خبر خوش: شکرخند این ماه، شنبه 15 بهمن برگزار می شود!
ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٦   کلمات کلیدی:

خبر قبلی: باسلام به همه دوستان شکرخندی؛خیلی مختصر اما نه لزوماً مفید، به اطلاع می رساند که چون به دلیل تقارن شنبۀ اول بهمن با ایام سوگواری، نتوانستیم شصتمین شکرخند را در روز موعد خودش برگزار نماییم؛ لذا فرهنگسرای هنر(ارسباران) اعلام کرد که به دلیل تراکم و ازدحام برنامه های این ماهش متأسفانه نمی تواند روز دیگری را برای شکرخند در نظر بگیرد. به خصوص که بخشی از جشنواره موسیقی فجر هم در همین مکان شریف برگزار می شود.

از اینرو به احتمال قوی، شکرخند بهمن ماه برگزار نمی شود؛ مگر روزی خالی پیدا شود که بعید است پیدا شود!....(در ضمن، این قضیه هیچ دخل و ربطی به قرائت یک رباعی مسأله دار در راستای انتخابات از سوی یکی از دوستان بی مسأله در جلسۀ پیش ندارد و ما به شدت هرچه تمامتر به نظرم این شایعات را محکوم بنماییم بهتر است!)

در عین حال، اگر خواهران و برادران همیشه در صحنه،سؤالی پرسشی چیزی در این ارتباط داشتند، می توانند در ساعات اداری و غیر اداری با تلفن های فرهنگسرای ارسباران تماس حاصل نمایند.20 ــ 22872818

  ***

خبر جدید: از آنجا که خدا حامی لبخند است و از آنجاتر که بندگان خدا نیز لبخند را دوست می دارند؛ خوشحالیم به اطلاع برسانیم که بر اثر پیگیری های به عمل آمده و همراهی و همدلی دوستان فرهنگسرا، برای برگزاری شکرخند این ماه،به قول دفاتر هواپیمایی، یک جای خالی پیدا شد:شنبه، پانزدهم بهمن ماه.

راست گفتند که: دهان باز بی روزی نماند!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زمان برگزاری: شنبه 15 بهمن، ساعت 4 بعد از ظهر

مکان برگزاری: ضلع شمال غربی پل سید خندان، خیابان جلفا،فرهنگسرای هنر(ارسباران)


حل تلفنی مشکلات!
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢۸   کلمات کلیدی:

                                                          

گذشت آن زمانی که یارو می گفت: تلفن می زنم، جواب نمیدی....و خزعبلاتی از این دست! الآنه میزان پاسخگویی مسؤولان و مدیران ما ــ بلاتشبیه عین نرخ دم به ساعت این روزهای سکه ــ به حدی رشد و ترقی پیدا کرده که بعضاً حتی تلفنی هم پای درد دل شما و همپای مشکلات شما برای دادن پاسخی مناسب می نشینند. فقط باید سعی نمایید با تلفن همراه تماس برقرار نفرمایید که وسط کار، ارتباط سالم شما با مسؤول مورد نظرتان قطع نگردد. گرچه به طور قطع، ارتباط میان مردم و مسؤولین هرگز قطع شدنی نیست. اصل این است که دلها خوب آنتن بدهند و دل به دل راه داشته باشد.

از روی دست شهریار:

                       تا سیمکشی نداری از دل با دوست

                                                     در دست تو از این تلفن گوشی نیست

فلذاست که قائم مقام سازمان آموزش و پرورش اعلام می دارد که:«این سازمان تمامی مسؤولان ارشد آموزش و پروزش تهران را برای پاسخگویی مستقیم به تلفن های شهروندان تهرانی به 1820 دعوت کرده است.»

واکنش خوب مسؤولان: تو منو دعوت کن به شهر چشمات!...

سوءتفاهم نشود. این 1820 نام یک مکان خاص نیست، بلکه اگر درست حدس زده باشید، شماره تلفنی است که ملت می توانند از طریق آن و کابلش(اگر در آن روز برگردانده نشود)، مشکلات مدارس را با مسؤولان آموزش و پرورش شدیداً در میان بگذارند. این مسؤولان عزیز شامل  مدیر کل آموزش و پرورش،معاونان وی،رؤسای مناطق 19 گانه، رؤسای نهضت سواد آموزی و ادارات بازنشستگی می شود. مای غافل را باش که تا همین الآن همچین خیال می کردیم که دیگر چیزی به اسم نهضت سوادآموزی نداریم و ریشۀ بیسوادی از بیخ کنده شده است. این خودش اولین خوبی این تسهیلات تلفنی که باعث آگاه شدن ما و امثال ما شد.

بستۀ پیشنهادی: یک کار خوب را همۀ آدمهای خوب ــ بلانسبت ما ــ باید تأیید و تمجید کنند. مگر آدم مغرض باشد که الحمدلله چنین آدمهایی ما نداریم؛ مگر از کشورهای دیگر وارد کنیم. در همین راستا، ما نیز به سهم ناچیز خود، طبق معمول، حواشی پررنگی بر متن حاضرمی زنیم:

1ــ قطع سریع ارتباط: نترسید؛ منظورمان فقط در یک حالت است. آن هم زمانی که با سؤالات بیش از حد لازم تکراری مواجه شویم. در این صورت، به جهت این که صحبت تلفنی با مسؤولان به همۀ کسانی که پشت خط هستند، برسد؛ تشخیص مصلحت آن است که ضمن عذرخواهی لازم،تلفن غیرلازم را قطع کنیم. سؤلاتی تکراری و نخ نما شده مثل: خودیاری (پولی که باعشق تقدیم مدارس می شود)؛ فرسودگی بافت برخی مدارس که با یک تعارف ممکن است فرو بریزند؛ شلوغی برخی کلاسهای درس که تعدادی از دانش آموزان از در و پنجره بیرون می زنند؛ و......قس علی هذا!

2ــ حضور بابای مدرسه: دعوت از بابای مدرسه نیز برای پاسخگویی به شهروندان خوب است که در طرح تماس تلفنی مذکور دیده نشده است. به هر حال، بسیاری از بچه ها وقتی زیر بار مشکلات پدرشان در می آید، می روند با بابای مدرسه طرح مسأله می کنند. به خیال این که آن «بابا آب داد،بابا نان داد» معروف که خواندند، همین بابای مدرسه است که خدا حفظش کند. ناگفته نماند که بسیاری از آبدارچی های ادارات نیز در حل و فصل مشکلات و معضلات، همین نقش حساس استراتژیک را دارند. هر جا آبدارخانه هست، آبادانی هم هست.


باز یاران با یارانه!
ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱۳   کلمات کلیدی:

                                          

امروز، خیلی شاد و شنگولم. چقدر قشنگ است این روز ابری که باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه. روزی که یارانۀ نقدی ملت را دولت مهرورز به حسابشان واریز می کند. بندۀ کمترین که عضو کوچکی از این ملت می باشم، همینجا بدون تکبر و به ضرس قاطع اعلام می دارم که:«بر این مژده گر جان فشانم رواست...»

ــ خب که چی؟...

ــ «که این مژده آسایش جان ماست».

ــ گفتی«ماست»؛ قیمت لبنیات هم که می گویند قرار است اصلاح شود.

ــ بله، اصلاحات کلاً خوب است. بخصوص این روزها از حیث اقتصادی اش که از نان شب هم واجب تر است. با این حال، بنده یک همچین فرمایشی نکرده ام.

ــ بنده هم که عرض نکردم شما گفتی که!... اوضاع عرض ما مثل وضعیت موجود ارز نیست. حساب و کتاب دارد. این مطلب را جناب محمدحسین نکویی مهر،رئیس سازمان حمایت از مصرف کنندگان و تولیدکنندگان گفته و در ادامه  گفته:«انجمن تولیدکنندگان و تشکل های لبنی متعهد شده اند که اگر توسط برخی از کارخانجات، افزایش قیمتی 10 درصدی صورت گرفته باشد؛ آن را برگردانند.»

ــ صبر کن...صبر کن... کسی بر نگرداند تا نایلون بیاورم.

ــ برای چی؟...

ــ که آن 10 درصد اضافه گرفته شده را برگردانند توش!

بفرمایید؛ این هم از مختصر گفتمان ماستمالی شدۀ ما با رفیق کج بحثمان که عدل وسط عرایض مربوط به یارانه مان، پای لخت می پرد وسط. که چه بشود؟... که لابد ما را با این «تشکل لبنی» درگیر کند. هرچه هم که هی لب می گزیم که مپرس؛ به خرجش نمی رود که نمی رود. کلاً انگار دخل و خرجش بهم ریخته. یحتمل این مرکز آمار ایران یک چیزی می دانسته که اعلام کرده:«خرج خانوارها بیش از دخلشان است.»

ختم کلام: از بحث قشنگ یارانه پرت شدیم؛ اما این دلیل نمی شود که حرفهای پرت بزنیم. فلذا خطاب به امثال این رفیق کج بحثمان ــ که در بالا ذکر خیرش رفت و به پایین نکشید ــ عرض می کنیم که آدم هیج وقت خدا نباید ناشکر باشد. اگر رئیس سازمان حمایت از مصرف کنندگان و تولیدکنندگان گفته که قیمت لبنیات اصلاح خواهد شد؛ خب باید از وی تشکر کرد و دهنش را گل(با ضمه) گرفت. خب،خوب می شد اگر ایشان هم مثل جناب رفیعی، مدیر کل دفتر نظارت بر محصولات کشاورزی و غذایی همین سازمان حمایت از مصرف کنندگان و تولیدکنندگان، ضمن ابراز نگرانی شدیداللحن، آب پاکی روی دست همۀ مصرف کنندگان عزیز می ریخت که:« امکان کاهش یا متعادل کردن قیمت سیب زمینی،پیاز،گوجه فرنگی و حبوبات میسر نیست.»؟...

ــ حرف خود را پس گرفتم. مرحمت فرموده ما را مس کنید!...(این حسن ختام بر عرایض ما را همان رفیق کج بحث فوق الاشاره مان آمد که تا آمدیم از آنچه نهایتاً عرض کرد،تشکر کنیم؛ گفتند رفته است دنبال ارز...باعرض شرمندگی!)


شکرخند دیماه به شدّت برگزار می شود!
ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٥   کلمات کلیدی:

باسلام بر تمامی ملت همیشه در صحنۀ شکرخند؛ خوشحالیم به اطلاع برسانیم، علیرغم آن که فرموده بودیم تا بهمن ماه شکرخندی نخواهیم داشت؛ اما همزمان با ایام الله کریسمس، ارادۀ همایونی بر آن قرار گرفت تا به جهت ترویح روح زندگی و ترویج روحیۀ سرزندگی ــ که لازمۀ پیشرفت ملک و مملکت است ــ شکرخند دیماه را نیز با حضور گرم و گیرای شما و با مدد و مساعدت دوستان طنزپرداز برگزار نماییم.

فلذاست که پنجاه و نهمین محفل ادبی شکرخند، روز شنبه دهم دیماه از ساعت 4 تا 7 بعد از ظهر در محل فرهنگسرای هنر تشکیل می شود. حضور شما به صرف تبسم و تفکر، باعث شادی جمیع رفتگان و نرفتگان اهل طنز خواهد شد.

این نکته روشن و بدیهی هم مجدداً محض اطمینان خاطر دوستانی که اهل سؤالات عمیق فلسفی هستند، یادآوری می گردد که افراد فاقد کارت نیز می توانند شرکت کنند؛ فقط تفاوت کارتمندان با بی کارت هایی مثل خود بنده در این است که در ابتدا افراد صاحب کارت وارد سالن می شوند که بعداً معترض نشوند که صندلی گیر ما نیامده در حالی که کارت داشتیم؛ پس آنگاه اشخاصی که به هر دلیلی فاقد کارت می باشند، قدم در سالن می گذارند. به هر حال، سر هیچکس بی کلاه نمی ماند!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زمان شکرخند: یوم الشّنبه دهم دیماه یکهزار و سیصد و نود خورشیدی،رأس ساعت 16

مکان شکرخند: ضلع شمال غربی پل سیدخندان، خیابان جلفا،فرهنگسرای هنر(ارسباران)  

 


وارد کردن چیزهای خطرناک چینی!
ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٥   کلمات کلیدی:

                                                 

سالهاست که شاهد و ناظر واردات خیلی از چیزها از چین هستیم. فقط ظروف چینی را باید دقت کنیم که ممکن است ساخت ایران باشد. اگر بود، سریع بخریم که باید تولیدات خودمان را تقویت کنیم. وارد کردن خیلی چیزها از چین در راستای تحکیم روابط فیمابین، اشکالی ندارد. خصوصاً که نسبت به جاهای دیگر، ارزانتر هم هست. به خاطر نیروی کار ارزانی که دارند. جمعیت زیاد، این خوبی ها را هم دارد. نه مثل ما که بر اساس نتایج آخرین سرشماری انجام شده در همین آبانماه 90، نسبت به سال 85 فقط پنج میلیون به جمعیت کشورمان اضافه شده است؛ به طوری که بعضی ها معتقدند باید جمعیت از چین بیاریم! در صورتی که خیلی از بزرگان، از جمله خود حقیر، با این کثرت جمعیت مخالفیم و معتقدیم که جمعیت بیشتر، یارانۀ کمتر!

یک ضرب المثل جدید: روزی دست خداست، اما یارانه دست دولت!

بله، عرض می کردیم که خیلی از چیزها را می شود از کشور عالیقدر وعیالمند چین وارد کرد؛ همچنان که خیلی چیزها می شود به آن صادر کرد؛ اما این دلیل آن نمی شود که ما هرچیزی از آنجا وارد کنیم. با این نگرش، ما دو دسته واردات از چین می توانیم داشته و نداشته باشیم:

1ــ دستۀ اول، چیزهایی است که برای زندگی آدم خیلی خطر ندارد؛ مثل انواع میوه و پرنده و ادویه جات و گل و گیاه و اسباب بازی و فشفشه و ترقی و تخم مرغ و کشک و پشم و....غیره!(اینها خب اشکالی ندارد؛ می شود وارد کرد. هم آنها خرج دارند، هم ما احتیاج.)

2ــ دستۀ دوم، چیزهایی است که با جان آدم سر و کار دارد. مثل لاستیک هایی که از چین وارد کردند یا دارند وارد می کنند یا قرار است وارد کنند. به خصوص اگر مربوط به چرخ هواپیما باشد که بد از بدتر. ترکیدن همان، ترکاندن حباب عمر همان!(بسا کسا که بر اثر ترکیدن یک لاستیک ناقابل، به شدت از دنیا رفته اند و بالعکس؛ یعنی با نترکیدنش از دنیا نرفته اند!)

خب، حالا با این تواصیف و تواصیف، حق داریم که نگران واردات لاستیک چینی باشیم یا نه؟....آن هم زمانی که طبق معمول سایر حرفهایمان، داریم مستند و مدلل حرف می زنیم. استناد ما به حرفهای کارشناسانۀ رئیس مرکز تحقیقات صنایع لاستیک ایران است که در گفت و گو با خبرنگار واحد مرکزی خبر گفته است:« عمر مفید لاستیک های چینی، در مقایسه با نمونه های تولید داخل، کمتر از 50 درصد است که استفاده از آن می تواند موجب به خطر انداختن جان سرنشینان خودرو شود.»

هشدار لاستیکی:

                 دست حاجت به سوی لاستیک چینی نبریم

                                           جنس بد مصلحت آن است که بالکل نخریم

آری، این چنین است برادر!...صحبت از لاستیک ماشین است که با جان آدمیزادی سرو کار دارد، نه لاستیکی که مال بچه هاست و داخلش پوشک می گذارند که نوعی ایزوگام موقت و بچگانه جهت ممانعت ار برخی صادرات اضافه است. جان آدمیزاد هم که بلانسبت، بلانسبت، شلغم نیست. گرچه، شلغم هم این روزها قاطی میوه ها شده است. به خاطر قیمتش که به موازات هویج رشد می کند.

حالا اضافه کنید به خطر جانی، ضرر مالی را که بر اثر استفاده از لاستیک های غیراستاندارد و بی کیفت چینی، به صاحب مال وارد می شود و باعث افزایش 20 درصدی مصرف بنزین وی می شود.

بستۀ پیشنهادی: ما که در قضیۀ واردات لاستیک چینی، نمی توانیم دخالتی بکنیم؛ چرا که نه سر پیازیم و نه ته نامبرده ؛ فقط می توانیم در حد وسع ناچیزمان به صورتی ارشادی ــ ایجابی، یک بستۀ پیشنهادی در این راستا تهیه و تنظیم کنیم که می کنیم. به شرح زیر:

1ــ توقف سریع واردات: از همین امروز دولت اراده کند که از فردا از چین لاستیک وارد نشود و دست های پیدا و پنهان در این قضیه هم از ناحیۀ مچ به بالا شناسایی شوند. اگر هم دستی کج بود، ممکن است مال جریان انحرافی باشد.

2ــ دو تا بده، یکی ببر: آن دسته از ملت که هم اکنون دارای لاستیک چینی می باشند و بر اثر هشدارهای آگاهی بخش ما دچار ترس از پنچری و ترکیدگی و در رفتگی ناخواسته از دار دنیا شده اند؛ با یاری سبز دولت و راه اندازی مراکزی برای تعویض فوری، می توانند دو تا لاستیک چینی بدهند، یک لاستیک ایرانی ببرند. زنده باد جنس ایرانی!

3ــ تبدیل لاستیک ها: از آنجا که لاستیک بچه از هر جنسی که باشد، خطر مرگ ندارد؛ می توانیم در یک فرآیند بازیافتی، لاستیک های چینی روی دست مانده را به لاستیک قابل استفادۀ کودکان تبدیل نماییم. فوقش دچار حساسیت پوستی و موضعی می شوند که پمادش در داخل هست. مواضع سیاسی جناحی که نیست که لاعلاج باشد. فقط باید مراقب باشیم که افراد فرصت طلبی اقدام به وارد کردن پمادش از چین نکنند. خودمان داریم، می مالیم.

4ــ رعایت احتیاط واجب: اگر بنا به پاره ای دلایل، نشد که از لاستیک های چینی استفاده نکنیم و مجبور شدیم که استفاده بکنیم؛ می توانیم با احتیاط و از منتهی الیه سمت راست جاده یا خیابان با سرعت زیر 20 تا حرکت کنیم که به محض آن که ترکید، دستمان را بگیریم به دیوار. حالا فوقش متوجه می شویم که ترکیدگی مال ما نبوده، مال کس دیگری بوده است؛ ضرر نکردیم. تا دلتان هم بخواهد، دیوار داریم. چیزی ازشان کم نمی شود. اگر دیدی جوانی بر دیواری تکیه کرده، بدان که لاستیکش ترکیده است و گریه کرده!

 

 


برگزاری شدیداللحن شکرخند آذرماه
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٩   کلمات کلیدی:

ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند

                                      مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند

با سلام و عرض لبخند و ارادت نسبت به ساحت تک تک شکرخندیان همیشه در صحنه، افتخار آن را دارم به اطلاع عموم علاقه مندان به طنز و تبسم برسانم که پنجاه و هشتمین محفل ادبی طنز شکرخند، یوم الچهارشنبه دوم آذرماه جلالی، ساعت 5 بعدازظهر(پ نه پ، ساعت 5 صبح!) به شدت هرچه تمامتر برگزار می شود.

قرار بود به رسم معمول شکرخند، این جلسه نیز در موعئ مقرر خودش یعنی اولین شنبه آذر برگزار شود که چون مصادف با شب اول محرم شد، نمی شد! فلذا لبخند را به مدت سه روز به نفع گریه جلو کشیدیم(فرار رو به جلو!)، یعنی شکرخند سه روز زودتر برگزار می شود که مشکلی نباشد.

پس به امید دیدار لبخند روی گل شما در شکرخند، با وجود هر مشکلی که هم خدا داند و هم من دانم و هم شما دانید!....در برگزاری این جلسات، به همیاری و همراهی و همدلی شما سخت نیازمندم. هم اکنون نیازمند یاری سبز شما هستیم!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زمان برگزاری: چهارشنبه 2 آذر 1390 ــ ساعت 5 بعد از ظهر

مکان برگزاری: ضلع شمال غربی پل سیدخندان، خیابان جلفا، فرهنگسرای هنر(ارسباران)


نشستی و ننشستم!
ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٥   کلمات کلیدی:

یکی از وی‍ژگی های فیزیکی بدن انسان، همین توانایی گرفتن حالت های مختلف الاضلاع همچون: نشستن و ایستادن و دراز کشیدن و خم شدن و.....امثال این اَشکال بدون اِشکال است. منتهی هر کدام از این حالت های فیزیکی اگر بیش از حد مجاز و خارج از چهارچوب موازین لازم پزشکی و پیراپزشکی باشد؛ حادثه آفرین می شود. فی المثل شما تصور بفرمایید بنده خدایی را که عادت کرده باشد بیش از اندازه خم شود. خب ظرف یک مدتی، پدر کمرش و ایضاً فنرش در می آید. از پس آن هم فغان و فریاد و لابه که آخ کمرم....وای کمرم.....

زبان حال دردمند:

                کمر از جان من دیگر چه خواهد

                                                   مرا چون با کمر کاری نباشد

این قضیه در مورد سایر حالت های استقرار آدمی نیز به شدت صادق است. هفشده روز اگر در یک بستر دراز بکشید و حتی با فعال شدن گسل های زمین هم تکان نخورید، احدالناسی هم شما را پشت و رو نکند که ته نگیرید؛ مطمئن باشید که زخم بستر می گیرید که گاهی بدتر از زخم زبان است. در زمینۀ نشستن نیز اخیراً متخصصان استرالیایی هشدار دادند که اگر به مدت طولانی صورت بگیرد، حتی برای افرادی هم که روزانه زمان مشخصی را ورزش می کنند، خطر ابتلا به سرطان را تشدید می کند.

این متخصصان دلسوز متذکر شدند که اگر بین نشستن های طولانی مدت، یک تا 2 دقیقه از جای خود برخاسته و راه بروید؛ با همین وقفۀ بسیار کوتاه می توانید شاخص های کلیدی سرطان زایی را تا حد زیادی در بدنتان کاهش دهید که سلامتی تان قفل نکند.

بستۀ پیشنهادی: حالا که نشستن زیاد تا این حد وحشتناک ضرر دارد، خیلی باید بی انصاف باشیم که در این مورد اقدام به ارائۀ یک بستۀ پیشنهادی نفرماییم. چیمان از متخصصان استرالیایی کمتر است؛ به جز مختصری تخصص که مهم نیست. در عوض، آنها هم در زمینۀ طنز صاحب تخصص نیستند. این به آن در!....پس بستۀ سربستۀ ما را تحویل بگیرید:

1ــ کار فرهنگی: این چه فرهنگ غلطی است که از قدیم الایام، به نظم و نثر و غیره، ما را دعوت به نشستن کرده اند وکماکان نیز می کنند؟...خب، من اگر بنشینم/تو اگر بنشینی/همه مان سرطان می گیریم؛ فاتحه!...پس باید که این فرهنگ غلط زیادی را اصلاحات درست و حسابی بکنیم.

مثلاً چرا باید سعدی عزیز بفرماید که: «بنشینم و صبر پیش گیرم/دنبالۀ کار خویش گیرم»؟....خب الآن بنا به ضرورت بهداشتی و فیزیولوژیک می توانیم بگوییم:«برخیزم و صبر پیش گیرم....»؛ یا «بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین...»، با اجازۀ حضرت حافظ بشود:«بتمرگ بر لب جوی و گذر عمر ببین...»؛ یا آن ترانۀ معروف معلوم الحال «عزیز بشینه کنارم/زعشقت بی قرارم/....»، چنین خوانده شود که:«عزیز نشینه کنارم/زعشقت بی قرارم/....» که تازه، بیشتر هم در چهرچوب موازین ارشاد هست. و قس علی عذا القیاس!

2ــ تعطیلی نشست ها: لازم نیست که بسیاری از کنفرانس ها و کنگره های علمی و ادبی و سیاسی و غیره(به استثنای برخی مناظره ها)، حتماً و لزوماً به صورت «نشست» انجام پذیرد. این جوری، به تدریج، سلامتی خود اشخاص دچار نشست می شود. افراد می توانند به حالت ایستاده با هم گفت و گو کنند یا هم که به صورت یک در میان، بنشینند و بایستند. این طوری، ظاهر مراسم نیز متنوع و متفاوت از شکل کلیشه ای همیشگی اش خواهد شد. ساعت بگذارند، هر نفر یک مدت مشخصی را بنشیند و دیگری بایستد و سپس این دیگری بنشیند و آن نفر بایستد. هرکسی چند وقته نوبت اوست!

3ــ تغییر مدیریت ها: چون پاره ای از مدیران زحمتکش و خدمتگزار ملت ممکن است بر اثر طولانی شدن زمان نشستن بر صندلی مدیریت، به تدریج دچار مشکلات ناشی از نشستن زیاد از حد شوند؛ بد نیست که هر چند سال یک بار لااقل جای خود را با یک مدیر دیگر عوض کنند. این طوری، آن مدیر جدید هم که قبلاً بر روی یک صندلی دیگر در یک جای دیگر نشسته بوده است؛ دچار عوارض خطرناک ناشی از نشستن زیاد در یک جا نخواهد شد. با اجازۀ مرحوم اوستا، این طور عرض می کنم که:«نشستی و ننشستم/شکستی و نشکستم». آدم بر اثر یک جا نشستن زیاد، دود از کمرش بلند می شود. میزهای ما هم که متأسفانه مجهز به دودکش نمی باشند.


شکرخند آبانماه برگزار می شود ایهاالناس!
ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٥   کلمات کلیدی:

بار دیگر اولین شنبۀ ماه از راه رسید و شکرخندی دیگر، فراروی اهل طنز و تبسم قرار دارد. پنجاه و هفتمین شب شعر طنز شکرخند، روز شنبه 7 آبان، رأس ساعت 4 بعد از ظهر برگزار می شود. با اجرای خودم و مجری دوم که هیچ وقت نامش را از قبل اعلام نمی کنم. همچنان که نام سایر مهمانان ویژه را. کماکان نیز مکان این محفل ادبی از ناچاری، همان فرهنگسرای هنر(ارسباران) خواهد بود. احتیاج به ترسیم کروکی محل نیست؛ بیش از حد تابلو است!

جلسۀ پیشین برای اولین بار در طول این 5 سال برگزاری شکرخند، بعد از 20 دقیقه جلسه را ترک کردم به خاطر اجرای یک برنامۀ مخصوص خراسانی های مقیم تهران که سالی یک بار در شب ولادت امام رضا(ع) برگزار می شود و چون قول داده بودم؛ علیرغم میل باطنی ام از جمع دوستان شکرخندی جدا شدم و امیدوارم که این نوبت، بتوانم نبودنم در دفعۀ قبل را جبران کنم.(خدا رحم کند!)

منتظر دیدار شما دوستان شکرخندی هستم. لبخندتان را همراه بیاورید!....اگر هم باران ببارد، باز هم چشم انتظار دیدن شماییم......که: دوست را زیر باران باید دید!

زمان برگزاری: شنبه 7 آبان، ساعت 4 بعد از ظهر

مکان برگزاری:ضلع شمال غربی پل سیدخندان، خیابان جلفا، فرهنگسرای هنر(ارسباران)

 

 


با تخم مرغ چه کنیم؟
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤   کلمات کلیدی:

                               

با توجه به قیمت بالای تخم مرغ در این روزها، بسیاری از مردم که بندۀ کمترین را در کوچه و خیابان ملاحظه می کنند، از این حقیر روسیاه سؤال می نمایند که: الیوم با تخم مرغ چه کنیم؟... بخوریم؟...نخوریم؟... یک در میان بخوریم؟... برویم توی ترک؟... و قس علیهذا!....

قبل از این که بنده چیزی بگویم؛ اجازه بدهید ببینیم بقیه چه می گویند. بقیه یعنی پاره ای از مسؤولان مربوطه. عنایت بفرمایید:

1ــ دبیر ستاد ترویج تخم مرغ: هر انسانی برای حفظ سلامتش باید روزی یک تخم مرغ بخورد.

ــ مردم عزیز: چشم. به نکتۀ ظریفی اشاره فرمودید. یادم باشد حتماً روزی یک تخم مرغ بخورم!

2ــ یک کارشناس تغذیه وزارت بهداشت: تخم مرغ ها را برای نگهداری، نشویید؛ زیرا راه ورود میکروب از طریق منافذ موجود روی پوست باز می شود. باید آنها را نشسته، بلافاصله در یخچال بگذارید.

ــ همان مردم عزیز: ممنون که گفتید. مانده بودیم این همه تخم مرغ را چه جوری نگهداری کنیم و کجا بگذاریم؟

3ــ معاون وزیر صنعت و معدن و تجارت: تخم مرغ شانه ای 5100 تومان است و فروش بالاتر از 6000 تومان، تخلف است.

ــ باز هم همان مردم عزیز: وای ی ی... خدای من، راست می گویید؟...رفتم که یک شانه تخم مرغ بخرم. امشب یک املت درست و حسابی افتادیم. سر راه، گوجه یادم نره!

4ــ سوپری سر کوچه: خواب دیدید، خیر باشد!...یک شانه تخم مرغ شما شد 9000 تومان!

ــ و باز هم همان مردم عزیز قبلی: ولی عرض کردند که.......

ــ .... بله، عرض کردند!

بستۀ پیشنهادی: از آنجا که از مجموع عرایض فوق، باز هم چیزی دستگیرمان نشد که بالاخره با معضل اساسی تخم مرغ چه کنیم؛ در نهایت باز مجبوریم که خودمان دست به کار ارائۀ رهنمود شویم. فلذا علی العجاله چند پیشنهاد راهبردی ــ کاربردی، تقدیم حضور می کنیم:

1ــ طرح تعویض: یک شانه تخم مرغ بدیم، یک مرغ بگیریم.

2ــ طرح تعریض: تمهیدات و تسهیلاتی برای مرغ ها به وجود آوریم که بیشتر تخم کنند.

3ــ حلوا حلوا کردن: تا اطلاع ثانوی از شکستن تخم مرغ اجتناب ورزیم و آن را روی سر بگذاریم، حلوا حلواش کنیم.

4ــ اختصاص دادن: تخم مرغ را به سفرۀ هفت سین اختصاص دهیم و سالی یک بار آن را مورد مصرف قرار دهیم. مثل آن چیزهای دیگر این سفره.

5ــ تخم مرغ چینی: مسلماً چین که جمعیت وحشتناکی دارد، قطعاً تعداد مرغ هایش هم باید خیلی زیاد باشد. از این رو ــ برای تأمین نیمرو ــ تا مدتی از چین، تخم مرغ وارد کنیم. مزیّت تخم مرغ چینی این است که زودتر هم شکسته می شود.

6ــ تفکیک تخم مرغ: اگر فعلاً قیمت تخم مرغ را نمی شود پایین کشید؛ بد نیست که اقدام به تقسیم بندی و نامگذاری رده های جدید آن کنیم. به این ترتیب:

الف ــ تخم مرغ کامل

ب ــ تخم مرغ نیم

ج ــ تخم مرغ ربع

د ــ و....دیگر اندازه های کمتر و مناسب تر!


برگزاری شدیداللحن شکرخند مهرماه
ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٦   کلمات کلیدی:

                                  

 چه خوش باشدکه بعد از یک ــ دوماهی

به  لبخندی رسی چون  «خنده ماهی»

با سلامی چو بوی خوش آشنایی!....که گاهی در شرایط حساس کنونی، آدم نمی داند چه بوی خوشی دارد آشنایی؟!....قدیمی ها گفتند؛ ما هم تکرار می کنیم. علی ایّ حال، به اطلاع عموم ملت طنزپرور ایران می رساند که پنجاه و ششمین محفل ادبی شکرخند، استثنائاً در سومین شنبۀ این ماه؛ یعنی روز شنبه 16 مهر، ساعت 4 بعد از ظهر، در فرهنگسرای هنر(ارسباران) برگزار می شود.

مستحضرید که شب شعر شکرخند از جلسۀ مرداد که برگزار شد، دیگر برگزار نشد. دلیلش نیز تعمیرات ساختمانی ــ و نه ساختاری ــ محل اجرای برنامه، یعنی سالن ارسباران بود که بحمدالله همزمان با رسیدگی به پروندۀ اختلاس 3000 میلیاردی بانک صادراتِ پول به خارج از کشور؛ تعمیرات آن پایان یافته و بار دیگر اهالی خوب شکرخند می توانند در کنار هم بنشینند و لبخند بزنند. لبخند به جماعت که افضل از لبخند فراداست. پس به یاد تمامی دوستان شکرخندی باهم دم می گیریم  مثل سابق که:

             ای پستۀ تو خنده زده بر خدیث قند

                                   مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مکان دیدار: ضلع شمال غربی پل سیدخندان ــ خیابان جلفا ــ فرهنگسرای هنر(ارسباران)

زمان ملاقات: ساعت 4 بعد از ظهر روز شنبه 16/7/1390

 

 

 

 


← صفحه بعد