلیدی:

بدین وسیله(یا هر وسیلۀ ممکن دیگر) به استحضار علاقه مندان به انواع و اقسام شب شعرهای طنز می رساند که الیوم(یعنی امروز!) دوشنبه مورّخ ۵ مهرماه یکهزار و سیصد و هشتاد ونه شمسی غیرقمری، شب شعر طنز گمنامی(!) از سوی خانۀ شهریاران جوان برپامی شود که ورود و خروج کلیّۀ علاقه مندان به این محفل ادبی رایگان و در چهارچوب موازین لازم، از هر جهت آزاد می باشد.بخصوص از جهت ما!....

این شب شعر به همّت «خانۀ شهریاران جوان» و ایضاً «معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری منطقۀ ١۴ تهران» و با اجرای این حقیر سراپاتقصیر(معروف به رضا نسبتاً رفیع!) و دوست طنزپرداز عزیزم شهرام شکیبا به شدّت هرچه طنزناک تر(!)برگزار می گردد. پس بشتابید که چاووش می خواند و ما را وقت تنگ است!....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زمان برگزاری: همین امروز، دوشنبه ۵ مهر، ساعت ۵ عصر(بعدازظهر سابق!)

مکان برگزاری: خیابان کریمخان زند ــ خیابان استاد نجات اللهی ــ خیابان ورشو ــ بوستان ورشو ــ سالن آمفی تئاتر خانۀ شهریاران جوان