| برگزاری زودهنگام شکرخند خرداد! |
| ساعت ۱٢:۳٤ ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩ کلمات کلیدی: |
|
بشارت باد بر دوستان شکرخندی عزیز که شکرخند خردادماه،پنج شش روز زودتر از موعد رسمی اش(یعنی شنبه 6 خرداد)برگزار می شود. کی؟...دوشنبه 1 خرداد؛ ساعت 17. علت این جلو کشیدن(!) نیز آن است که روز شنبه ششم خرداد، مراسم مقدماتی طنز طهران را باید برگزار کنم. در کجا؟.... سؤال خوبی پرسیدید. در فرهنگسرای اندیشه؛ ضلع جنوبی پل سیدخندان؛ مقابل ساختمان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات(مخابرات سابق!). لهذا دقت نمایید که: ــ شکرخند 63 روز دوشنبه یکم خرداد در همان فرهنگسرای هنر(ارسباران) برگزار می شود. کسانی که در این شکرخند حضور داشته باشند؛ می توانند کارت دعوت به مراسم «چهارمین جشنواره طنز طهران» را هم که روز یکشنبه در برج میلاد برگزار می شود، دریافت کنند. خواهم گفت که به تعداد دوستان شکرخندی کارت بیاورند. چه کسانی بهتر از شما؟...(عزیزان امیدوارم که تا دوشنبه، کارت سوخت شکرخندشان را تمدید کرده باشند. در مراسم شکرخند، اول افراد دارای کارت وارد می شوند که یقین حاصل شود صندلی گیرشان می آید؛ سپس افراد فاقد کارت مثل خودم!.... یعنی در نهایت کسی بیرن یا لای در نمی ماند. فلذا فریب جوسازی عناصر معلوم الحال را نخورید!) ــ جلسۀ مراسم مقدماتی طنز طهران که تقریباً یک مراسمی مانند شکرخند در نظر گرفته شده؛ با این تفاوت که طنزپردازان منتخب شهرستانی و داوران طنز و شخصیت های ادبی بیشتری نیز حضور دارند؛ روز شنبه ششم خرداد در فرهنگسرای اندیشه(ضلع جنوبی پل سیدخندان؛داخل پارک)، برگزار خواهد شد. این فرهنگسرا گنجایش جمعیت بیشتری دارد و تازه افتتاح شده. حضور در این مراسم، نیاز به کارت خاصی ندارد. ورود برای عموم آزاد است. کشف بزرگ: در حقیقت این ماه، دو تا شکرخند پشت سر هم افتادید! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت زمان شکرخند خرداد: دوشنبه 1 خرداد؛ ساعت 5 بعد از ظهر مکان:ضلع شمال غربی پل سیدخندان،خیابان جلفا، فرهنگسرای هنر(ارسباران) *** زمان مراسم مقدماتی طنز طهران: شنبه 6 خرداد، ساعت 5 بعد از ظهر مکان: خیابان شریعتی، ضلع جنوبی پل سیدخندان، پارک اندیشه، فرهنگسرای اندیشه
|
|
| اولین شکرخند سال 91 را تحویل بگیرید! |
| ساعت ٧:٥٦ ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٩ کلمات کلیدی: |
|
ای پستۀ تو خنده زده بر حدیث قند مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند با سلامی به لطافت باران بهاری و نسیم نوروزی به محضر رسمی و غیررسمی تمامی علاقه مندان به لبخند و شکرخند. امیدوارم که سال خوب و خوشی را آغاز کرده باشید و آماده باشید که در کنار هم برنامه های شکرخندی خوبی را در راستای زنده نگه داشتن جریان ادبی طنزمعاصر،بدون هرگونه تندروی و سیاست زدگی برگزار کنیم. فلذا خوشحالم به اطلاع برسانم که نخستین جلسۀ شب شعر طنز شکرخند با یک هفته تأخیر، روز شنبه نهم اردیبهشت ماه جلالی، ساعت 17 در فرهنگسرای هنر(ارسباران) برگزار می شود. حتماً اطلاع دارید که شنبۀ اول اردیبهشت مصادف با ایام سوگواری دهه فاطمیه است و به همین دلیل، شکرخند در شنبۀ دوم این ماه برگزار می شود. در همینجا تذکر سه نکته را خالی از ضرر(!)نمی بینم: 1ــ در سال جدید نیز کمافی السابق، قرار ما برای برقراری محفل شکرخند، همان اولین شنبۀ هر ماه است. همچنان که از ابتدای طراحی و تشکیل این محفل، قرار ثابت ما با مخاطبین عزیز همین بوده و در بر همین پاشنه چرخیده است. 2ــ در سال پیش روی، هر شنبۀ اول ماهی که مقارن و مصادف با ایام سوگواری و یا روز تعطیل باشد،شکرخند به شنبۀ بعدش منتقل می شود و این قرار ثابت ما با فرهنگسرای ارسباران است که مخاطب تکلیف خودش را بداند. پس اگر شنبۀ اول نشد، شنبۀ دوم. 3ــ بازهم افراد بی کارت نگران نباشند؛ خصوصاٌ در این جلسۀ آغازین سال. کارت دار و بی کار، همه داخل سالن می شوند.ادخلوها بسلام آمنین!... کسی بیرون در نمی ماند. لای در ممکن است. به دلیل شلوغی جمعیت. سعی می کنیم که با اتخاذ سیاست درهای باز، در این زمینه نیز مشکلی نداشته باشیم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ زمان: شنبه 9/2/1391 ــ ساعت 5 بعداز ظهر مکان: ضلع شمال غربی پل سیدخندان ــ خیابان جلفا ــ فرهنگسرای هنر(ارسباران) |
|
| اولین طنزسال جدید رسید! |
| ساعت ٧:٤٤ ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٩ کلمات کلیدی: |
|
آخیش ش ش..... عجب تعطیلات شدیداللحنی داشت این عید نوروزباستانی. از خراسان رضوی و از تربت حیدریۀ خودمان که مسقط الرأس ما می باشد، دوباره پای در پایتخت گذاشتیم تا یک سال دیگر، دور هم گل بگوییم و گل بشنفیم. بامشارکت حافظ: «گل آمد گل وزآن خوشتر نباشد» که اخمی بر رخت دیگر نباشد بزن لبخند و در رو روز روشن که کاری زین عمل بهتر نباشد در همین راستا از امروز(شنبه 19 فروردین) باز در تلویزیون، پای در کفش اخبار می کنیم و در اینجا به سبک و سیاق«بزن در رو»ی معمول خودمان، نکته ای به طنز می گوییم و در می رویم ان شاءالله. که پهلوان را زنده خوش است. به خصوص در این مقطع حساس کنونی. الحمدلله بستر لازم برای این کار هم موجود است. واز قضا اسنادش هم موجود است. منتهی نه که کار ما برعکس است؛عدل از همین امسال که سال نهنگ است،می خواهیم هر حرف حسابی منبعد در چنته داریم، خیلی کوتاه به شرف حضور شما برسانیم. باشد که زیادی موجب جسارت نباشد. در خانه اگر کس است، یک طنز بس است. نیست؟... پیش خودمان باشد؛این فامیل رفیع ما کار دست ما و ستون طنز ما می دهد. نمی گذارد مثل آدم، کوتاه و گویا بنویسیم. مقدمه هم بخواهیم بنویسیم، یکهومی شود مقدمۀ ابن خلدون!.... از اتاق فرمان اشاره می کنند که دارد همین مقدمه هم طولانی می شود. چنین مباد! در اولین روزهای پس از تعطیلات خوش نوروزی، این خبر خوشتر را نسیم باد نوروزی در هوا پراکند که:«مبلغ 45،500 تومان به عنوان یارانۀ فروردین ماه،از سوی دولت به حساب ملت واریز می شود.» و الحمدلله همین پریروزشد. گمانه زنی: این که مبلغ هنگفت یارانه، خیلی شفاف و نه یک قران از سال پیش بیش و نه یک قران کمتر از سال پیش، واریز شده است؛ ما برای دل خودمان حدسیات و گمانه هایی داریم:
1ــ قیمت گوجه فرنگی ــ که دانشمندان معتقدند با نمک شور میشه ــ هیچ تغییری نسبت به سال قبل نخواهد کرد. خصوصاً گوجه های میوه فروشی سر کوچۀ معشوقۀ ما که سر می شکند دیوارش. این که پیش پا افتاده است، این طور است. حالا حساب کنید چیزهای دیگرمثل مسکن و حمل و نقل و خودرو و...غیره که پیش پا افتاده نیستند و لذا اصلاً تغییر نخواهند کرد. لطفاً اصرار نکنید.× 2ــ بهای حامل های انرژی در سال جدید، به قدر یک سر سوزن زیاد نخواهد شد. دولت که خودش نمی خواهد گرانی درست کند. ملت باید مواظب باشد. قبض های آب و برق و گاز و تلفن که رسید دستتان، بلاتشبیه عین همان گل خوشبوی سعدی که در حمام روزی، رسید از دست محبوبی به دستش؛به دقت تمام انداز وراندازش کنید. ـــــــــــــــــــــــــــــــ * همین مطلب را داشتم صبح امروز در برنامۀ«پاتوکفش اخبار»شبکۀ پنج سیماجون اینا با آب و تاب تعریف می کردم که تقریباً در همینجای عرایض معقول مان سیم صدا کرد و اولین تذکر واصل شد. «فذکّر...ان الذّکری تنفع المؤمنین». باشد که این تذکرات راهگشا برای ما نیز مفید و مؤثر افتد. افتاد؟... |
|
| خالی بندی های انتخاباتی! |
| ساعت ٥:٥٤ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٠ کلمات کلیدی: |
|
ایهاالناس، مواظب برخی خالی بندی های انتخاباتی باشید. سابق بوده است و الان هم ممکن است باشد. به هرحال، بشر گاهی از خالی بستن لذت می برد؛ فلذا می بندد. این روز و شب ها ــ حالا نصف شب هاش با خداست ــ ممکن است بعضی از کاندیداهای بیرون مجلس برای راه یافتن به داخل مجلس، حرفهایی بزنند و چیزهایی بگویند که فراتر از قدرت کاری و اختیاری آنان است. و این یعنی خالی بندی! تذکر آیین نامه ای: خالی بند عزیز! لطفاً آهسته و با احتیاط ببند که فردایی هم در کار است. پاسخ یک خالی بند: چو فردا شود، فکر فردا کنیم! این مطلبی را که در صدر این مقال عرض کردیم، جمعۀ گذشته خطیب نماز جمعه نیز به صراحت اعلام کرد و با اشاره به پدیدۀ خالی بندی و عوامفریبی برخی از کاندیداها در ایام تبلیغات انتخاباتی، به عنوان مثال اظهار داشت:«بعضی کاندیداها خودشان را پروفسور و فیلسوف بی نظیر قرن برای هواداران معرفی می کنند و می گویند که به من رأی بدهید تا منجی شما شوم!...» یک خالی بندی اساسی: کسی می آید که مثل هیچکس نیست.... اشکالات وارده: مثل روز روشن است که استفادۀ ابزاری از این عبارت لطیف شاعرانه، غیر از مشکلات، با اشکالات زیر مواجه است: 1ــ اساساً خدا هیچکس را همانند کسی دیگر نیافریده است. فلذا این ادعا یک چیز جدیدی نیست و هیچکس مثل هیچکس نیست. حتی شما! همچنان که در مورد اثر انگشت افراد نیز این قضیه صادق است. شاعر در تأیید عرایض ماست که فرموده:«نه تو من شوی، نه من تو؛ به همین همیشه شادم/که به کارگاه هستی، تو همین و من همانم». 2ــ در حرف زدن، بله واقعاً هیچکس مانند هیچکس نیست. حرف زدن که مالیات ندارد. حرف از روی حرف می آید و برف از روی برف. به قول حافظ در گلستان سعدی:«گر به سخن کار میسر شدی/کار «نظامی» به فلک بر شدی». در عمل است که افراد باهم متفاوت می شوند. از اینرو اشخاص باید با کارنامه شان ثابت کنند که دارد کسی می آید که مثل هیچکسی نیست. البته اگر کارنامه شان به رؤیت والدین گرامیشان هم رسیده باشد که چه بهتر. یک خالی بندی خفن: کوه و میذارم رو دوشم/هرچی که خواستی می پوشم/موج و از دریا می گیرم/شیرۀ سنگ و می دوشم/میارم ماه و تو خونه/می گیرم باد و نشونه/همۀ خاک زمین و/میشمرم دونه به دونه/اگه رأیت باشه آره/هیچ کدوم کاری نداره!.... ــ باش تا اموراتت بگذره!...(این مطلب را یکی از مردم عادی کوچه و بازار که می گفت آگاهی و شعور بالای ملت نمی گذارد تا تیر این خالی بندی ها به هدف اجابت اصابت نماید، برزبان آورد و بدون معطلی رفت تا به کارش برسد.) در هوا کردن بالن تبلیغاتی! در این که شیوه ها و شگردهای تبلیغاتی به طور عام و در اینجا تبلیغات انتخاباتی به طور خاص، باید که متناسب با پیشرفت های ارتباطی و الکترونیک محیر العقول عصر حاضر به روز شود یا به اصطلاح باکلاس ترش«آب تودیت»گردد؛ به قدر سر سوزنی شک و شبهه نیست. مثلاً به این دو روش قدیمی تبلیغاتی توجه کنید: روش اول؛ استفاده از دود: اگر در قدیم مثلاً با برافروختن آتش وعلامت دادن با دود، اقدام به معرفی خود و انجام تبلیغات می کردند، دلیل نمی شود که در حال حاضر هم از همین شیوه برای تبلیغات استفاده شود. آن هم در شهری مثل تهران که گاهی از بس دود هست، ممکن است دود تبلیغاتی مشخص نباشد و گم شود. از بس سمن است، یاسمن پیدا نیست. البته در اینجا از نوع دودیش منظور است! روش دوم؛استفاده از کفتر: به کاربردن کبوتر برای نقل و انتقال هرگونه نامه و روزنامه و شب نامه و غیره نامه، یکی از رایج ترین شیوه های ارتباطی قدیم بود که در ایام تبلیغات انتخابات نیز از وجود همین کبوتر مورد نظر برای انجام تبلیغات و توزیع عکس کاندیداها و شعارهای مردمی آنها استفادۀ بهینه می کردند. یکی از مردمان آن زمان حاصل مشاهدات خود را از این قضیه چنین به تصویر کشانده است که: از اون بالا کفتر میایه؟حرفای نوبر میایه!... فلذاست که در حال حاضر استفاده از روشهای نوین ارتباطی، بسیار خوب است. همین چند روز پیش، از رئیس ستاد انتخابات کشور(آقای سیدصالح مرتضوی) پرسیده شده است که: سؤال: آیا چسباندن تراکت ها بر روی بالن و بادکنک و به هوا فرستادن آنها اشکالی دارد یا خیر؟ جواب: خیر؛ این موضوع در قانون تصریح نشده است . اما به هر ترتیب، برخی داوطلبان از شگردهای تبلیغاتی جدید استفاده می کنند که اگر این نوع تبلیغاتشان آسیبی نرساند و زحمتی برای کسی ایجاد نکند،ما محدودیتی ایجاد نخواهیم کرد؛ منوط به این که در چارچوب قانون باشد. ملاحظه فرمودید؟... تمامی آنچه که عرض کردیم؛ یعنی در اصل عرض کردند؛ تماماً نقل به عین بود، بی هیچ کم و کاست. امانتداری ما معرکه است. مگر چطور بشود. فلذا ما نیز از کشف این شیوه ها و شگردهای خیلی باحال جدید تو سط برخی از کاندیداهای فعال، با آغوش باز استقبال می کنیم و فقط توجه کاندیداها و مسؤولان امر را به چند نکتۀ حاشیه ای جلب می کنیم: 1ــ ارتفاع هوا کردن: باید صراحتاً در قانون مشخص شود که هر کاندیدایی بادکنک و بالون تبلیغاتی حاوی شکل و شمایل خود را دقیقاً تا چه حد و اندازه ای می تواند هوا کند که از چارچوب قانونی اش بالاتر نرود؟ این مطلب در گذشته های دور بود که طرف مثلاً یک توپ قلقلی داشت و می گفت که: می زنم زمین هوا میره/نمی دونی تا کجا میره!....بادکنک و بالون تبلیغاتی فرق می کند. بالاخره قانون یک«حدّ یقف»ی اصطلاحاً باید برایش متصور شود. آمدیم و بادکنک های حاوی شعارهای برخی از کاندیداها ــ که هرلحظه نیز در خطر ترکیدن است ــ به قدری هوا رفت که خدای نکرده به چرخ هواپیمایی، هلیکوپتری، هواپیمای بی سرنشینی، چیزی گیر کرد؛ آن وقت تکلیف چیست؟ بدون اینها هم عموماً خوف و خطر بازنشدن چرخ ها هست. 2ــ تعیین تکلیف سرنخ: این که سرنخ بادکنک به هوا رفته ــ و البته دقیقاً مشخص که تا کجا رفته ــ معلوم و معیّن باشد که باید در دست چه کسی باشد یا نباشد، از دیگر نکات مربوط به هوا کردن بالون و بادکنک تبلیغاتی انتخاباتی است که لازم است تا مدّ نظر قرار گیرد و در قانون بدان تصریح گردد. آیا سرنخ بادکنک در دست خود کاندیدا باشد بهتر است یا در دست حزب و تشکیلات حامی وی؟ یا اصلاً بهتر نیست که در دست اعضای خانوادۀ کاندیدای مورد نظر باشد که از همین ابتدا آمادگی خود را برای کمک به ترویج و توسعۀ سیاست شایسته سالاری به رخ کشانده باشند؟...اینها پرسش هایی اساسی است که خوب است پرسیده شود و بدان پاسخ داده شود. پرسیدن عیب نیست، پاسخ ندادن عیب است.(همین بود اصل ضرب المثل یا که طبق معمول زدیم ناقصش کردیم؟....یکی پاسخ دهد لطفاً!)
|
|
| شکرخند اسفند ماه برگزار می شود |
| ساعت ٦:٠۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٤ کلمات کلیدی: |
|
بوی عیدی، بوی توت، بوی کاغذرنگی..... سلام بر همۀ شکرخندیان همیشه در صحنه!....عارضم به حضور انورتان که شصت و یکمین محفل ادبی طنز شکرخند ــ طبق روال معمول و معهود خودش یعنی اولین شنبۀ هرماه ــ روز شنبه 6 اسفند از ساعت 4 بعد از ظهر برگزار می شود. این شکرخند آخرسال همیشه حال و هوای خاص روزهای نزدیک به عید نوروز را داشته و دارد و حیف است که آن را از دست بدهید. شکرخند، آخر سالش خوش است. پس بیایید در استقبال از بهار جهان، بهارجان را نیز با لبخندهایمان به همدیگر هدیه دهیم. به اشتراگ گذاشتن لبخند، کار خیلی قشنگی است. از ما گفتن! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ زمان: شنبه 1390/12/6 ــ ساعت چهار بعد از ظهر مکان: ضلع شمال غربی پل سیدخندان، خیابان جلفا،فرهنگسرای هنر(ارسباران) |
|
| املت ارزان و ارزان تر شد!... |
| ساعت ٥:۳٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٩ کلمات کلیدی: |
|
املت ارزان شد! بارها گفته ایم، این یک بار هم روش؛ آدم نباید فقط نیمۀ خالی بندی شدۀ لیوان را ببیند. اگر در ماههای گذشته، شاهد مختصر افزایشی در زمینۀ قیمت ارز و سکه بودیم ــ که بحمدالله حباب وار بود و الآن روز به روز دارد می ترکد و پایین می آید ــ در عوض در پاره ای موارد استراتژیک دیگر بعضاً با کاهش قیمت مواجه بوده ایم که همینجا جای سپاسگزاری شدیداللحن دارد. خبر مسرتبخش: «معاون وزیر جهاد کشاورزی از افزایش تولید سیب زمینی و پیاز و گوجه فرنگی در پاییز امسال و کاهش قیمت این محصولات حساس نسبت به سال گذشته خبر داد.» ــ به نقل از جراید دیروز ارزانی شما: گر دلار و ارز یک مقدار گردیده گران در عوض گردد پیاز و گوجه ارزان، غم مخور! بسته پیشنهادی: بدون هرگونه صغرا ــ کبرا چیدن خاصی، بستۀ پیشنهادی خود را در راستای هر آنچه که عرض شد(آن هم عرض تک نرخی)، تقدیم حضور می داریم. باشد که بعد از باز کردن بسته شدن بسته، آن را پس نفرستید. گرچه باز بهتر از آن بندۀ خدایی است که سابقاً یارو گفته بود هدیه رو وانکرده، پس فرستاد! 1ــ تغییر رویکرد غذایی: الآن که گوجه و سیب زمینی و پیاز ناز نسبت به پارسال ارزانتر است، وقت آن است که در نوع غذای ملت یک تغییرات مصلحت آمیزی داده شود. در حال حاضر، درست کردن کوکو و املت و ...امثالهم، بیش از هر زمان دیگری در طول تاریخ بشر می صرفد و به اقتصاد خانواده و کشور کمک می کند. فقط اگر این وسط قیمت تخم مرغ هم پایین بکشد که دیگر زیاده عرضی نیست. اگرهم هست، ارز است که دست ما نیست. 2ــ سیاست حذفی: تا کی باید منت مرغ و تخم مرغ را بکشیم؟...آن هم ما که خودمان شهره به مرغ باغ ملکوتیم و....از این حرفها. هم اکنون که گوجه و پیاز املت شدنی و سیب زمینی کوکو پذیر، اگر چشم نخورند، ارزان شده اند و اسنادش هم موجود است؛ بهترین زمان ممکن برای حذف تدریجی تخم مرغ از سبد غذایی مردم است. نه به اجبار که به اختیار. برایشان نامه بنویسیم و از آنها بخواهیم که اگر مایل هستند، تخم مرغشان را حذف کنند. باور کنید که بدون آن هم می شود املت و کوکو درست کرد. و حتی می شود خورد. مگر آن که یا شور بشود یا بی نمک! «هشتم بهمن ماه 1390» ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ املت ارزان تر شد! خوب دیدن و خوب گفتن، خیلی خوب است. واقعاً چه اشکالی داشت که آدمها وقتی به هم می رسیدند، لبخند می زدند و می گفتند:«چطوری خوب من؟...»؛نه مثل یکی از همکاران مطبوعاتی ما که به زعم خودش خیال می کرد شوخی خوبی می کند که سر صبحی هر که را می بیند،به او بگوید:«تو هنوز زنده ای؟!». خوب است که هنوز شاعر هم بود. پست مدرن هم بود. اگر نمی بود، چی بود؟! در تأیید ما: ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم توضیح ادبی: این دو مصرع، هر کدام از یک بیت مستقل و مجزا از هم برداشته شده است و ما همینطور خودسر زدیم به هم چسبانیدمشان ببینیم چه شکلی می شود که ظاهراً خیلی هم بد شد. درست است که ما«حافظ شیرازی» نیستیم، اما «حافظ منافع» آن مرحوم که می توانیم باشیم. البته اگر که خودجناب حافظ می بود،بعید بود یک همچین حرکت خودسرانه ای را مرتکب شویم. دیدیم نیست، گفتیم مرتکب شویم ببینیم چه می شود. الآن حواس همه پرت قیمت ارز و سکه است. جای دوری نمی رویم که دل نگران شوید. همین دیروز، در همین مکان طنزآمیز خودمان، تیتر مطلبمان این بود که:«املت ارزان شد!». در آن مطلب، با اشاره و استناد به این حرف خوشایندمعاون وزیر جهادکشاورزی که گفته بود قیمت سیب زمینی و پیاز و گوجه(مصالح اساسی املت)، به خاطر زیادی تولیدات پاییزی، نسبت به سال گذشته ارزان تر شده است؛ از ملت دعوت به عمل آوردیم که از حالا املت و کوکو بیشتر بخورند. در ادامه نیز اظهار امیدواری کرده بودیم که قیمت تخم مرغ هم ان شاءالله ارزان شود که اگر این یکی هم بشود، واقعاً املت خوردن می چسبد و می صرفد. باری، نگاه که مثبت باشد، هرچه پیش می آید، مثبت است. و در این مورد هم پیش آمد. جدیدترین خبر:«به گزارش خبرگزاری فارس،هر شانه تخم مرغ در شهر تهران، به طور میانگین، شانه ای 5 هزارتومان عرضه می شود. این در حالی است که در 6 ماه گذشته، این کالای اساسی در هر شانه ای فراتر از 10 هزارتومان هم شده بود.» ــ به نقل از جراید دیروز پارازیت انداختنی: گذشت آن روزهایی که بعضی از اقشار آسیب پذیر، با چشمانی اشک آلود خطاب به شانه های تخم مرغ موجود درمغازه ها می گفتند: شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم، دوست دارم! بفرمایید....بفرمایید تخم مرغ! ای کاش چیز بهتری از خدا خواسته بودیم. گوجه و سیب زمینی و پیاز که دیروز اعلام کردیم ارزان شده؛ فقط مانده بود تخم مرغ که امروز ارزانی اش را اعلام کردیم. ارزانی شما باد. ملت بساط املت را امشب علم کند که از هر حیث می چسبد. املت ارزان، خوردن دارد. بخورمش الهی! ادامۀ مثبت نگری: منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن منم که خوب بگویم ز تخم مرغیدن! «نهم بهمن ماه 1390» |
|
| خبر خوش: شکرخند این ماه، شنبه 15 بهمن برگزار می شود! |
| ساعت ٥:۱٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٦ کلمات کلیدی: |
|
خبر قبلی: باسلام به همه دوستان شکرخندی؛خیلی مختصر اما نه لزوماً مفید، به اطلاع می رساند که چون به دلیل تقارن شنبۀ اول بهمن با ایام سوگواری، نتوانستیم شصتمین شکرخند را در روز موعد خودش برگزار نماییم؛ لذا فرهنگسرای هنر(ارسباران) اعلام کرد که به دلیل تراکم و ازدحام برنامه های این ماهش متأسفانه نمی تواند روز دیگری را برای شکرخند در نظر بگیرد. به خصوص که بخشی از جشنواره موسیقی فجر هم در همین مکان شریف برگزار می شود. از اینرو به احتمال قوی، شکرخند بهمن ماه برگزار نمی شود؛ مگر روزی خالی پیدا شود که بعید است پیدا شود!....(در ضمن، این قضیه هیچ دخل و ربطی به قرائت یک رباعی مسأله دار در راستای انتخابات از سوی یکی از دوستان بی مسأله در جلسۀ پیش ندارد و ما به شدت هرچه تمامتر به نظرم این شایعات را محکوم بنماییم بهتر است!) در عین حال، اگر خواهران و برادران همیشه در صحنه،سؤالی پرسشی چیزی در این ارتباط داشتند، می توانند در ساعات اداری و غیر اداری با تلفن های فرهنگسرای ارسباران تماس حاصل نمایند.20 ــ 22872818 *** خبر جدید: از آنجا که خدا حامی لبخند است و از آنجاتر که بندگان خدا نیز لبخند را دوست می دارند؛ خوشحالیم به اطلاع برسانیم که بر اثر پیگیری های به عمل آمده و همراهی و همدلی دوستان فرهنگسرا، برای برگزاری شکرخند این ماه،به قول دفاتر هواپیمایی، یک جای خالی پیدا شد:شنبه، پانزدهم بهمن ماه. راست گفتند که: دهان باز بی روزی نماند! در حاشیه:برای بار صدم عرض می کنیم که ورود برای عموم آزاد است، حتی جمعیت مازاد!...منتهی اول دارندگان کارت عضویت شکرخند داخل می شوند که معترض نشوند و سپس کسانی چون من که کارت ندارند. به همین سادگی. حالا هی باز سوال کنید و هی قضیه رو بپیچونید که خلق الله بترسند! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ زمان برگزاری: شنبه 15 بهمن، ساعت 4 بعد از ظهر مکان برگزاری: ضلع شمال غربی پل سید خندان، خیابان جلفا،فرهنگسرای هنر(ارسباران) |
|
| حل تلفنی مشکلات! |
| ساعت ۸:٠٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢۸ کلمات کلیدی: |
|
گذشت آن زمانی که یارو می گفت: تلفن می زنم، جواب نمیدی....و خزعبلاتی از این دست! الآنه میزان پاسخگویی مسؤولان و مدیران ما ــ بلاتشبیه عین نرخ دم به ساعت این روزهای سکه ــ به حدی رشد و ترقی پیدا کرده که بعضاً حتی تلفنی هم پای درد دل شما و همپای مشکلات شما برای دادن پاسخی مناسب می نشینند. فقط باید سعی نمایید با تلفن همراه تماس برقرار نفرمایید که وسط کار، ارتباط سالم شما با مسؤول مورد نظرتان قطع نگردد. گرچه به طور قطع، ارتباط میان مردم و مسؤولین هرگز قطع شدنی نیست. اصل این است که دلها خوب آنتن بدهند و دل به دل راه داشته باشد. از روی دست شهریار: تا سیمکشی نداری از دل با دوست در دست تو از این تلفن گوشی نیست فلذاست که قائم مقام سازمان آموزش و پرورش اعلام می دارد که:«این سازمان تمامی مسؤولان ارشد آموزش و پروزش تهران را برای پاسخگویی مستقیم به تلفن های شهروندان تهرانی به 1820 دعوت کرده است.» واکنش خوب مسؤولان: تو منو دعوت کن به شهر چشمات!... سوءتفاهم نشود. این 1820 نام یک مکان خاص نیست، بلکه اگر درست حدس زده باشید، شماره تلفنی است که ملت می توانند از طریق آن و کابلش(اگر در آن روز برگردانده نشود)، مشکلات مدارس را با مسؤولان آموزش و پرورش شدیداً در میان بگذارند. این مسؤولان عزیز شامل مدیر کل آموزش و پرورش،معاونان وی،رؤسای مناطق 19 گانه، رؤسای نهضت سواد آموزی و ادارات بازنشستگی می شود. مای غافل را باش که تا همین الآن همچین خیال می کردیم که دیگر چیزی به اسم نهضت سوادآموزی نداریم و ریشۀ بیسوادی از بیخ کنده شده است. این خودش اولین خوبی این تسهیلات تلفنی که باعث آگاه شدن ما و امثال ما شد. بستۀ پیشنهادی: یک کار خوب را همۀ آدمهای خوب ــ بلانسبت ما ــ باید تأیید و تمجید کنند. مگر آدم مغرض باشد که الحمدلله چنین آدمهایی ما نداریم؛ مگر از کشورهای دیگر وارد کنیم. در همین راستا، ما نیز به سهم ناچیز خود، طبق معمول، حواشی پررنگی بر متن حاضرمی زنیم: 1ــ قطع سریع ارتباط: نترسید؛ منظورمان فقط در یک حالت است. آن هم زمانی که با سؤالات بیش از حد لازم تکراری مواجه شویم. در این صورت، به جهت این که صحبت تلفنی با مسؤولان به همۀ کسانی که پشت خط هستند، برسد؛ تشخیص مصلحت آن است که ضمن عذرخواهی لازم،تلفن غیرلازم را قطع کنیم. سؤلاتی تکراری و نخ نما شده مثل: خودیاری (پولی که باعشق تقدیم مدارس می شود)؛ فرسودگی بافت برخی مدارس که با یک تعارف ممکن است فرو بریزند؛ شلوغی برخی کلاسهای درس که تعدادی از دانش آموزان از در و پنجره بیرون می زنند؛ و......قس علی هذا! 2ــ حضور بابای مدرسه: دعوت از بابای مدرسه نیز برای پاسخگویی به شهروندان خوب است که در طرح تماس تلفنی مذکور دیده نشده است. به هر حال، بسیاری از بچه ها وقتی زیر بار مشکلات پدرشان در می آید، می روند با بابای مدرسه طرح مسأله می کنند. به خیال این که آن «بابا آب داد،بابا نان داد» معروف که خواندند، همین بابای مدرسه است که خدا حفظش کند. ناگفته نماند که بسیاری از آبدارچی های ادارات نیز در حل و فصل مشکلات و معضلات، همین نقش حساس استراتژیک را دارند. هر جا آبدارخانه هست، آبادانی هم هست. |
|
| باز یاران با یارانه! |
| ساعت ٦:۱٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱۳ کلمات کلیدی: |
|
امروز، خیلی شاد و شنگولم. چقدر قشنگ است این روز ابری که باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه. روزی که یارانۀ نقدی ملت را دولت مهرورز به حسابشان واریز می کند. بندۀ کمترین که عضو کوچکی از این ملت می باشم، همینجا بدون تکبر و به ضرس قاطع اعلام می دارم که:«بر این مژده گر جان فشانم رواست...» ــ خب که چی؟... ــ «که این مژده آسایش جان ماست». ــ گفتی«ماست»؛ قیمت لبنیات هم که می گویند قرار است اصلاح شود. ــ بله، اصلاحات کلاً خوب است. بخصوص این روزها از حیث اقتصادی اش که از نان شب هم واجب تر است. با این حال، بنده یک همچین فرمایشی نکرده ام. ــ بنده هم که عرض نکردم شما گفتی که!... اوضاع عرض ما مثل وضعیت موجود ارز نیست. حساب و کتاب دارد. این مطلب را جناب محمدحسین نکویی مهر،رئیس سازمان حمایت از مصرف کنندگان و تولیدکنندگان گفته و در ادامه گفته:«انجمن تولیدکنندگان و تشکل های لبنی متعهد شده اند که اگر توسط برخی از کارخانجات، افزایش قیمتی 10 درصدی صورت گرفته باشد؛ آن را برگردانند.» ــ صبر کن...صبر کن... کسی بر نگرداند تا نایلون بیاورم. ــ برای چی؟... ــ که آن 10 درصد اضافه گرفته شده را برگردانند توش! بفرمایید؛ این هم از مختصر گفتمان ماستمالی شدۀ ما با رفیق کج بحثمان که عدل وسط عرایض مربوط به یارانه مان، پای لخت می پرد وسط. که چه بشود؟... که لابد ما را با این «تشکل لبنی» درگیر کند. هرچه هم که هی لب می گزیم که مپرس؛ به خرجش نمی رود که نمی رود. کلاً انگار دخل و خرجش بهم ریخته. یحتمل این مرکز آمار ایران یک چیزی می دانسته که اعلام کرده:«خرج خانوارها بیش از دخلشان است.» ختم کلام: از بحث قشنگ یارانه پرت شدیم؛ اما این دلیل نمی شود که حرفهای پرت بزنیم. فلذا خطاب به امثال این رفیق کج بحثمان ــ که در بالا ذکر خیرش رفت و به پایین نکشید ــ عرض می کنیم که آدم هیج وقت خدا نباید ناشکر باشد. اگر رئیس سازمان حمایت از مصرف کنندگان و تولیدکنندگان گفته که قیمت لبنیات اصلاح خواهد شد؛ خب باید از وی تشکر کرد و دهنش را گل(با ضمه) گرفت. خب،خوب می شد اگر ایشان هم مثل جناب رفیعی، مدیر کل دفتر نظارت بر محصولات کشاورزی و غذایی همین سازمان حمایت از مصرف کنندگان و تولیدکنندگان، ضمن ابراز نگرانی شدیداللحن، آب پاکی روی دست همۀ مصرف کنندگان عزیز می ریخت که:« امکان کاهش یا متعادل کردن قیمت سیب زمینی،پیاز،گوجه فرنگی و حبوبات میسر نیست.»؟... ــ حرف خود را پس گرفتم. مرحمت فرموده ما را مس کنید!...(این حسن ختام بر عرایض ما را همان رفیق کج بحث فوق الاشاره مان آمد که تا آمدیم از آنچه نهایتاً عرض کرد،تشکر کنیم؛ گفتند رفته است دنبال ارز...باعرض شرمندگی!) |
|
| شکرخند دیماه به شدّت برگزار می شود! |
| ساعت ٤:٥٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٥ کلمات کلیدی: |
|
باسلام بر تمامی ملت همیشه در صحنۀ شکرخند؛ خوشحالیم به اطلاع برسانیم، علیرغم آن که فرموده بودیم تا بهمن ماه شکرخندی نخواهیم داشت؛ اما همزمان با ایام الله کریسمس، ارادۀ همایونی بر آن قرار گرفت تا به جهت ترویح روح زندگی و ترویج روحیۀ سرزندگی ــ که لازمۀ پیشرفت ملک و مملکت است ــ شکرخند دیماه را نیز با حضور گرم و گیرای شما و با مدد و مساعدت دوستان طنزپرداز برگزار نماییم. فلذاست که پنجاه و نهمین محفل ادبی شکرخند، روز شنبه دهم دیماه از ساعت 4 تا 7 بعد از ظهر در محل فرهنگسرای هنر تشکیل می شود. حضور شما به صرف تبسم و تفکر، باعث شادی جمیع رفتگان و نرفتگان اهل طنز خواهد شد. این نکته روشن و بدیهی هم مجدداً محض اطمینان خاطر دوستانی که اهل سؤالات عمیق فلسفی هستند، یادآوری می گردد که افراد فاقد کارت نیز می توانند شرکت کنند؛ فقط تفاوت کارتمندان با بی کارت هایی مثل خود بنده در این است که در ابتدا افراد صاحب کارت وارد سالن می شوند که بعداً معترض نشوند که صندلی گیر ما نیامده در حالی که کارت داشتیم؛ پس آنگاه اشخاصی که به هر دلیلی فاقد کارت می باشند، قدم در سالن می گذارند. به هر حال، سر هیچکس بی کلاه نمی ماند! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ زمان شکرخند: یوم الشّنبه دهم دیماه یکهزار و سیصد و نود خورشیدی،رأس ساعت 16 مکان شکرخند: ضلع شمال غربی پل سیدخندان، خیابان جلفا،فرهنگسرای هنر(ارسباران)
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : من ؟... من ملک بودم و فردوس برین جایم بود/ آدم آورد در این دیر خراب آبادم/ نیستم آدم اگر باز نگردم آنجا / زین جهت هست اگر باز کمی دلشادم/ ...همین ! پروفایل مدیر : رضا رفیع |
| آرشیو وبلاگ |
| صفحات وبلاگ |
|
|
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
|
|
| لینکستان |


